×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
آیا همه اعمال به دست خداست یا تنها اعمال نیک؟

در علم کلام و در مباحث مربوط به توحید، اثبات می‌گردد که تمامی امور عالم و ممکنات، حتی اعمال اختیاری انسان در دست خداوند متعال است؛ چرا که او افاضه کننده‌ی وجود بوده و تکوینا همه امور به دست توان‌مند او انجام می‌شود.[۱]  این مسأله مورد اتفاق جمیع مسلمین بوده و آیات قران بسیاری نیز بر آن تاکید دارد.

یکی از این آیات، آیه ۷۸ سوره نساء می‌باشد؛ خداوند متعال در این آیه می‌فرماید: «وَ إِنْ تُصِبْهُمْ حَسَنَهٌ یَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ إِنْ تُصِبْهُمْ سَیِّئَهٌ یَقُولُوا هذِهِ مِنْ عِنْدِکَ قُلْ کُلٌّ مِنْ عِنْدِ اللَّهِ: و اگر به آن‌ها (منافقان) حسنه (و پیروزى) برسد می‌گویند از ناحیه‌ خدا است و اگر سیئه (و شکستى) برسد می‌گویند از ناحیه توست؛ بگو همه این‌ها از ناحیه خداست». با توجه به آیات قبل و آیات بعد، چنین استفاده می‌شود که این دو آیه نیز مربوط به جمعیتى از منافقان است که در صفوف مسلمانان جاى گرفته بودند؛ قرآن در ذیل این آیه به یکى از سخنان بى‌اساس و پندار‌هاى باطل منافقان اشاره کرده می‌فرماید: آن‌ها هر گاه به پیروزى برسند و نیکی‌ها و حسناتى به دست آورند می‌گویند از طرف خداست. یعنى ما شایسته آن بوده‌ایم که خدا چنین مواهبى را به ما بدهد. ولى هنگامى که شکستى دامن‌گیر آن‌ها شود و یا در میدان جنگ آسیبى ببینند می‌گویند: این‌ها بر اثر سوء تدبیر پیامبر اکرم(صلی الله علیه و آله) و عدم کفایت نقشه‌هاى نظامى او بوده است، و مثلا شکست جنگ احد را معلول همین موضوع می‌پنداشتند. قرآن به آن‌ها پاسخ می‌گوید که از نظر یک موحد و خداپرست معتقد، همه این حوادث و پیروزی‌ها و شکست‌ها از ناحیه خداست، که بر طبق لیاقت‌ها و ارزش‌هاى وجودى مردم به آن‌ها داده می‌شود.[۲] لذا طبق این آیه تمامی امور اعم از نیک و بد، از جانب خداوند متعال بوده و همه چیز تحت اراده و خواست اوست.

از طرفی در آیه بعدی می‌فرماید: «ما أَصابَکَ مِنْ حَسَنَهٍ فَمِنَ اللَّهِ وَ ما أَصابَکَ مِنْ سَیِّئَهٍ فَمِنْ نَفْسِکَ[نساء/۷۹] آن‌چه از نیکی‌ها به تو می‌رسد از ناحیه خداست و آن‌چه از بدى به تو می‌رسد از ناحیه خود توست». لذا بر طبق این آیه تنها اعمال نیک انسان از جانب خداست و اعمال بد و گناهان از جانب خود اوست. لذا در نگاه بدوی و سطحی بین این دو آیه تعارضی دیده می‌شود؛ در آیه قبل بیان می‌شود، همه کارها به دست خداست و در این آیه بیان می‌شود تنها کارهای نیک به دست خداوند متعال است.

پاسخ‌های مختلفی از طرف علماء به این اشکال داده شده است که ما تنها به دو مورد آن‌ اشاره می‌کنیم:
۱) آیه اول در صدد بیان این نکته است که طبق توحید افعالی همه نیروها از جانب خداوند متعال است و هیچ کاری در عالم هستی بدون نیرو و اذن پروردگار انجام نمی‌شود؛ چرا که او مفیض وجود است و هر نیرویی به او بر می‌گردد، لذا این اعتقاد که تنها نیکی‌ها از جانب خداست، باطل است. اما در آیه دوم که بین حسنات و سیئات فرق گذاشته شده است، بحث در منشأ و مبادی این موارد است؛ با این بیان که چون انسان در برابر خداوند متعال هیچ حقی ندارد و صاحب حقی نمی‌شود، لذا هر حسنه و نیکی که به او می‌رسد، از ناحیه خداوند متعال بوده و تفضلی از جانب اوست؛ اما گاهی خود انسان مرتکب عملی می‌شود که مستحق نوعی عقوبت و بلاست، و خداوند متعال به دنبال آن عمل، این سیئه و ناراحتی را برای او ایجاد می‌کند، یعنی سیئه را نیز خداوند متعال به وجود می‌آورد، ولی نه این‌که ابتدایی و از ناحیه او باشد، بلکه چون انسان مرتکب عمل قبیحی شده است و مستحق عقوبت، پس خداوند متعال نیز، او را به آن عقوبت مبتلا می‌کند. لذا بین دو آیه هیچ تعارضی وجود ندارد، آیه اول بیان می‌کند همه امور در دست خداوند متعال است، آیه دوم بیان می‌کند خداوند متعال بعضی از ناگواری‌ها را به خاطر اعمال خود شما ایجاد می‌کند.[۳]

۲) اگر سیئات و بدی‌ها را تجزیه و تحلیل کنیم داراى دو جنبه هستند؛ یکى جنبه مثبت، دیگرى جنبه منفی، براى مثال: انسانى که به وسیله سلاح گرم یا سرد، شخص بی‌گناهى را به قتل می‌رساند مسلما مرتکب سیئه‌اى بزرگ شده است، اگر عوامل وقوع این حادثه را بررسی کنیم، خواهیم دید که در میان آن‌ها عواملی هم‌چون قدرت انسان، فکر انسان، قدرت یک اسلحه سرد یا گرم، نشانه‌گیرى صحیح، استفاده از فرصت مناسب، تاثیر و قدرت گلوله دیده می‌شود که تمام این‌ها جنبه‌هاى مثبت قضیه است، زیرا همه آن‌ها می‌توانند مفید و سودمند واقع شوند و اگر در مورد خود به کار گرفته شوند، مشکلات بزرگى را حل می‌کنند، تنها جنبه منفى قضیه آن است که تمام این قدرت‌ها و نیروها در غیر مورد خود به کار گرفته شده است، مثلا به جاى این‌که به وسیله آن‌ها دفع خطر حیوان درنده و یا یک قاتل جانى و خطرناک شده باشد، در مورد انسان بی‌گناهى به کار رفته است، همین جنبه منفى اخیر است که آن را به صورت «سیئه» در می‌آورد، و الا نه قدرت نشانه‌گیرى انسان چیز بدى است و نه نیروى باروت و نفوذ گلوله، همه این‌ها منابع قدرت‌اند و در مورد خود قابل استفاده فراوان.

بنابراین؛ اگر ملاحظه می‌کنیم در آیه اول تمام حسنات و سیئات به خداوند نسبت داده شده است به خاطر آن است که تمام منابع قدرت حتى قدرت‌هایى که از آن سوء استفاده می‌شود، از ناحیه خدا است و سرچشمه قسمت‌هاى سازنده و مثبت خود اوست‌، و اگر در آیه دوم «سیئات» به مردم نسبت داده شده است اشاره به همان جنبه‌هاى منفى قضیه و سوء استفاده از مواهب و قدرت‌هاى خدادادى است.[۴]

——————————————————————–

پی نوشت :
[۱]. رجوع شود به «الإلهیات على هدى الکتاب و السنه و العقل» ج‏۲، ص: ۵۹٫
[۲]. آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏۴، ص: ۲۰٫
[۳]. آیت الله سبحانی، الإلهیات على هدى الکتاب و السنه و العقل، ج‏۲، ص: ۳۶۶٫
[۴]. آیت الله مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ج‏۴، ص: ۲۲٫

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true