×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
«شفاعت» از سنّت‌های الهی است

اختصاصی ارجانیوز
نویسنده: حجه الاسلام محمد فرضی پور

برای فهم معنای شفاعت، ابتدا به سراغ کتب لغت می‌رویم تا ببینیم لغویون در رابطه با معنای آن چه گفته‌اند: در کتب لغت بیان شده «شفع» به معنای جفت و زوج در عدد است، یعنی دو چیز که با هم باشند را شفع گویند؛ مقابل این کلمه «وتر» است که به معنای فرد و تک و بدون همراه است.
بر این اساس «شافع» به کسی گفته می‌شود که به غیر خودش اضافه شود و او را کمک کند و در کارهای خیر یا شر، شَفیع و مددکار او گردد و در منفعت و مضرّت آن کار، با او شریک گردد.[۱]

این کلمه در قرآن کریم نیز به همین معنا به کار رفته است؛ آن‌جا که می‌فرماید: «مَنْ یَشْفَعْ شَفاعَهً حَسَنَهً یَکُنْ لَهُ نَصِیبٌ مِنْها وَ مَنْ یَشْفَعْ شَفاعَهً سَیِّئَهً یَکُنْ لَهُ کِفْلٌ مِنْها وَ کانَ اللَّهُ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ مُقِیتاً؛ [نساء/ ۸۵] کسى که تشویق به کار نیکى کند نصیبى از آن کار، براى او خواهد بود و کسى که تشویق به کار بدى کند، سهمى از آن کار را خواهد داشت و خداوند حساب هر چیز را دارد و آن‌را حفظ مى‏‌کند».

از مجموع کلماتی که در کتب لغت آمده می‌توان نتیجه گرفت: شفاعت به معناى تقویت کردن و امداد نمودن و نیرو بخشیدن به چیزى و یا به کسى است که ضعیف و نیازمند به کمک، معاونت و نیرو باشد.[۲]

غالبا ما این معنای از شفاعت را در امور اجتماعی‌ای به کار مى‏‌بریم، که براى جلب منفعتى باشد یا براى دفع ضررى؛ این امور اجتماعی همان خیرات و شرور و منافع و مضارّى هستند که به واسطه وضع قوانین و احکام اجتماعی در حکومت‏‌هاى مختلف مقرّر و معتبر دانسته شده‌اند؛ چرا که می‌دانیم با رعایت آن قوانین، سودی حاصل شده و از مجازات، رهایی می‌یابیم و با عدم رعایت آن‌ها مورد غضب قانون قرار گرفته و باید مجازات شویم.

حال در چنین شرایطی اگر کسی از قانون تخطّی کند و سزاوار مجازات و عذاب باشد، می‌تواند شخص مورد اعتماد و وثوق قاضی و مجری قانون را ضامن و واسطه قرار دهد که دیگر این عمل خلاف را مرتکب نمی‌شود و آن شخص مورد اعتماد نیز تضمین کند و از قاضی بخواهد که از مجازات او بگذرد؛ در این صورت قاضی نیز از شخص خاطی می‌گذرد و او را مجازات نمی‌کند، تنها به خاطر حمایت و خواست آن شخص مورد اعتماد و عزیز در نزد قاضی؛ این عمل را شفاعت گویند. پس حقیقت شفاعت، واسطه قرار گرفتن در رسانیدن نفع و یا در برطرف کردن ضررى است از کسی، بر اثر جریان عنوان تازه‌اى که روى آن موضوع وارد شده است؛ که تمسک به صفت رحمت و گذشت مولاست.

بنابراین شفاعت از مصادیق سببیّت است که بین سبب اوّل و مسبّب، فاصله مى‏‌شود و نمی‌گذارد که سبب اول حکم ضررى را روى موضوع بیاورد؛ بلکه بر اساس این توسط، حکم گذشت و عفو را روى موضوع می‌آورد.

قرآن در آیات متعدّدی به مساله «شفاعت» اشاره کرده و می‌فرماید شفاعت برای افرادی خاص است؛ ما در این‌جا به چند مورد آن‌ها اشاره می‌کنیم:

۱) «یَوْمَئِذٍ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَهُ إِلَّا مَنْ أَذِنَ لَهُ الرَّحْمنُ وَ رَضِیَ لَهُ قَوْلًا؛ [طه/ ۱۰۹] در آن روز (قیامت) شفاعت از کسى پذیرفته نیست، مگر کسى که خداوند به او اذن در شفاعت داده باشد و به گفتار او راضی باشد».

۲) «وَ لا تَنْفَعُ الشَّفاعَهُ عِنْدَهُ إِلَّا لِمَنْ أَذِنَ لَهُ؛ [سبا/ ۲۳] و در نزد خداوند شفاعت کسى مقبول نیست و سودى نمی‌بخشد، مگر براى کسى که خداوند به او اجازه شفاعت را داده‏ است.».

۳) «وَ کَمْ مِنْ مَلَکٍ فِی السَّماواتِ لا تُغْنِی شَفاعَتُهُمْ شَیْئاً إِلَّا مِنْ بَعْدِ أَنْ یَأْذَنَ اللَّهُ لِمَنْ یَشاءُ وَ یَرْضى؛ ‏[نجم/ ۲۶] و چه بسیار از فرشتگانى که در آسمان هستند و هیچ گونه شفاعت آنان سودى نمی‌بخشد، مگر پس از آن‌که خداوند به کسى که اجازه دهد و مورد پسندش باشد».

در نتیجه می‌توان گفت: شفاعت یکی  از سنت‌های الهی است؛ و آن این‌که برخی افراد این لیاقت را دارند که می‌توانند نسبت به برخی افراد دیگر شفیع واقع شوند، البته آن افرادی که مورد شفاعت قرار می‌گیرند نیز باید لیاقت و شرایط لازم برای شفاعت شدن را داشته باشند؛ لذا شفاعت برای همه هست، ولی برخی خود را از آن محروم می‌سازند.

——————————-
پی‌نوشت
[۱]. کتاب‏ العین ج ۱، ص ۲۶۰؛ لسان‏ العرب ج ۸،  ص ۱۸۳٫
[۲]. معاد شناسى، ج‏۹، ص ۷۰٫

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true