×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : سه شنبه, ۱ مهر , ۱۳۹۹  .::.   برابر با : Tuesday, 22 September , 2020  .::.  اخبار منتشر شده : 0 خبر
حقیقت وحی از منظر عقل و خرد

اختصاصی ارجانیوز

نویسنده: حجت الاسلام محمد فرضی پور

یکی از بحث‌های مهم در علم کلام، بحث از ماهیت وحی و چگونگی آن است؛ برای روشن شدن پاسخ این سوال لازم است واژه «وحی» را مورد بررسی قرار دهیم.

وحی در لغت به معنای کلامی است که دو خصلت را داشته باشد: ۱٫ مخفی و پنهانی باشد؛ ۲٫ با سرعت و تندی انجام شود.[۱] «راغب» در مفردات خود وحی را «اشاره سریع» معنا می‌کند و می‌گوید: «به همین جهت آن‌چه که با رمز و اشاره بیان می‌شود را «وحی» گویند».[۲] با توجه به این معنای لغوی، قرآن کریم واژه وحی را راجع به شیاطین نیز به کار می‌برد و می‌فرماید: «إِنَّ الشَّیاطِینَ لَیُوحُونَ إِلى‏ أَوْلِیائِهِمْ لِیُجادِلُوکُمْ وَ إِنْ أَطَعْتُمُوهُمْ إِنَّکُمْ لَمُشْرِکُونَ (انعام-۱۲۱): شیاطین به دوستان خود مطالبى را مخفیانه القا می‌کنند تا با شما به مجادله برخیزند و اگر از آن‌ها اطاعت کنید، شما هم مشرک خواهید بود».

متکلمین شیعه معتقدند ماهیت وحی بر ما پوشیده است و ما از درک حقیقت آن عاجز هستیم؛ اما آن‌چه مسلم است این است که «وحی» از نوع ادراک حسی، عقلی یا غریزی نیست و مختص به انبیاء عظام است و آن شعور و ادراکی خاص است که ما از درک آن عاجز هستیم و خداوند متعال آن‌را برای انبیاء خود ایجاد می‌کند، به نحوی که خود نبی می‌داند که این درک او، مشابه دیگر ادراکات او نیست و از جانب خداوند متعال است. بنابراین وحی حاصل اتصال با عالم غیب است که تحلیل آن با عقول بشری امکان پذیر نیست.[۳]

بنابراین وحی به این معناست که خداوند متعال مطالبی را بر پیامبران خود القاء می‌کند و آنان نیز همان مطالب را بدون هیچ‌گونه کم و کاست و دخل و تصرفی به مردم ابلاغ می‌کنند و عینا آن‌چه را که پروردگار عالم بر آنان انشاء نموده است را بیان می‌کنند.

قرآن کریم در این رابطه، خطاب به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌فرماید: «وَ لَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنا بَعْضَ الْأَقاوِیلِ، لَأَخَذْنا مِنْهُ بِالْیَمِینِ، ثُمَّ لَقَطَعْنا مِنْهُ الْوَتِینَ، فَما مِنْکُمْ مِنْ أَحَدٍ عَنْهُ حاجِزِینَ (حاقه- ۴۴-۴۷): و اگر او سخنى را به دروغ به ما نسبت می‌داد، ما او را با قدرت خویش می‌گرفتیم، سپس رگ قلبش را قطع می‌کردیم و احدى از شما نمی‌توانست مانع شود و از او حمایت کند». این آیه اگر چه خطاب به پیامبر عظیم الشان (صلی الله علیه و آله) است، اما همه انبیاء الهی را در بر می‌گیرید، یعنی اگر انبیاء بخواهند از جانب خود، کلامی را به خداوند متعال نسبت دهند، خداوند با آنان سخت‌ترین برخوردها را می‌کرد و بدترین عذاب‌ها در انتظار آنان می‌بود.

بنابراین، این‌که برخی از روشن‌فکران کنونی برای بیان چگونگی وحی، آنرا سخن خود پیامبر دانسته و وحی را حاصل کشف و شهود و خلجانات نفس خود پیامبر معنا کرده‌اند، کاملاً اشتباه بوده و تفسیری نادرست است و هیچ پایه علمی و دلیل خاصی ندارد.

با این تفسیر اولاً: شأن یک پیامبر به اندازه یک عارف پایین آمده است، زیرا وحی هم مانند شهود عرفا معنا شده است؛ ثانیا: وحی و تعالیم آن، کاملاً بشری شده و تقدسی نخواهد داشت، زیرا دیگر کلام خداوند متعال نیست، بلکه کلام خود نبی بوده و دستوراتی که بیان می‌کند، حاصل شهود و مشاهده خود اوست.

این نظریه که در چند سال اخیر با ادبیاتی جدید مطرح شده، از قدیم الایام در میان متکلمین مطرح بوده و علمای شیعه به شدت با آن برخورد کرده و هرگز آن‌را نپذیرفته‌اند؛ چرا که زیر بنای دین را نابود کرده و از بین می‌برد.[۴]

در خصوص قرآن کریم نیز شیعه معقتد است: هم الفاظ و هم معانی آن از جانب خواند متعال بوده و به هیچ وجه جنبه بشری ندارد و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) دقیقاً آن‌چه را که خداوند متعال با واسطه یا بدون واسطه بر ایشان نازل کرده بود را بدون هیچ گونه دخل و تصرفی برای مردم بیان کردند.

شاهد این مدعا آیاتی از خود قرآن است که به پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) دستور می‌دهد که برای تلقی قرآن عجله نکند و زبان خود را برای تکرار آن الفاظ و حفظ آن‌ها نچرخاند، چرا که خداوند متعال قرآن را جمع کرده و در سینه او قرار می‌دهد؛ قرآن در این رابطه می‌فرماید: «لا تُحَرِّکْ بِهِ لِسانَکَ لِتَعْجَلَ بِهِ، إِنَّ عَلَیْنا جَمْعَهُ وَ قُرْآنَهُ، فَإِذا قَرَأْناهُ فَاتَّبِعْ قُرْآنَهُ، ثُمَّ إِنَّ عَلَیْنا بَیانَهُ (قیامت ۱۶-۱۹): زبانت را به خاطر عجله براى خواندن آن (قرآن) حرکت مده، چرا که جمع و خواندن آن بر عهده ماست و هنگامى که ما آن‌را خواندیم از آن پیروى کن، سپس بیان (و توضیح) آن نیز بر عهده خود ماست».

حال اگر قرآن کریم و الفاظ آن از جانب خود پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) می‌بود، معنا نداشت که آن حضرت برای این‌که مبادا کلمه‌ای را فراموش کند، مرتب آن‌ها را تکرار کند؛ زیرا الفاظ و بیان آن‌ها در دست خود او بود و به هر نحوی که می‌خواست می‌توانست آن‌ها را بیان کند و تکرار جمله معنا ندارد.

در نتیجه: نظر علمای شیعه بر این است که «وحی» به معنای نزول شریعت و تعالیم آسمانی از جانب خداوند متعال برای بشر، توسط پیامبر است، که در این میان، پیامبر تنها نقش واسطه و رساننده را دارد و حق هیچ‌گونه دخل و تصرفی در دستورات آن ندارد. قرآن کریم نیز هم معنا و هم الفاظ آن از جانب خداوند متعال بوده و پیامبر اکرم (صلی الله علیه و آله) تنها آن‌چه را که بر ایشان نازل شده است را با همان الفاظ به مردم ابلاغ کرده است.

———————————————————————–

پی‌نوشت
[۱]. علی ربانی گلپایگانی، عقاید استدلالی، ج۲، ص۲۷٫
[۲]. معجم مقاییس اللغه، ج ۶، ص ۹۳٫
[۳]. آیت الله سبحانی، الإلهیات على هدى الکتاب و السنه و العقل، ج‏۳، ص ۱۲۸٫
[۴]. برای مطالعه به کتاب، الإلهیات على هدى الکتاب و السنه و العقل، ج‏۳بحث وحی، رجوع کنید.

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  •