×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
آیا خداوند متعال از خلقت جهان هدف دارد؟

یکی از بحث‌های مهمی که میان متکلمین اسلامی وجود دارد این است که آیا خداوند متعال برای افعال خود هدف دارد یا خیر؟

بسیاری از علمای اشاعره معتقد‌ند خداوند متعال در افعال خود هدفی را دنبال نمی‌کند و کار‌های او بدون هدف است. زیرا اگر فاعل، برای فعل خود هدف داشته باشد، حتما نقصی دارد که با این فعل می‌خواهد نقص خود را برطرف کرده و کامل گردد؛ لذا نسبت به آن هدف، نقص و نیاز دارد.

آن‌ها معتقدند: اگر در مورد خداوند متعال این مطلب صادق باشد و او از افعال خود هدف داشته باشد، لازمه این سخن این است که او کامل نبوده و می‌خواهد با این فعل، نقص و کمبود خود را برطرف کند؛ در حالی‌که خداوند متعال بی‌نیاز مطلق است و جامع جمیع کمالات، پس او در کارهای خود هدف ندارد.[۱]

عدلیه که عبارتند از امامیه و معتزله معتقدند: اگر خداوند حکیم، از افعال خود هدف نداشته باشد، مشکل دیگری به وجود می‌آید و آن این‌که لازم می‌آید خداوند حکیم، کاری عبث و بیهوده انجام دهد؛ چرا که هر عملی که هدفی را به دنبال نداشته باشد، عبث و بیهوده خواهد بود، و شخص حکیم هرگز کار لغو و بیهوده انجام نمی‌دهد.

لذا برای حل این مشکل عدلیه می‌گوید: غرض از فعل دو گونه است؛ گاهی هدف به فاعل و ذات او بر می‌گردد، مثلا انسان گرسنه می‌شود و برای رفع گرسنگی خود به سراغ غذا می‌رود؛ گاهی هم هدف اصلا به فاعل بر نمی‌گردد، بلکه فاعل هیچ نیازی به فعل ندارد و خود او کامل است، اما هدفش به فعل و خلق بر می‌گردد، به طور مثال می‌توان معلمی را فرض کرد که از تعلیم دانش‌آموزان هیچ هدفی را دنبال نمی‌کند، جز رشد و تعالی خود آن‌ها؛ چرا که خود او با این تدریس هیچ سودی نمی‌برد و هرگز بر علم او نیز افزوده نمی‌شود. او تنها به فکر دانش‌آموزان است که با فراگیری علم او، رشد کرده و با سواد گردند.

هدف خداوند متعال از خلقت نیز از همین نوع است، یعنی خود او کامل بوده و بی‌نیاز مطلق است و جامع جمیع کمالات، لذا «حکیم» هم هست، پس هرگز کار لغو و بیهوده انجام نمی‌دهد. اما هدف او از خلقت به فعلش بر می‌گردد نه به خود او؛ یعنی او می‌خواهد انسان که اشرف مخلوقات است رشد کرده و خود، مسیر سعادت را بپیماید و تعالی وجودی پیدا کند.[۲]

اگر به آیات قرآن کریم مراجعه کنیم، به روشنی درمی‌یابیم که قرآن بر این مطلب که افعال الهی دارای هدف هستند تاکید فراوان دارد؛ در این‌جا به مورد اشاره می‌کنیم:
۱٫ «أَ فَحَسِبْتُمْ أَنَّما خَلَقْناکُمْ عَبَثاً وَ أَنَّکُمْ إِلَیْنا لا تُرْجَعُون‏[مومنون/۱۱۵] آیا گمان کرده‌اید که ما شما را بیهوده آفریده‌ایم و به سوى ما بازگشت نخواهید کرد».
۲٫ «وَ ما خَلَقْنَا السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ وَ ما بَیْنَهُما لاعِبِین[دخان/۳۸] ما آسمان‌ها و زمین و آن‌چه در میان این دو است را بدون هدف نیافریدیم».
۳٫ «وَ ما خَلَقْتُ الْجِنَّ وَ الْإِنْسَ إِلاَّ لِیَعْبُدُون[ذاریات/۵۶] من، جن و انس را نیافریدم جز براى این‌که من را عبادت کنند (و از این طریق تکامل یابند و به من نزدیک شوند)».

در نتیجه: این قاعده که هر فاعل مختاری از افعال خود هدفی را دنبال می‌کند، درست است و کلی. اما در مورد ممکنات، چون ناقص هستند، هدف به خود آن‌ها بر می‌گردد و باعث کامل شدن و تعالی وجودی آن‌ها می‌شود. اما در مورد واجب، هدف به فعل بر می‌گردد و باعث رشد و تعالی فعل می‌شود نه فاعل.

 ————————————————-

پی‌نوشت

[۱]. علامه حلی، کشف المراد فی شرح تجرید الاعتقاد، ص: ۳۰۶٫
[۱]. آیت الله سبحانی، الإلهیات على هدى الکتاب و السنه و العقل، ج‏۱، ص: ۲۶۴٫

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true