×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
سلطان و حاکم بدون رقیب عالم

از جمله اسم هایی که خداوند متعال در قرآن کریم، خود را با آنها معرفی کرده است، دو اسم «کبیر» و «متعال» است؛ مرحوم طبرسی(رحمه الله علیه) در شرح «کبیر» می نویسد: کبیر، به معنای سید و آقایی است که بر تمامی اشیاء قدرت دارد؛ و متعال نیز به معنای کسی است که با قدرت و عظمتش بر جمیع اشیاء برتری دارد.[۱]

علامه طباطبایی(رحمه الله علیه) نیز در شرح این دو اسم از اسماء الهی می نویسد: «الْکَبِیرُ الْمُتَعالِ» دو اسم از اسماى حسناى خداوند متعال هستند، واژه «کبر» که در مقابلش واژه «صغر» قرار دارد، از معانى متضایفه هستند، زیرا وقتى اجسام، از نظر تفاوتى که در کوچکى و بزرگى حجم دارند، بعضى با بعضى دیگر مقایسه شوند، آن جسمى که به اندازه حجم جسم دیگر است همراه با مقداری زیادی، نسبت به آن بزرگ و آن دیگرى نسبت به این کوچک است.

لیکن استعمال، این دو کلمه را توسعه داده و در غیر اجسام نیز به کار رفته‌اند، و از جمله موارد کاربرد آن، این است که در مورد خداوند سبحان به کار رفته است؛ اما کبریایى او معنایش این است که تمامى کمالات هر چیز را واجد و بدان احاطه دارد، پس وقتى که می‌گوییم او کبیر است معنایش اینست که او کمال هر صاحب کمالى را دارد همراه با زیادتى.

واژه «متعال» نیز صفتى است از باب «تعالى» که مبالغه در علو را می‌رساند، هم چنان که آیه «تَعالى‏ عَمَّا یَقُولُونَ عُلُوًّا کَبِیراً»[اسری/۴۳] بدان دلالت دارد، زیرا کلمه «عُلُوًّا کَبِیراً» مفعول مطلق است براى کلمه «تعالى» که به جاى «تعالیا» به کار رفته است، پس خداى سبحان، هم «على» است و هم «متعال». على است، به خاطر این‌که او بر هر چیزى علو و سلطنت دارد؛ متعال است، به خاطر این‌که نهایت درجه علو را دارد، چرا که علو او از هر علوى بزرگ‌تر است، پس او آن‌چنان عالیى است که بر هر عالى دیگر از هر جهت تسلط دارد. مفاد مجموع این دو اسم این است که خداى سبحان به هر چیزى محیط، و بر هر چیز مسلط است، و هیچ چیزى به هیچ وجهى از وجوه بر او مسلط نیست، و هیچ غیبى بر او غلبه نمی‌کند تا با غیبتش از حیطه علم او خارج شود، هم‌چنان هیچ شهادتى بر او مسلط نیست.[۲]

در نتیجه: «کبیر» بودن خداوند متعال به این معناست که او تمام کمالات را دارد، بلکه بالاتر و عالی‌تر و هیچ نقصی ندارد. «متعال» هم به این معناست که او بر تمام اشیاء احاطه و سلطنت دارد و هیچ چیزی بر او احاطه ندارد.

————————————————————

پی نوشت :

[۱]. مرحوم طبرسی، مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏۶، ص: ۴۳۱٫
[۲]. علامه طباطبایی، المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏۱۱، ص: ۳۰۷٫

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true