×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : دوشنبه, ۴ بهمن , ۱۴۰۰  .::.   برابر با : Monday, 24 January , 2022  .::.  اخبار منتشر شده : 0 خبر
برهان صدیقین ملاصدرا دلیلی محکم برای اثبات خدا

در مورد برهان صدیقین مطالب علمی و تحقیقی فراوان است؛ لکن به اقتضای گنجایش این نوشتار مطالبی مختصر بیان می‌شود. اصطلاح برهان صدیقین را نخستین بار «بوعلی سینا» با استفاده از آیات قرآن کریم برای برهان خود به کار برد، سرّ این نام‌گذاری توسط او، این است که در این برهان هیچ یک از افعال و مخلوقات خداوند نظیر حرکت و حدوث، واسطه در اثبات نیستند، بلکه بعد از نفی سفسطه و قبول این‌که واقعیتی هست، با نظر به اصل وجود، بدون آن‌که نیاز به واسطه‎ی دیگری باشد، با یک تقسیم عقلی که موجود یا واجب است یا ممکن، و در صورتی‌که ممکن باشد مستلزم واجب خواهد بود، وجود خدای تعالی اثبات می‌کند.[۱]
تقریر برهان صدیقین صدرالمتألهین به طور خلاصه چنین است؛ با توجّه به این سه مقدمه: ۱٫ اصالت وجود و اعتباری بودن ماهیت. ۲٫ مراتب داشتن وجود و تشکیک خاص بین علّت و معلول، به گونه‎ای که وجود معلول، استقلالی از وجود علّت هستی‎بخش ندارد. ۳٫ ملاک نیاز معلول به علّت، همان ربطی بودن و تعلّقی بودن وجود آن، نسبت به علّت است و به عبارت دیگر: ضعف مرتبه وجود آن است و تا کم‎ترین ضعفی در موجودی وجود داشته باشد بالضروره معلول و نیازمند به موجود عالی‎تری خواهد بود و هیچ‌گونه استقلالی از آن نخواهد داشت.

با دانستن این مقدمات، می‎توان این برهان را چنین تقریر کرد: مراتب وجود، به استثناءِ عالی‎ترین مرتبه آن‌که دارای کمال نامتناهی و بی‎نیازی و استقلال مطلق می‌باشد، عین ربط و وابستگی است، و اگر آن مرتبه اعلی تحقق نمی‎داشت، سایر مراتب هم تحقق نمی‎یافت؛ زیرا لازمه فرضی تحقق سایر مراتب بدون تحقق عالی‎ترین مرتبه وجود این است که مراتب مزبور، مستقل و بی‎نیاز از آن باشند، در حالی که حیثیت وجودی آن‌ها عین ربط و فقر و نیاز است.[۲]

به اعتقاد استاد مصباح یزدی متین‌ترین تقریر برای برهان ملاصدرا همان تقریر خود ملاصدرا است که بیان آن از سه مقدمه تشکیل می شود:
۱٫ وجود امری اصیل و در مقابل آن، ماهیت امری اعتباری است.
۲٫ وجود دارای مراتب مختلف است و بین مراتب آن رابطه علت و معلولی برقرار است به گونه‌ای که وجود معلول، استقلالی از وجود علت هستی‌بخش خود ندارد و کاملا وابسته به علت خود است.
۳٫ ملاک نیازمندی معلول به علت، همان وابستگی وتعلقِ وجودِ معلول به علت است. به عبارت دیگر، ضعف مرتبه وجودی معلول از مرتبه وجودی علت است و از طرفی هم، تا زمانی‌که کمترین ضعفی در موجودی وجود داشته باشد، ضرورتاً معلول و نیازمند به موجود عالی‌تری خواهد بود و هیچ‌گونه استقلالی از آن موجود عالی نخواهد داشت.

با توجه به این مقدمات می توان برهان ملاصدرا را این گونه بیان کرد: همه مراتب وجود، به استثناء عالی‌ترین مرتبه آن که دارای کمال نامتناهی و بی نیازی و استقلال مطلق می‌باشد، عین ربط و وابستگی است و اگر آن مرتبه اعلی تحقق نمی‌یافت، سایر مراتب هم تحقق پیدا نمی‌کردند؛ زیرا لازمه فرضِ تحققِ سایر مراتب، بدون تحقق عالی‌ترین مرتبه وجود، این است که مراتب مزبور مستقل و بی‌نیاز از آن باشند در حالی‌که حیثیت وجودی آن‌ها عین ربط، فقر، نیازمندی و وابستگی است.

ویژگی اصلی برهان ملاصدرا این است که برخلاف برهان ابن سینا در این برهان نیازی به باطل کردن دور وتسلسل نیست و از سوی دیگر به کمک این برهان نه تنها وحدت، بلکه سایر صفات کمالیه خدای متعال نیز ثابت می‌شود.

تقریر این برهان با زبان ساده:

آدم خودش را درک می‌کند و می‌فهمد واقعا وجود دارد؛ هم‌چنین وقتی به اطراف خود نگاه می‌کند چیزهایی را مشاهده می‌کند که یقین دارد آن‌ها نیز وجود دارند، لذا در این‌که این موجودات هستند و خواب و توهم نیست شکی ندارد؛ پس اصل اول این‌که واقیتی هست، وجودی هست، در این مطلب اصلا شک نداریم. چون هر وقت احساس گرسنگی می‌کنیم، دنبال غذا می‌رویم، هر وقت احساس تشنگی کنیم، دنبال آب می‌گردیم. این موارد نشان می دهد، آب و غذا واقعیتی دارند، خیال و باطل نیستند.

با توجه به این مقدمه می‌گوییم: پس واقعیت و وجود در خارج قطعی است و شکی در آن وجود ندارد؛ حال سوال این است که یا این واقعیت و هستی پیرامون خود، غنی و بی‌نیاز از غیر است، یا نه محتاج است و به غیر نیازمند، یعنی کسی باید باشه که اولا: آن‌ها به وجود آورده باشد، ثانیا: الان نیز حوائج‌شان را برطرف کند.
اگر فرض اول درست باشد که همان واجب الوجود است و ما اسمش را «خدا» می‌گذاریم. و اگر بی‌نیاز نیست و فقر وجودی دارد به این معنا که اولا: کسی دیگری باید به او وجود داده باشد. ثانیا: سر تا پا نیاز و فقر است و به کمک غبر نیازمند؛ در این صورت باید یک موجود غنی و بی‌نیازی باشد که او را به وجود آورده باشد و حوائج او را برطرف کند؛ و اگر همه موجودات فقیر باشند پس چه کسی به همه آن‌ها وجود داده است؟ این موجودات که در ذاتشان فقیر بودند، محتاج غیر بودند، چیزی نداشتند، پس عقل می‌گوید باید یک موجود غنی و بی نیاز باشد که نیازهای آن‌ها را برطرف کند.

اما وقتی به اطرف پیرامون خود نگاه می‌کنیم، می‌بینیم تمام موجودات انصافا فقیرند و سر تا پا نقص‌اند و نیاز، از انسان گرفته تا بقیه موجودات؛ هزار و یک نقص و نیاز دارند، مطمئنا یکی باید باشد که او غنی بالذات است، بی‌نیار از غیر است، به اصطلاح عامیانه «دستش توی جیب خودش باشد» تا بتواند خلق کند، بتواند نیازها و حوائج دیگران را برطرف کند؛ آن موجود خداوند متعال است که غنی بالذت است و بی نیاز از غیر.

لذا در این برهان ما هیچ مقدمه‌ای نمی‌خواهیم جز این‌که واقعیتی در خارج هست، حال می‌گوییم این موجود یا غنی بالذات است و بی‌نیاز از غیر، یا نیازمند است و محتاج؛ پس اگر همان موجود بی‌نیاز است که خداست و اگر محتاج است به موجودی بی‌نیاز و غنی، نیاز دارد.

———————–
پی‌نوشت
[۱]. جوادی آملی، عبدالله، تبیین براهین اثبات خدا، ص ۲۱۱، انتشارات اسراء، چاپ اوّل.
[۲]. مصباح یزدی، محمد تقی، آموزش فلسفه، ج ۲، ص ۳۴۲، انتشارات سازمان تبلیغات، چاپ اوّل، ۱۳۶۵٫

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  •