×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
چگونه با «نفخ صور» همه می‌میرند؟

اختصاصی ارجانیوز
نوسنده: حجه الاسلام محمد فرضی پور

طبق آیات قرآن یکی از مسائلی که قبل از قیامت اتفاق می‌افتد «نفخ صور» است؛ یعنی بیان شده که قبل از قیامت، در صور دمیده می‌شود، با این حال، نحوه انجام این عمل، توضیح داده نشده است، امّا در روایات معصومین(علیهم‌السلام) نحوه انجام این کار توضیح داده شده است که ما در این‌جا به دو مورد از این روایات اشاره می‌کنیم:

۱) از امام سجاد(علیه‌السلام) سوال شد: اى فرزند رسول خدا، چگونه در صور دمیده می‌شود؟ حضرت فرمودند: «در نفخ اول، خداوند به «إسرافیل» امر می‌کند به دنیا بیاید، همراه او «صورى» است که یک سر و دو طرف دارد و فاصله بین هر طرفى از آن تا طرف دیگر به اندازه فاصله آسمان و زمین است.

ملائکه آسمان چون ببینند که إسرافیل به دنیا آمده و با او صور است، می‌گویند: اینک خداوند متعال اذن و اجازه مرگ و فناى اهل آسمان‌ها و اهل زمین را صادر کرده است.

«إسرافیل» از آسمان به زمین می‌آید، و در «حظیره القدس‏ بیت المقدس» رو به کعبه می‌ایستد و در صور می‌دمد و از آن طرفى که به سوى زمین است، صدایى خارج می‌شود که هیچ زنده و ذى روحى در زمین نمی‌ماند، مگر آن‌که می‌میرند. و از آن طرفى که به سوى آسمان‌هاست صدایى خارج می‌شود که هیچ زنده و ذى روحى در آسمان نمی‌ماند، مگر آن‌که می‌میرند؛ مگر خود إسرافیل. آن‌وقت به قدرى که خداوند اراده کند، مکث و درنگ می‌کنند، سپس خداوند به إسرافیل خطاب می‌کند: بمیر، إسرافیل هم می‌میرد. سپس خداوند به آسمان‌ها امر می‌کند و آن‌ها به تموج و اضطراب می‌افتند و به کوه‌ها فرمان می‌دهد و آن‌ها نیز به حرکت در می‌آیند؛ این است مفاد آیه شریفه: «یَوْمَ تَمُورُ السَّماءُ مَوْراً* وَ تَسِیرُ الْجِبالُ سَیْراً. [طور/ ۹و۱۰]

آن‌گاه زمین، به زمین دیگرى تبدیل می‌شود، یعنى زمینى که بر روى آن گناه نشده است، زمینى مسطح و یک‌پارچه که در آن نه کوهى است و نه گیاهى، همان‌طور که خداوند در اولین مرحله، زمین را آفرید و گسترانید. و در این حال، پروردگار در نهایت عظمت و قدرت خواهد بود؛ در این هنگام خداوند جبار(جل‌جلاله) با صداى بلندی می‌فرماید: «لِمَنِ الْمُلْکُ الْیَوْمَ؟ [غافر/۱۶] امروز سلطنت و فرمان‌روایى مطلق براى کیست؟» هیچ‌کس نیست که در پاسخ خدا چیزى بگوید. و خداوند جبار(جل‌جلاله) در این وقت خودش پاسخ می‌دهد: «لِلَّهِ الْواحِدِ الْقَهَّارِ؛[غافر/۱۶] سلطنت و حکومت اختصاص به خداوند واحد قهار دارد». سپس می‌فرماید: «به درستی‌که منم خدا، هیچ معبودى در هیچ‌یک از عوالم جز من نیست. من در کار خود و در اسم و صفت خود و در ذات خود، شریک و معاونى ندارم. مخلوقات را تنها به دست قدرت خویش آفریدم و تنها آن‌ها را به مشیت و اراده خود می‌راندم و تنها به قدرت خودم آنان را زنده می‌گردانم».

سپس خداوند متعال خود، در صور می‌دمد و از آن طرفى که به سمت آسمان‌هاست صدایى خارج می‌شود و تمام اهل آسمان، زنده می‌شوند و فرشتگان حامل عرش همه بر می‌گردند و بهشت و دوزخ حاضر می‌شوند و جمیع خلایق براى حساب محشور می‌شوند». راوى می‌گوید: چون سخن حضرت به این‌جا که رسید، حضرت گریه شدیدى کرد. [۱]

۲) «یعقوب أحمر» یکی از یاران امام جعفر صادق(علیه‌السلام) می‌گوید: خدمت حضرت رسیدیم تا به خاطر رحلت فرزندش «إسماعیل» تسلیت بگوییم. حضرت فرمودند: «تمام اهل زمین می‌میرند به طوری‌که یک نفر باقى نمی‌ماند و اهل آسمان‌ها نیز می‌میرند و حتى یک نفر از آن‌ها باقى نمی‌ماند، مگر «ملک‌الموت» و حَمَله عرش و «جبرائیل» و «میکائیل». در این حال «ملک الموت» می‌آید تا در نزد پروردگار(عزوجل) حضور پیدا کند، به او گفته می‌شود – در حالی‌که خدا داناتر است – که باقى مانده است؟ «ملک‌الموت» می‌گوید: پروردگارا هیچ‌کس باقى نمانده، مگر ملک‌الموت و حمله عرش و جبرئیل و میکائیل. به او گفته می‌شود که: به «جبرئیل» و «میکائیل» هم بگو بمیرند. فرشتگان در این‌حال می‌گویند: پروردگارا اینان دو رسول تو و دو امین تو هستند. خداوند می‌فرماید: من حکم مردن را بر هر کسی که زنده است و داراى روح، نوشته‏‌ام.

«ملک الموت» پس از انجام مأموریت خود می‌آید تا در نزد پروردگار خود حضور یافته و می‌ایستد. به او گفته می‌شود – در حالی‌که خدا داناتر است – که باقى مانده است؟ او می‌گوید: پروردگارا باقى نمانده است، مگر ملک‌الموت و حمله عرش. خداوند می‌فرماید: «حمله عرش نیز بمیرند». در این‌حال ملک الموت با حالت اندوه و غصه می‌آید، در حالی‌که سر خود را پایین انداخته و چشمان خود را بر نمی‌گرداند در نزد خدا حضور می‌یابد. به او گفته می‌شود: که باقى مانده است؟ می‌گوید: پروردگارا غیر از ملک‌الموت کسى باقى نمانده است. به او گفته می‌شود: «بمیر اى ملک‌الموت» پس می‌میرد.

در این‌حال خداوند متعال آسمان و زمین را به دست قدرت خود می‌گیرد و می‌فرماید: «کجا هستند آن کسانی که با من، در کارهاى من شریک می‌پنداشتند؟ کجا هستند آن کسانی که با من خداى دیگرى را می‌پرستیدند؟»[۲]
——————————————
پی‌نوشت
[۱]. تفسیرالقمی، ج ۲، ص ۲۵۲٫
[۲]. کافی، ج۳، ص ۲۵۶

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true