×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
چه کسانی مورد شفاعت قرار می‌گیرند؟

اختصاصی ارجانیوز
نویسنده: حجه الاسلام محمد فرضی پور

بحث «شفاعت»‏ در روز قیامت، یکی از بحث‌های بسیار مهم در دین مبین اسلام است و شفاعت نبی اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) مورد پذیرش تمام فرق اسلامی بوده و در آن اختلافی وجود ندارد.[۱] قرآن کریم نیز در آیات بسیاری به این مساله پرداخته و شرایطی را برای شفاعت شدگان بیان می‌کند، ما در این مطلب به این شرایط می‌پردازیم:

قرآن کریم در سوره «مریم» می‌فرماید: «یَوْمَ نَحْشُرُ الْمُتَّقِینَ إِلَى الرَّحْمنِ وَفْدا * وَ نَسُوقُ الْمُجْرِمِینَ إِلى‏ جَهَنَّمَ وِرْدا * لا یَمْلِکُونَ الشَّفاعَهَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ‏ عَهْدا [مریم /۸۷-۸۵] روز قیامت روزى است که ما مردمان متقى و پرهیزکار را به سوى خداوند رحمن محشور مى‏‌کنیم، و مردمان مجرم را به سوى ورود در جهنم روانه مى‏‌سازیم. و آن‌ها تملکِ شفاعت را ندارند، مگر آن کسى که در نزد خداوند رحمن عهدى را پذیرفته باشد».

از این آیات استفاده می‌شود از میان مجرمین، آن کسى که عهد خدا را پذیرفته باشد، مستحق شفاعت است؛ اما باید دید مراد قرآن کریم از این «عهد» چیست؟

با رجوع به خود قرآن، می‌توان فهمید مراد از عهد در قرآن کریم «ایمان به خدا و اقرار به ولایت ائمه اطهار» است؛‏ زیرا قرآن در این رابطه می‌فرماید: «أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَیْکُمْ یا بَنِی آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّیْطانَ إِنَّهُ لَکُمْ عَدُوٌّ مُبِین* وَ أَنِ اعْبُدُونِی هذا صِراطٌ مُسْتَقِیم [یس / ۶۱-۶۰] (خداوند به بنى آدم خطاب مى‏فرماید:) اى فرزندان آدم، آیا من با شما عهد نکردم که شیطان را عبادت مکنید، چون او دشمن آشکار شماست و من‌را عبادت کنید، این است صراط مستقیم».

جمله «أَنِ اعْبُدُونِی» همان عهد الهی است؛ بنابراین مجرمانى که عهد خدا را پذیرفته باشند، ولیکن عمل‏ صالح نداشته باشند، به واسطه گناهانشان به دوزخ مى‌‏روند و چون ایمان دارند و عهد خدا را قبول کرده‏‌اند به واسطه شفاعت از آن خارج مى‌‏شوند.

بدون شک هر کس ایمان و عمل صالح نداشته باشد، مجرم است، اعم از این‌که أصلًا ایمان نیاورده باشد و یا ایمان آورده باشد و عمل صالح انجام نداده باشد. بنابراین بعضى از مجرمین هستند که دارای اعتقاد صحیحی هستند، ولى عمل صالحی ندارند؛ اینانند آن کسانى که عهد خدا را پذیرفته‏‌اند و در آیه «لا یَمْلِکُونَ الشَّفاعَهَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً» استثناء شده‏‌اند.[۲]

مرحوم طبرسى(رحمه‌الله‎علیه) نیز در تفسیر خود، همین نظر را می‌پذیرد و «عهد» را به معنای اعتقاد صحیح به خداوند متعال و رسول او(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و ائمه اطهار(علیهم‌السلام) معنا می‌کند.[۳]

پس با توجه به قرآن کریم، مومنینی که دارای گناهان کبیره باشند، ولی اعتقادی سالم و صحیح نسبت به خداوند متعال و پیامبر او و ائمه اطهار(صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین) داشته باشند، مورد شفاعت قرار گرفته و بخشیده شده، وارد بهشت می‌شود.

این مطلب در احادیث معصومین(علیهم‌السلام) نیز وارد شده است که ما برای رعایت اختصار، تنها به دو مورد آن‌ها اشاره می‌کنیم:

۱. امام رضا(علیه‌السلام) از پدرانش از امیرالمومنین(علیه‌السلام) نقل کردند که رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمودند: کسى که به حوض من ایمان نیاورد، وارد در حوض من نمى‏‌گردد و کسى که به شفاعت من ایمان نیاورد، خداوند او را به شفاعت من نمى‌‏رساند. سپس فرمودند: این است و جز این نیست که شفاعت من اختصاص به‏ اهل معصیت کبیره از امت من دارد و امّا محسنان و نیکوکاران براى آن‌ها راه مواخذه‌اى نیست».
روایی می‌گوید: به حضرت رضا(علیه‌السلام) گفتم: اى پسر رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) پس مفاد این گفتار خداوند متعال چیست که مى‏‌فرماید: شفاعت نمى‏‌کنند مگر براى کسى که پسندیده باشد، فرمود: مراد پسندیدگى در دین است».[۴]

۲. أبو بصیر می‌گوید: از امام صادق(علیه‌السلام) درباره تفسیر آیه: «لا یَمْلِکُونَ الشَّفاعَهَ إِلَّا مَنِ اتَّخَذَ عِنْدَ الرَّحْمنِ عَهْداً» پرسیدم؛ حضرت فرمودند: شفاعت نمى‏‌کند و شفاعت نمى‏‌شود و شفاعت او قبول نمى‌‏شود، مگر کسى که در نزد خداوند رحمن متعهد به عهد شده باشد؛ یعنى آن کسى که به او در ولایت امیر المؤمنین و امامان بعد از او اذن داده شده باشد؛ این است عهد در نزد خداوند».[۵]

در نتیجه: شفاعت مخصوص کسانی است که مسلمان و پیرو واقعی اهلبیت(علیهم‌السلام) بوده و قلبا بر این باور باشند، امّا در زندگی دنیایی نیز لغزش‌هایی داشته و مرتکب گناهان کبیره‌ای شده‌اند، آن‌ها با شفاعت پیامبر اکرم و ائمه معصومین(صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین) نجات یافته و به بهشت برین خواهند رفت.

—————————————————————-
پی‌نوشت
[۱]. برای مطالعه مستند این مطلب، به این پست مراجعه کنید:http://www.jonbeshnet.ir/news/36569
[۲]. معاد شناسى، ج‏۹، ص ۲۵۳.
[۳]. مجمع البیان فی تفسیر القرآن، ج‏۶، ص ۸۲۰.
[۴]. امالی صدوق، ص ۷.
[۵]. تفسیر قمی، ج۲، ص۵۶.

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true