×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
تعارض علم الهی با اختیار آدمی

در پست‌های گذشته به طور مفصل به علم الهی پرداخته شد و گفته شد که علم خداوند متعال، علمی تام، مطلق و بی‌نهایت است، که هیچ جهلی در آن راه ندارد و تمام موجودات و حرکات و سکنات آن‌ها را در بر می‌گیرد؛ او به هر فعلی که در دار هستی انجام می‌شود، حتی حرکت الکترون‌ها در دل ذرات ریز آگاه است؛ هم‌چنین به تمام افعال و اعمال آدمی چه قبل از عمل و چه بعد از عمل، آگاه و عالم است. علم او نیز علمی تخلف‌ناپذیر و مطابق با واقع است، یعنی امکان ندارد که علم او تبدیل به جهل شود و در خارج غیر از آن اتفاق بیافتد. قرآن نیز در این باره می‌فرماید: «قَدْ أَحاطَ بِکُلِّ شَیْ‏ءٍ عِلْما»(طلاق- ۱۲): و علم او به همه چیز احاطه دارد.

از طرفی انسان نیز به عنوان یکی از مخلوقات خداوند متعال، از این قاعده مستثنی نبوده و علم الهی به افعال اختیاری او نیز تعلق می‌گیرد؛ این مطلب شبهه جبر و جبر گرایی را تقویت کرده و در ابتدای امر، انسان‌های ساده‌اندیش می‌پندارند که چون خداوند متعال می‌داند انسان در آینده چه می‌کند و علم او نیز تخلف‌ناپذیر است، پس انسان در انجام امور خود مجبور بوده و اختیاری ندارد؛ چون اگر مخالف علم الهی عمل کند، علم خداوند متعال تبدیل جهل می‌شود و این مطلب با کامل و واجب الوجود بودن خدا سازگاری ندارد.

با کمی دقت در مطلب و مراجعه به قرآن کریم به راحتی می‌توان راه صواب را در این مساله پیمود؛ پاسخ این سوال را در دو نکته بیان می‌کنیم:
نکته اول: این‌چنین نیست که علم الهی بدون در نظر گرفتن اسباب و علت‌ها به شئی تعلق گیرد؛ بلکه برای هر فعلی اسباب و علت‌های میانی نیز در نظر گرفته می‌شود. اگر علت، علت طبیعی باشد و بدون شعور و اختیار، علم الهی نیز متناسب با آن علت بوده و از آن طریق به شئ تعلق می‌گیرد. به طور مثال خدا می‌داند که آتش می‌سوزاند و طبق همین علم در خارج نیز تحقق پیدا می‌کند. اما اگر در مسیر تحقق امری، اختیار و اراده خود او نیز به عنوان یکی از علت‌های ناقصه در نظر گرفته شده باشد، علم الهی نیز از همان مسیر محقق بوده و به آن امر تعلق  می‌گیرد.

نکته دوم: خداوند متعال اختیار آدمی را به عنوان یکی از علل تحقق افعال اختیاری انسان قرار داده است، او خود اراده کرده است که انسان مختار باشد؛ لذا علم او نیز از این مسیر و از طریق این علت به افعال آدمی تعلق می‌گیرد. قرآن در این رابطه می‌فرماید: «إِنَّا هَدَیْناهُ السَّبِیلَ إِمَّا شاکِراً وَ إِمَّا کَفُوراً[انسان/۳] ما راه را به او نشان دادیم، خواه شاکر باشد (و پذیرا گردد) یا کفران نعمت کند». این آیه به روشنی اختیار و انتخاب مسیر توسط خود انسان را بیان می‌کند.[۱]

با توجه به این دو نکته می‌گوییم: علم الهی به افعال اختیاری انسان از طریق علت آن، که همان اختیار آدمی است تعلق می‌گیرد؛ یعنی خداوند متعال می‌داند که انسان در فلان زمان با اختیار و اراده خود این عمل را انجام می‌دهد. به دیگر بیان این‌که خداوند متعال همیشه انسان را سر دو راهی قرار می‌دهد تا خود او مسیر زندگی خود را انتخاب کند و او خود می‌داند که انسان با اختیار خود مسیر زندگی خود را انتخاب می‌کند، و خداوند متعال نیز همان را اختیار کرده و اجازه می‌دهد.

برای روشن شدن مطلب مثالی را بیان می‌کنیم: فرض کنید معلم یک کلاس با توجه به شناختی که از بچه‌های کلاس به دست آورده، به راحتی می‌تواند تشخیص دهد که کدام یک از دانش‌آموزان در امتحان پایانی قبول شده و نمره لازم را به دست می‌آورد و کدام یک نمی‌تواند موفق شود، آیا این علم معلم، که قبل از امتحان دانش‌آموزان است، باعث جبر می‌شود و دانش‌آموزان را مجبور می‌کند که قبول شوند یا مردود؟ خیر، معلم تنها با توجه به علت آن، که آمادگی و عدم آمادگی دانش‌آموزان است، می‌تواند تشخیص دهد که کدام یک از آن‌ها قبول شده و موفق می‌شوند به سوالات پایانی پاسخ دهند.

در نتیجه: هرگز علم الهی منجر به جبر و عدم اختیار آدمی نمی‌شود، زیرا علم خداوند متعال از مجرای اختیار و اراده انسان به فعل تعلق می‌گیرد. یعنی خداوند متعال می‌داند که انسان در فلان زمان، فلان تصمیم را گرفته و بر طبق آن، فلان عمل را انجام می‌دهد.

————————————–

پی‌نوشت

[۱]. آیت الله سبحانی، الإلهیات على هدى الکتاب و السنه و العقل، ج‏۲، ص: ۱۹۹٫

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true