×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : سه شنبه, ۱ مهر , ۱۳۹۹  .::.   برابر با : Tuesday, 22 September , 2020  .::.  اخبار منتشر شده : 0 خبر
مالک واقعی این ماشین و خانه و… کیست؟

معنای «ملکیت» در میان عرف و در ظرف اجتماع، یک نوع اختصاص مخصوص است، که به خاطر آن اختصاص، چیزى قائم به چیزى دیگر می‌شود، و لازمه آن این است که آن شخص می‌تواند در آن چیز هر گونه که خواست تصرف کند؛ لذا وقتى می‌گوئیم: فلان چیز ملک من است، معنایش این است که آن چیز، یک نوع قیامى به وجود من دارد، اگر من باشم می‌توانم در آن تصرف کنم، و اگر نباشم دیگرى نمی‌تواند در آن تصرف کند. البته این معناى «ملکیت» در ظرف اجتماع است که (مانند سایر قوانین اجتماع) امرى وضعى و اعتبارى است، نه حقیقى و تکوینی.

اما «ملکیت حقیقى» به معناى آن است که مالک مثلاً اگر انسان است، بتواند در ملک خود به هر نحوى که خواست، تصرفى تکوینى داشته باشد، یعنى در هستى آن ملک، تصرف کند؛ مثلاً انسان می‌تواند در دید چشم خود تصرف کرده گاهی آن را به کار گیرد و صحنه‌ای را تماشا کند و در جایى دیگر از آن استفاده نکند و چشم خود را فرو بندد. در دستش تصرف نموده، دادوستد کند، و یا ترک دادوستد نماید، در زبانش و سایر اعضایش.

بنابراین در ملک به این معنا، رابطه‌اى حقیقی بین مالک و ملک وجود دارد، رابطه‌اى که به هیچ وجه قابل تغییر نیست. چون وجود آن‌ها قائم به وجود ما است، اگر ما نباشیم چشم و گوش ما جداى از وجود ما هستى جداگانه‌ای نخواهد داشت.

معناى این «ملکیت» این است:
اولا: هستیشان قائم به هستى ماست؛
ثانیا: جدا و مستقل از ما، وجود ندارند؛
ثالثا: ما می‌توانیم بر طبق خواست خود، از آن‌ها استفاده کنیم و این معناى ملک حقیقى است.

اما مواردی چون ماشین من، خانه‌ی من، لباس من و… ملک حقیقى نیستند، چون ماشین من، خانه و فرش من و… وجودشان قائم به وجود من نیست، که با نابودی و از بین رفتن من، آن‌ها نیز نابود شوند، پس ملکیت آن‌ها حقیقى نیست، بلکه قانونى و چیزى شبیه به ملکیت حقیقى است.

از میان این دو قسم ملک آن‌چه صحیح است که به خدا نسبت داده شود، همان ملک حقیقى است، نه اعتبارى؛ چون ملک اعتبارى با بطلان اعتبار، باطل می‌شود، اما مالکیت خداى تعالى نسبت به عالم باطل‌شدنى نیست. خداى تعالى مالک تمامى اجزاء و شؤون عالم است، چرا که همه عالم به حکم این‌که مخلوق خداست و ممکن الوجود، متکی و قائم به خداوند متعال است و هر لحظه نیازمند عنایت و فیض الهی است، و اگر حتی یک لحظه خداوند سبحان اراده کند و این فیض را قطع کند، تمام عالم نابود گردیده و نیست می‌شود.

 اما این‌که خداوند متعال مالک همه عالم است، دلیلش این است که او ربوبیت و قیمومت مطلقه دارد، هیچ موجودى خارج از ربوبیت او نیست، چرا که آن‌چه تصور شود، خالقش خدا است، و نیز تمام عالم از او است، پس او مالک همه چیز است، هم‌چنان که خودش فرمود: «ذلِکُمُ اللَّهُ رَبُّکُمْ خالِقُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ لا إِلهَ إِلَّا هُو [غافر/۶۲] این است خداوند متعال که پروردگار شما و آفریننده همه چیز است، هیچ معبودى جز او نیسَت». و نیز فرمود: «لَهُ ما فِی السَّماواتِ وَ ما فِی الْأَرْضِ[بقره/ ۲۵۵] آن‌چه در آسمان‌ها و در زمین است از آن او است». و آیاتى دیگر از این قبیل که دلالت دارند بر این‌که هر موجودى که کلمه «شئ» بر او صادق است، مخلوق و مملوک خداست، ذاتش قائم به خداست، و هیچ امری نمی‌تواند خداوند متعال را از تصرف در آن منع کند.[۱]

——————————————————–

پی‌نوشت :

 [۱]. علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏۱، ص ۲۱٫

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  •