×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
معناى سریع الحساب بودن خداوند متعال در قیامت‏

اختصاصی ارجانیوز
نویسنده: حجه الاسلام محمد فرضی پور

یکی از اوصافی که در قرآن کریم برای خداوند متعال ذکر شده است «سریع‌الحساب» بودن خداوند است؛ قرآن در این باره می‌فرماید: «أُولئِکَ لَهُمْ نَصِیبٌ مِمَّا کَسَبُوا وَ اللَّهُ سَرِیعُ الْحِساب؛ [بقره/۲۰۲] آن‌ها از کار (و دعاى) خود، نصیب و بهره‏‌اى دارند و خداوند، سریع الحساب است». حال باید دید معنای این سرعت در حساب که از اوصاف الهی است چیست؟

مفسرین معتقداند جمله «وَ اللَّهُ سَرِیعُ الْحِساب» اشاره به این است که خداوند متعال هم با سرعت به حساب بندگان رسیدگی می‌کند و هم پاداش‌ها و کیفرهایى را که وعده داده به زودى به آن‌ها می‌دهد؛ لذا همه وعده‌های الهی نقد و سریع است و نسیه و همراه با تاخیر نیست.

این مطلب به این خاطر است که علم خداوند، همانند مخلوقات نیست، که محدودیت آن سبب شود، مطلبى او را از مطلبى دیگر غافل سازد. از این گذشته محاسبه پروردگار، زمان لازم ندارد، زیرا اعمال ما بر جسم و جان ما، بلکه بر موجودات اطراف ما _ زمین و امواج هوا _ و اشیاء دیگر، اثر می‌گذارد و از این نظر می‌توان وجود انسان را به یک ماشین تشبیه کرد که با داشتن دستگاه کیلومترشمار، همیشه میزان کارکرد خود را در هر لحظه به طور روشن و مشخص نشان می‌دهد و دیگر نیازى به حساب و کتاب مسافت‌هایى را که اتومبیل در طول عمرش پیموده است نیست.[۱]

آن‌چه مسلم است این است که خداوند متعال در روز قیامت به ریز و درشت اعمال ما رسیدگی کرده و همه را به سرعت، محاسبه می‌کند، پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در این باره فرمودند: «بنده روز قیامت، قدم از قدم بر نمی‌دارد، مگر این‌که از چهار چیز از او سوال شود؛ از عمرش که در چه راهی آن‌را صرف کرده، از جوانی‌اش که در چه مسیری طی شده، از مالش که از چه راهی آن‌را به دست آورده و در چه راهی مصرف کرده است و از حب و دوست داشتن ما اهل بیت(علیهم‌السلام)».[۲]

 اما این حساب‌رسی برای برخی، بدون هیچ درنگی صورت گرفته و به سرعت وارد بهشت می‌شوند و برای برخی طول خواهد کشید؛ حال اگر کسی از حیث دارایی و اموال، ثروت کمتری داشته باشد، درنگ او در روز قیامت، بسیار کمتر از کسانی خواهد بود که دارایی بیشتری دارند.
امام صادق(علیه‌السلام)در حدیثی نورانی در این باره فرمودند: «چون روز قیامت فرا رسد، در موقف حساب، دو بنده مومن که هر دو از اهل بهشتند را نگه می‌دارند؛ یکى از آن دو در دنیا فقیر بوده و دیگری غنى و ثروت‌مند. فقیر می‌گوید: پروردگارا، براى چه من در این‌جا متوقف شده‏‌ام؟ تو می‌دانى که به من در دنیا، حکومت و ولایتى ندادى تا من در آن به عدل رفتار کنم یا به ظلم و ستم و مالى را به من ندادى تا به واسطه آن، حقى را ادا کنم یا منع نمایم و در دنیا، روزىِ من، به من نمی‌رسید، مگر به قدر کفایت. پس خداوند(جل‌جلالُه) می‌فرماید: این بنده من، صادقانه سخن گفت، پس دست از او بدارید تا داخل بهشت شود.

اما آن مرد غنى، همین‌طور در آن‌جا باقى می‌ماند و آن اندازه‌اى عرق از او جارى می‌شود که اگر چهل شتر تشنه بیاشامند برایشان کافى باشد. سپس داخل بهشت می‌شود.
آن مرد فقیر، به او می‌گوید: علت توقف تو چه بود؟ مرد غنى می‌گوید: طول حساب؛ پیوسته از من نسبت به اموالی که در دنیا داشتم سوال می‌شد؛ یکى پس از دیگرى می‌آمد و خداوند از من می‌گذشت و می‌آمرزید، سپس از چیز دیگر مورد بازپرسى قرار می‌گرفتم؛ بگو ببینم تو کیستى؟
فقیر می‌گوید: من همان فقیر هستم که در موقف حساب با تو بودم. غنى می‌گوید: اما بعد از آن‌که تو به بهشت آمدى، نعمت‏‌هاى خداوند چنان تو را تغییر داده و موجب دگرگونى تو گردیده است که تو را نشناختم».[۳]

—————————————–
پی‌نوشت
[۱]. مجمع البیان فى تفسیر القرآن، طبرسى فضل بن حسن، انتشارات ناصر خسرو، تهران، ۱۳۷۲ ش، چاپ: سوم، ج۲، ص ۵۳۱٫
[۲]. تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازى، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ ش، چاپ: اول، ج‏۲، ص ۶۸٫
[۳]. بحار الأنوار، علامه مجلسى‏، مؤسسه الوفاء، بیروت‏، ۱۴۰۴ ق‏، ج۲۷، ص ۳۱۱٫

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true