×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
فطرت آدمی دلیلی بر وجود خداوند متعال

اختصاصی ارجا نیوز

در این برهان گفته می‌شود انسان از درون خود خداجوست، و به دنبال خداوند متعال میگردد، به این معنا که یک کشش درونی به سمت خدا در خودش احساس می‌کند. این برهان را علمای شیعه به دو نحوه تقریر کرده‌اند؛
تقریر اول:
انسان، وقتی دچار بحران‌های شدید روحی یا جانی شده و دستش از تمام دنیا کوتاه شود، و دیگر هیچ امیدی به کسی در دنیا نداشته باشد، باز کاملا ناامید نمی‌شود و در درون خود به نیرویی که کمکش خواهد کرد امید دارد؛ یعنی حتی در بدترین شرایط ممکن که از حیث ظاهر، تمام دنیا و امکاناتش نمی‌توانند به ما کمک کنند، باز می‌بینیم ناامید مطلق نیستیم و در درون خود، به یک نیرویی که فراتر از عالم ماده و دنیا امید داریم.
با چند مثال مسأله روشن‌تر می‌شود؛ فرض کنید در یک کشتی گیر کرده باشیم و کشتی دچار طوفان شدید شود، و ما در حال غرق شدن باشیم، و امیدی به استفاده از هیچ امر طبیعی و مادّی نیز نداشته باشیم، مجالی هم برای تدبر و تفکر وجود ندارد، در همین حال در درون و وجود خود، هم‌چنان به کمک شخصی بالاتر از عالم امید داریم و احساس می‌کنیم تنها اوست که می‌تواند ما را نجات دهد.
یا فرض کنید به یک بیماری لاعلاج دچار شده‌ایم، و تمام دکتران دنیا ما را جواب کرده‌اند، و می‌دونیم هیچ راهی برای بهبودی وجود ندارد؛ باز در این شرایط هم کاملا ناامید نیستیم و در درون خود، به یک نیرویی که بالاتر از عالم ماده و دنیاست، امید داریم ما را شفا دهد.

واقعا این طور نیست؟ آیا این حالت را تجربه کرده‌اید؟ آن نیرو نامش خداوند متعال است که انسان را خلق کرده و این حس را در درون او به ودیعه گذاشته است.

تقریر علمی برهان فطرت:
میل و کشش در انسان همیشه دو طرف می‌خواهد، که هر دو هم واقعیت دارند، به این رابطه تضایف گفته می‌شود؛ در رابطه تضایف، دو طرف وجود دارد و هر دو هم وجودی هستند و واقعی، مثل رابطه پدر با پسر، یعنی تا پدر نباشد، پسر معنا ندارد و تا پسری نباشد پدر معنا ندارد، لذا این دو مفهوم به هم وابسته‌اند؛ و اگر یکی از آن دو در خارج وجود داشته باشد، قطعا دیگری هم در خارج وجود دارد.

در رابطه با انسان و گرایش های درونی او نیز این قاعده صدق می‌کند، یعنی اگر در فطرت و درون انسان، میل و گرایشی حقیقی وجود داشته باشد، باید طرف دیگر آن گرایش، که آن میل به آن وابسته است هم در خارج وجود داشته باشد؛ مثلا انسان در درون احساس گرسنگی می‌کند، این میل در آدمی حقیقی است، پس باید در خارج غذایی برای رفع این میل وجود داشته یاشد. و یا این‌که انسان در درون خود به یک نفر عشق و محبت دارد، می گوییم پس در خارج هم باید کسی یا چیزی وجود داشته باشد که این محبت انسان، به آن شئ تعلق گرفته باشد، حال هر چیزی باشد فرقی نمی‌کند.

در رابطه با خداوند متعال نیز این قاعده صادق است، علما معتقد‌ند: حال که در ردون آدمی چنین حس و گرایش و امیدی وجود دارد، پس باید در خارج نیز کسی باشد تا جواب‌گوی این حس درونی انسان قرار گیرد، چرا که این حس و وجود آن نیروی عظیم و کمکی در خارج متضایف‌اند؛ پس باید در خارج آن نیروی عظیم وجود داشته باشد و او کسی جز خداوند متعال نیست.[۱]

——————————
پی‌نوشت
۱-برگرفته از کتاب تبیین براهین اثبات خدا؛ ایت الله جوادی آملی، انتشارات اسراء، قم، ۱۳۷۸ش، چاپ سوم.

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true