×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
شناسنامه خداوند متعال(۱)

در روایات اسلامی وارد شده است که روزی قومی از یهودیان به محضر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) آمدند و گفتند خدا را برای ما توصیف کن؛ پیامبر سه روز سخن نگفتند، تا این که سوره توحید نازل شد و در آن خداوند متعال، خود را توصیف کرد.[۱] خداوند در این سوره می‌فرماید: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ؛ قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ، اللَّهُ الصَّمَدُ، لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ، وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ: بنام خداوند بخشنده مهربان، بگو خداوند یکتا و یگانه است، خداوندى است که همه نیازمندان او را قصد می‌کنند؛ نزاده و زاییده نشده است؛ و براى او هرگز شبیه و مانندى نبوده است». لذا این سوره به شناسنامه الهی معروف شده است. در این پست تنها به آیه اول این سوره می‌پردازیم.

در رابطه با فضیلت این سوره، در حدیثى از پیغمبر اکرم(صلی الله علیه و آله) مى‏‌خوانیم: «آیا کسى از شما عاجز است از این که یک سوم قرآن را در یک شب بخواند؟ یکى از حاضران عرض کرد: اى رسول خدا چه کسى توانایى این را کار دارد؟ پیغمبر فرمودند: ««قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» ثلث قرآن است».[۲] لذا هر کس سه مرتبه این سوره را بخواند مانند کسی است که کل قرآن را خوانده باشد.

در آیه نخست خداوند خطاب به پیامبر عظیم الشأن اسلام(صلی الله علیه و آله) می فرماید: بگو او «الله» و «احد» است، «الله» اسم خاص خداوند متعال است و به معنای این است که آن ذات جامع جمیع اوصاف کمالیه بوده، و خالى از هر گونه عیب و نقص است. لذا معنای این جمله تا این‌جا این می‌شود که او ذاتی است که جامع جمیع کمالات است و هیچ کمبود و نقصی ندارد و در عین حال «احد» هم هست.[۳]

اما در رابطه با «احد» باید گفت: واژه «احد» از همان ماده «وحدت» است، و لذا بعضى «احد» و «واحد» را به یک معنى تفسیر کرده‌‏اند و معتقدند: هر دو اشاره به آن ذاتى است که از هر نظر بی‌نظیر و منفرد می‌باشد، در علم یگانه است، در قدرت بی‌مثال است، در رحمانیت و رحیمیت یکتا است، و خلاصه از هر نظر بى نظیر است.[۴] در روایتی از امام باقر(علیه السلام) نیز بر همین معنا تاکید شده است؛ حضرت فرمودند: «معنای «احد» این است که او معبودى است که انسان‌ها از ادراک ذات او عاجزند و از احاطه به کیفیتش ناتوان، او در الهیت فرد است و از صفات مخلوقات برتر.[۵]

ولى بعضى عقیده دارند که میان احد و واحد فرق است؛ «احد» به ذاتى گفته می‌شود که قبول کثرت نمی‌کند، نه در خارج و نه در ذهن، و لذا قابل شمارش نیست و هرگز داخل در عدد نمی‌شود، به خلاف «واحد» که براى او دوم و سوم تصور می‌شود، یا در خارج، یا در ذهن، و لذا گاه می‌گوییم احدى از آن جمعیت نیامد، یعنى هیچ‌کس نیامد، ولى هنگامى که می‌گوییم، واحدى نیامد ممکن است دو یا چند نفر آمده باشند.[۶] ولى این تفاوتی که بیان شده با موارد استعمال آن در قرآن مجید و روایات چندان سازگار نیست؛ زیرا در قرآن هم احد و هم واحد در مورد خداوند متعال استفاده شده است.[۷]

از بعضی از روایات نیز استفاده می شود که «احد» اشاره به بساطت ذات خداوند در مقابل اجزاء ترکیبیه خارجیه یا عقلیه (جنس و فصل، و ماهیت و وجود) دارد، در حالى که واحد اشاره به یگانگى ذات او در برابر کثرات خارجیه می‌باشد؛ یعنی «احد» است، پس ترکیب ندارد؛ «واحد» است، پس دومی ندارد.

در نتیجه: می‌توان بین این اقوال جمع کرد و گفت: خداوند «احد» است؛ یعنی اولا: مرکب نیست و بسیط من جمیع الجهات است، ثانیا: او موجودی است که انسان‌ها از ادراک ذات او عاجزند و از احاطه به کیفیتش ناتوان، او در الهیت فرد است و از صفات مخلوقات برتر.

لذا معنای ««قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ» این است: بگو او خدایی است که جامع جمیع کمالات است و هیچ نقص، کمبود و نیازی ندارد، هم‌چنین او خدایی غیر مرکب و بسیط و موجودی است که مخلوقات از درک او عاجزند و در صفات و ویژگی‌ها منحصر به فرد است.

جالب این که در توحید صدوق آمده است که مردى اعرابى در روز جنگ «جمل» برخاست و عرض کرد: اى امیر مؤمنان(علیه السلام) آیا می‌گویى خداوند «واحد» است؟ واحد به چه معنى؟ ناگهان مردم از هر طرف به او حمله کردند، و گفتند: اى اعرابى، این چه سؤالى است؟ مگر نمی‌بینى فکر امیر مؤمنان تا چه حد مشغول مساله جنگ است؟ هر سخن جایى و هر نکته مقامى دارد؛ امیر المؤمنین (علیه السلام) فرمودند: «او را به حال خود رها کنید، زیرا آن‌چه را که او می‌خواهد همان چیزى است که ما از این گروه دشمن مى‏‌خواهیم». (او از توحید سؤال می‌کند، ما هم مخالفان خود را به توحید کلمه دعوت می‌کنیم). سپس فرمود: اى اعرابى، این که می‌گوییم خدا «واحد» است چهار معنى می‌تواند داشته باشد که دو معنى آن درباره خدا صحیح نیست، و دو معنى آن صحیح است.
اما آن دو که صحیح نیست: وحدت عددى است، این براى خدا جایز نمی‌باشد؛ چرا که چیزى که ثانى ندارد، داخل در باب اعداد نمی‌شود، آیا نمی‌بینى که خداوند کسانى را که گفتند: «إِنَّ اللَّهَ ثالِثُ ثَلاثَهٍ» (خدا سومى از سه نفر است) تکفیر کرده؟ دیگر از معانى واحد که بر خدا روا نیست این است که به معنى واحد نوعى باشد، مثل این‌که می‌گوییم فلان کس یکى از مردم است، این نیز بر خدا روا نیست؛ مفهوم این سخن تشبیه است و خدا از هر گونه شبیه و نظیر برتر و بالاتر است.
اما آن دو مفهومى که درباره خدا صادق است نخست این که گفته شود خداوند واحد است؛ یعنى در اشیاء عالم شبیهى براى او نیست، آرى پروردگار ما چنین است. دیگر این که گفته شود پروردگار ما «احدى المعنى» است؛ یعنى ذات او تقسیم‏‌پذیر نیست، نه در خارج و نه در عقل، و نه در وهم، آرى خداوند بزرگ چنین است.[۸]

————————————————————-

پی‌نوشت

[۱]. شیخ کلینی، الکافی، ج۱، ص۹۱٫
[۲]. شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۶ف ص۲۲۵٫
[۳] و [۴]. آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏۲۷، ص:۴۳۴٫
[۵]. علامه مجلسی، بحارالأنوار ج : ۳ ص : ۲۲۳٫
[۶]. علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏۲۰، ص: ۳۸۷٫
[۷]. تفسیر نمونه، ج‏۲۷، ص: ۴۳۵٫
[۸]. شیخ صدوق، التوحید، ص۸۳٫

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true