×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
توحید افعالی به چه معناست؟

سوالی که از دیر باز ذهن بشر را به خود مشغول کرده این است که کارهای عالم را چه کسی انجام می دهد، حتی اعمال اختیاری انسان آیا منتسب به خود اوست، یا نه کس دیگری آن ها را انجام می دهد؟

در پاسخ به این سوال باید گفت: اگر آدمی کمی با خود اندیشه کند و دقیق بیاندیشد، درک خواهد کرد که در عالم هستی جز خداوند متعال کسی نمی تواند عملی را انجام دهد؛ چرا که تنها وجود مستقل و بی نیاز از غیر اوست. در واقع کسی که خوب بیاندیشد خواهد یافت که هر کاری، کار خداست. فاعل های دیگر ابزاری بیش نیستند، چیزی که پشت پرده ی اسباب، جهان را می چرخاند و هر چیز را در جای خود می آفریند و قرار می دهد، دست قدرتمند الهی است و این دست همیشه و در همه جا حاضر است؛ کوچک‎ترین پدیده ای که در جهان تحقق پیدا می کند، حتی افتادن یک برگ درخت، توسط خداوند متعال انجام می شود.

این مطلب در اصطلاح دینی و کلامی ما به «توحید افعالی» معروف است، توحید افعالی که گاهی از آن به «توحید در آفرینش» یا «توحید در خالقیت» نیز تعبیر می شود، به معنای این است که همه‌ی نظام‌ها و سنت ها و علل و معلولات و اسباب و مسبّبات، فعلِ خدا و کار او و ناشی از ارادۀ اوست. موجودات عالم هم چنان که در ذات خود، استقلال وجودی از خدا ندارند، در مقام تأثیر و علیّت نیز استقلال ندارند؛ در نتیجه خداوند همان طور که در ذات خود شریک ندارد، در فاعلیّت نیز شریک ندارد. هر فاعل و سببی، حقیقت خود و تأثیر و فاعلیّت خود را از او دارد.[۱] این قاعده در فلسفه تحت عنوان قاعدۀ «لامُؤَثَّرَ فِی الوجودِ الاّ الله» بیان می‌شود.[۲]

اما دلیل این مطلب این است که: هر چند هر علتی نسبت به معلول خودش از نوعی استقلال برخوردار است، امّا همه علت ها و معلول ها نسبت به خدای سبحان، عین فقر و وابستگی و نیاز هستند و هیچ استقلالی از خود ندارند، لذا خالقیّت حقیقی و استقلالی، منحصر به خداست و همۀ موجودات در همۀ احوال و زمان­ها، نیازمند او هستند، به گونه ای که محال است موجودی در یکی از شئون هستی خود، بی نیاز از خدا باشد و بتواند مستقیماً کاری انجام دهد؛ لذا تمام علت های هستی، عین فقر و وابستگی و نیاز به خداوند متعال و واجب الوجود بی نیاز هستند.

درنتیجه: خالقیت حقیقی منحصر در خداست و سایر موجودات، در همه­ شئون خود و در همه احوال و زمان ها، نیازمند او هستند و هیچ موجودی در عالم نمی تواند مستقلاً و مستقیماً کاری انجام دهد.[۳]

این مطلب در قرآن نیز با صراحت و روشنی بیان شده است که ما در این مختصر به چند مورد از این آیات اشاره می کنیم:

۱) «فَلَمْ تَقْتُلُوهُمْ وَ لکِنَّ اللَّهَ قَتَلَهُمْ وَ ما رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَ لکِنَّ اللَّهَ رَمى‏ وَ لِیُبْلِیَ الْمُؤْمِنِینَ مِنْهُ بَلاءً حَسَناً إِنَّ اللَّهَ سَمِیعٌ عَلِیمٌ»(انفال- ۱۷) یعنی: این شما نبودید که آن ها را کشتید، بلکه خداوند آن ها را کشت؛ و این تو نبودى (اى پیامبر که خاک و ریگ به صورت آن ها) پاشیدى بلکه خدا پاشید؛ و خدا مى‏‎خواست مؤمنان را به این وسیله به خوبى بیازماید، خداوند شنوا و دانا است.

۲) «انّ القُوَه للهِ جمیعاً»(بقره-۱۶۵) یعنی: همانا همۀ قدرت‎ها از آنِ خداست.

۳) «قُلْتَ ما شاءَ اللَّهُ لا قُوَّهَ إِلاَّ بِاللَّه»(کهف- ۳۹) یعنی: این نعمتى است که خدا خواسته است، قوت (و نیرویى) جز از ناحیه خدا نیست. هم چنین ذکر شریف «لا حول و لاقوه الاّ بالله العلیّ العظیم» نیز به روشنی بر این معنا دلالت دارد.

ممکن است بپرسید این مطلب به معنای جبر و عدم اختیار آدمی در افعال خود اوست؛ برای پاسخ به این سوال به این آدرس رجوع کنید:

http://www.jonbeshnet.ir/news/12892

 

————————————-

پی‌نوشت

[۱]. مطهری، مرتضی؛ مجموعۀ آثار، تهران، صدرا، ج ۲، ص ۱۰۳٫

[۲] و [۳]. نهایه الحکمه، ج۳، ص۶۷۸-۶۷۷، تعلیقه­‎ی ۳٫

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true