×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
شناسنامه خداوند متعال(۲)

در اینجا به بررسی آیه دوم و معنای «الصمد» می‌پردازیم. در پست قبلی گفته شد که «الله» به معنای این است که آن ذات جامع جمیع اوصاف کمالیه بوده، و خالى از هر گونه عیب و نقصی است. اما در مورد «صمد» باید گفت: در لغت به معناى آقا و بزرگى است که براى انجام کارها به سوى او می‌‏روند.[۱] به همین جهت است که علامه طباطبایی(رحمه الله علیه) در تفسیر «صمد» می‌نویسد: «خداى تعالى سید و بزرگى است که تمامى موجودات عالم در تمامى حوائج‌شان او را قصد می‌کنند.[۲]

آرى وقتى خداى تعالى پدید آورنده همه عالم است، و هر چیزى که داراى هستى است، هستى را خدا به او داده است، پس هر چیزى که نام «چیز» بر آن صادق باشد، در ذات و صفات و آثارش، محتاج به خدا است، و در رفع حاجتش او را قصد می‌کند، هم‌چنان که خودش فرموده: «أَلا لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ»[اعراف/ ۵۴] و نیز به طور مطلق فرموده: «وَ أَنَّ إِلى‏ رَبِّکَ الْمُنْتَهى‏»[نجم/ ۴۲] پس خداى تعالى در هر حاجتى که در عالم وجود تصور شود صمد است، یعنى هیچ چیز قصد هیچ چیز دیگر نمی‌کند، مگر آن که منتهاى مقصدش اوست و بر آمدن حاجتش به وسیله او. از این‌جا روشن می‌شود الف و لام که بر سر کلمه «صمد» در آمده، افاده حصر می‌کند، یعنی تنها خداى تعالى صمد على الاطلاق است». موید این سخن علامه، می‌تواند این آیه باشد: «یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ [فاطر/۱۵] اى مردم؛ شما (همگى) نیازمندان به خدا هستید، تنها خداوند است که بى‏نیاز و شایسته هر گونه حمد و ستایش است».

اگر به کلام معصومین(علیهم السلام) نیز مراجعه کنیم، خواهیم دید آن بزرگواران «صمد» را معنا و تفسیر کرده‌اند، به طور مثال أباعبدالله الحسین(علیه السلام) در حدیثی براى «صمد» پنج معنا بیان فرموده:
۱) «صمد» کسى است که در منتهاى سیادت و آقایى است.
۲) ذاتى است دائم ازلى و جاودانى.
۳) وجودى است که جوف ندارد(توخالی نیست).
۴) کسى است که نمی‌خورد و نمی‌آشامد.
۵) کسى است که نمی‌خوابد.[۳]

هم چنین در حدیث دیگرى آمده است؛ «محمد بن حنفیه» از امیر المؤمنین(علیه السلام) درباره «صمد» سوال کرد حضرت فرمودند: «تأویل صمد آن است که او، نه اسم است و نه جسم؛ نه مانند دارد و نه شبیه؛ نه صورت دارد و نه تمثال؛ نه حد و حدود دارد، و نه محل و مکان؛ نه کیف دارد و نه مکان؛ نه این‌جا است و نه آن‌جا؛ نه پر است و نه خالى؛ نه ایستاده است و نه نشسته؛ نه سکون دارد و نه حرکت؛ نه ظلمانى است و نه نورانى؛ نه روحانى است و نه نفسانى؛ و در عین حال هیچ محلى از او خالى نیست، و هیچ مکانى گنجایش او را ندارد، نه رنگ دارد و نه بر قلب انسانى خطور کرده و نه بو براى او موجود است؛ همه این‌ها از ذات پاکش منتفى است».[۴]

با توجه به این احادیث آیت الله مکارم شیرازی معتقد است: « «صمد» مفهوم بسیار جامع و وسیعى دارد که هر گونه صفات مخلوقات را از ساحت مقدسش نفى می‌کند، چرا که اسم‌هاى مشخص و محدود، و هم‌چنین جسمیت، رنگ، بو، مکان، سکون، حرکت، کیفیت، حد و حدود و مانند این‌ها، همه از صفات ممکنات و مخلوقات است، بلکه غالبا اوصاف جهان ماده هستند، و می‌دانیم خداوند از همه این‌ها برتر و بالاتر است».[۵]

در نتیجه: به نظر می رسد می‌توان همه این معانی را با هم جمع کرد و گفت: «صمد» آن ذاتی است که از همه موجودات برتر بوده و غنی بالذات است و بی نیاز از غیر، که هیچ کمبود و نقصی ندارد که محتاج غیر باشد؛ لذا از تمام اوصاف مخلوقین که به نوعی به نقص و نیاز بر می‌گردند، مبرا بوده و برتر از آن اوصاف است. هم‌چنین چون غنی بالذات است تمام مخلوفات، هستی خود و حوائج خود را از او دریافت می‌کنند و همیشه و در همه جا محتاج لطف و نظر و فیض او هستند.

———————————————-

پی نوشت :
[۱]. آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏۲۷، ص: ۴۳۷٫
[۲]. علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏۲۰، ص: ۳۸۸٫
[۳]. علامه مجلسی، بحار الانوار، جلد۳، ص۲۲۳٫
[۴]. همان، جلد۳، ص۲۳۰٫
[۵]. آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏۲۷، ص: ۴۴۰

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true