×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
اهل بیت پیامبر چه کسانی هستند؟

اختصاصی اجانیوز
نویسنده: حجه الاسلام محمد فرضی پور

قرآن کریم در سوره احزاب می‌فرماید: «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً [احزاب/۳۳] خداوند فقط مى‏‌خواهد پلیدى و گناه را از شما اهل بیت دور کند و کاملاً شما را پاک سازد». این آیه به صراحت از طهارت و پاک شدن عده‌ای خاص سخن می‌گوید.
یکی از سوالاتی که راجع به این آیه مطرح است، این است که: منظور از «اهل بیت» چه کسانی هستند؟

به راستی این اهل بیت چه کسانی هستند که این لیاقت را پیدا کردند تا مورد عنایت خداوند متعال قرار گیرند و از موهبت عصمت، برخوردار گردند و خداوند متعال نسبت به ایشان اراده کند که هر گونه آلودگی از آنان بر طرف شود؟

شیعه بالاتفاق معتقد است با توجه به روایاتی که در شأن نزول این آیه وارد شده است، در این آیه، منظور از اهل بیت، پنچ تن آل عبا یعنی «نبی اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله)، امیرالمومنین، فاطمه زهرا، امام حسن و امام حسین(صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین)» است. زیرا روایات بسیار زیادی که حدود ۷۰ روایت می‌شود و برخی از آنان در منابع معتبر اهل سنت مثل «صحیح بخاری» به صورت صحیح السّند نیز وارد شده است، بیان می‌کنند که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) عبایی یا پارچه‌ای را بر روی خودش و فاطمه و امیرالمومنین و حسن و حسین(صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین) کشیدند و این آیه را تلاوت فرمودند و حتی برخی از زنان ایشان خواستند به زیر آن عبا یا پارچه وارد شوند، که حضرت اجازه ندادند و آن‌ها را به شدت منع کردند و فرمودند این افراد، اهل بیت من هستند.

این روایات در منابع اهل سنّت از ام سلمه، عایشه، ابى سعید خدرى، سعد، وائله بن الاسقع، ابى الحمراء، ابن عباس، ثوبان غلام آزاد شده رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) عبد اللَّه بن جعفر، على، و حسن بن على(علیهماالسلام) از چهل طریق نقل شده است.
در منابع شیعی نیز از امیرالمومنین، امام سجاد، امام باقر، امام صادق و امام رضا(علیهم‌السلام) و از ام سلمه، ابوذر، ابی‌لیلى، ابی‌الاسود دؤلى، عمرو بن میمون اودى، و سعد بن ابی‌وقاص از سى طریق نقل شده است.[۱]

برای روشن شدن بحث، برخی از این روایات که در منابع اهل سنت آمده را ذکر می‌کنیم:
۱. «ام سلمه» همسر پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نقل می‌کند: آن حضرت در خانه خود بود که فاطمه(سلام‌الله‌علیها) پارچه حریرى نزد ایشان آورد، پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: همسر و دو فرزندت حسن و حسین را صدا کن، آن‌ها همه آمدند و غذا خوردند، سپس حضرت عبایى بر روی آن‌ها افکند و فرمودند: «اَللَّهُمَّ هَؤلاءِ أهْلُ بَیْتِی وَ عِتْرَتِى فَاذْهَبْ عَنْهُمُ الرِّجْسَ وَ طَهِّرْهُمْ تَطْهِیراً: خداوندا این‌ها خاندان من هستند، پلیدى را از آن‌ها دور کن و از هر آلودگى پاکشان گردان». سپس آیه «إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ…» نازل شد. من گفتم آیا من هم با شما هستم اى رسول خدا، حضرت فرمود: «تو بر خیر و نیکى هستى» (اما در زمره این گروه نیستى). [۲]

۲. از «عایشه» راجع به امیرالمومنین(علیه‌السلام) سوال شد، او در پاسخ گفت: «آیا از من درباره کسى سؤال می‌کنید که محبوب‌ترین مردم نزد پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بود و از کسى می‌پرسید که همسر محبوب‌ترین مردم نزد رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بود؟ من با چشم خود، على و فاطمه و حسن و حسین را دیدم که پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آن‌ها را زیر لباسى جمع کرده بود و فرمود: «خداوندا، این‌ها خاندان و حامیان من هستنند، رجس و پلیدی را از آن‌ها دور کن و از آلودگی‌ها پاکشان فرما» من عرض کردم اى رسول خدا آیا من هم از آن‌ها هستم؟ فرمود: «دور باش، تو بر خیر و نیکى هستى» (اما جزء این جمع نمی‌باشى) [۳].
این روایات به روشنی بیان می‌کند که زنان پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) جزء این آیه نیستند و اهل بیت در آیه شامل آنان نمی‌شود؛ لذا بحث در این نیست که آیا اهل بیت، در لغت به زنان و فرزندان گفته می‌شود یا به غیر آن‌ها، بلکه بحث در این است که منظور از اهل بیت در این آیه چه کسانی است و این روایات به خوبی مصادیق آن را بیان می‌کنند.

هم‌چنین روایات بسیاری در منابع اهل سنت موجود است که بیان کرده‌اند بعد از نزول آیه فوق، پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به مدت شش ماه، هنگامی‌که براى نماز صبح از کنار خانه فاطمه(سلام‌اللَّه‌علیها) می‌گذشت، صدا می‌زد: «هنگام نماز است اى اهل بیت من، خداوند می‌خواهد پلیدى را از شما اهل بیت دور کند و شما را پاک سازد». این حدیث را «حاکم حسکانى» از «انس بن مالک» نقل کرده است.[۴] در روایت دیگرى که از «ابو سعید خدرى» نقل شده پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) این برنامه را تا هشت یا نه ماه ادامه داد. [۵] حدیث بالا از «ابن عباس» نیز نقل شده است.[۶]

این نکته قابل توجه است که تکرار این مساله در مدت شش یا هشت یا نه ماه به طور مداوم در کنار خانه فاطمه(سلام‌الله‌علیها) براى این است که مطلب را کاملاً مشخص کند، تا در آینده تردیدى براى هیچ‌کس باقى نماند که این آیه تنها در شان این گروه نازل شده است به خصوص این‌که تنها خانه‌‏اى که درب ورودى آن، در مسجد پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) باز می‌شد، بعد از آن‌که دستور داد دربهاى خانه‏‌هاى دیگران به سوى مسجد بسته شود، درب خانه فاطمه بود و طبعاً همیشه جمعى از مردم به هنگام نماز این سخن را در آن‌جا از پیامبر می‌شنیدند.[۷]
لذا دلیل دیگری که نشان می‌دهد این آیه راجع به پنچ تن آل عباست، این است که حضرت در مدت زیادی هر روز به درب خانه حضرت زهرا(سلام‌الله‌علیها) می‌آمدند و با صدای بلند – تا همه بشنوند- می‌فرمودند این‌ها اهل بیت من هستند که خداوند آن‌ها را پاک کرده است.

شاهد بعدی بر این‌که منظور از آیه، همسران پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نیست، بلکه منظور افراد دیگری است، این است که این آیه در لابلاى آیات مربوط به همسران پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آمده اما تغییر سیاق داده و ضمیرهاى «جمع مؤنث» در آن، به «جمع مذکر» تبدیل شده است؛ به راستی دلیل این تغییر ضمیر چیست؟ آیا دلیل، این نیست که این قسمت از آیه، محتوایى جدا از آیات قبل و بعد دارد. تا قبل از این قسمت، تمام ضمیرها «کن» می‌باشد که دال بر جمع مونث است، ولی تنها در این قسمت، به یک‌باره ضمیر عوض می‌شود و به «کم» که ضمیر مذکر است تبدیل می‌شود و در ادامه نیز ضمیر به همان جمع مونث بر می‌گردد.

برخی از اهل سنت برای پاسخ به این پرسش و برای جمع کردن روایاتی که در بالا ذکر شد، گفته‌اند تغییر ضمیر، به خاطر داخل شدن خود پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در آیه است و این روایات هم می‌رساند که پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) دیگران را هم وارد این آیه کرده است؛ یعنی آیه هم همسران پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را شامل می‌شود و هم آن چهار تن را.

ولی این تفسیر با روایات سازگاری ندارد، زیرا در روایات آمده زنان پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) قصد داشتند خود را به زیر عبا ببرند و مشمول آن شوند، ولی پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) اجازه ندادند و آن‌ها را از این کار نهی کردند؛ یعنی روایات می‌گویند تنها این پنچ نفر هستند که مصداق اهل بیت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) محسوب می‌شوند.

————————————

پی‌نوشت
[۱]. المیزان فی تفسیر القرآن، طباطبایى، سید محمد حسین، دفتر انتشارات اسلامى جامعه‏ى مدرسین حوزه علمیه قم، قم، ج‏۱۶، ص ۳۱.
[۲] و [۳]. الدر المنثور فی تفسیر المأثور، سیوطى جلال الدین، کتاب‌خانه آیه الله مرعشى نجفى، قم، ۱۴۰۴ق، ج‏۵، ص ۱۹۹.
[۴]. شواهد التنزیل جلد ۲ صفحه ۱۱.
[۵]. همان، صفحه ۲۸ و ۲۹.
[۶]. الدر المنثور، ص ۱۹۹.
[۷]. تفسیر نمونه، آیت الله مکارم شیرازى، دار الکتب الإسلامیه، تهران، ۱۳۷۴ ش، چاپ اول، ج‏۱۷، ص ۳۰۱.

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true