×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
توحید در صفات به چه معناست؟

یکی از بحث هایی که درباره اوصاف الهی مطرح است، این است که صفات خداوند متعال با ذات او چه نسبتی دارند؟ برای روشن شدن این بحث، با یک مثال شروع می کنم؛ انسان وقتی به نفس خود رجوع می کند، بالوجدان می یابد که دارای کمالاتی است، مثل علم، قدرت، حیات، شنیدن، دیدن و… هم چنین می داند که علم او غیر از قدرت اوست، شنیدن غیر از دیدن اوست. همه این کمالات نیز غیر از نفس خود اوست، چرا که بسیاری از علوم را نمی دانست و به مرور زمان به آنها علم پیدا کرد، یا این که قبلا قدرت بسیاری از کار ها را نداشت، ولی به مرور زمان توانایی انجام آنها  را کسب کرد. در حالی که آدمی به وجود خود، حتی در شکم مادر نیز علم دارد.

با این توضیح سوال را می توان این گونه مطرح کرد: آیا خداوند متعال نیز مانند انسان است که دارای کمالاتی باشد و آن کمالات غیر از ذات او باشند، یا نه او جور دیگری است و با مخلوقات خود فرق می کند؟ حال اگر بگوییم بله خداوند متعال هم مانند انسان است و کمالات او غیر از ذات او هستند، چه مشکلی دارد؟

در پاسخ باید گفت: هرگز این تصور راجع به خداوند سبحان درست نیست و شرک محسوب می شود؛ زیرا اگر کمالات غیر از هم باشند و آن کمالات نیز غیر از ذات؛ این مطلب به این معناست که او موجودی مرکب است و دارای اعضا و جهات مختلفی است و به آن اعضا نیاز دارد، در حالی که گفته شد خداوند متعال «واجب الوجود» است و بی نیاز از غیر. این مطلب در علم کلام «توحید صفاتی» نامیده می شود.[۱]

از طرفی در علوم فلسفه [۲] و کلام اسلامی[۳] با ادله مختلف اثبات می شود، خداوند متعال هرگز مرکب نیست و جزء ندارد و جهات مختلف نیز در او راه ندارد. پس هرگز این تصور که کمالات الهی غیر از ذات او باشند درست نیست، چرا که باعث ترکیب می شود و ترکیب هم در خداوند متعال راه ندارد. لذا تمام متکلمین شیعه به تبع اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام) معتقدند که صفات ذات باری تعالی عین ذات بوده و هرگز دوگانگی و دوئیت در او راه ندارد.[۴] یعنی او موجودی است که در عین وحدت، علم هم دارد، قدرت هم دارد و این علم و قدرت غیر از ذات او نیستند.

این مطلب در احادیث بسیاری اشاره شده است که به طور مثال امام صادق(علیه السّلام) فرمودند: «خداوند متعال در همه  زمان ها رب ماست؛ علم، عین ذات اوست، در حالی که معلومی وجود نداشت؛ شنیدن نیز عین ذات اوست، در حالی که مسموعی وجود نداشت؛ دیدن نیز عین ذات اوست، در حالی که چیز دیدنی وجود نداشت؛ قدرت نیز عین ذات اوست در حالی که مقدوری وجود نداشت».[۵]

——————————————————–

پی نوشت :

[۱]. خواجه نصیر طوسی، تجرید الاعتقاد، ص: ۱۹۴٫

[۳]. علامه طباطبایی، نهایه الحمه، مرحله ۱۲ ، فصل ۲٫

[۳] و [۴]. آیت الله سبحانی، الإلهیات على هدى الکتاب و السنه و العقل، ج‏۲، ص: ۳۸٫

[۵]. التوحید للصدوق، ص ۱۳۹٫

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true