×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
خود پیغمبر اکرم به پیروان حضرت علی «شیعه» گفت!

اختصاصی ارجانیوز
نویسنده: حجه الاسلام محمد فرضی پور

یکی از شبهات بی‌پایه و اساس اهل‌سنت به خصوص وهابیت بر ضد شیعه این است که شیعه مکتبی ساختگی و جعلی است، و در زمان صفویه و به منظور اداره کشور تاسیس شد و در صدر اسلام فرقه‌ای با این عنوان و با این اعتقادات وجود نداشته است.

بدون شک کسانی‌که این شبهه را مطرح می‌کنند یا انسان‌های جاهل و نادانی هستند که هیچ اطلاعی از تارخ اسلام ندارند یا انسان‌های مغرض و لجوجی هستند که برای رسیدن به اهداف خود از هیچ کاری فروگذار نکرده و دست به هر دورغی می‌زنند تا افکار غلط و نادرست خود را به مخاطبین خود القا کنند.

اگر به کتب تاریخی و روایی نگاه کنیم، خواهیم دید که لفظ شیعه را خود نبی اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) برای پیروان امیرالمومنین(علیهالسلام) به کار برده است و از همان زمان عده معدودی که بیش از حد علی بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) را دوست داشتند، به شیعه معروف شدند و بعد از رحلت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بر اعتقاد خود مبنی بر امامت و خلافت علی بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) تاکید داشته و با اوبکر بیعت نکردند و در خانه علی بن ابیطالب(علیه‌السلام) تجمع کردند؛ آنان صحابه بزرگ پیامبر و تربیت شده خود حضرت بودند.

آن‌ها افرادی هم‌چون سلمان، ابوذر، مقداد، عمار، زبیر و.. بودند که همه آنان از صحابه بزرگ پیامبر و پیش‌گامان در ایمان و یاری‌کنندگان اسلام بودند. بنابراین تشیّع یک فرقه خاص جدا از اسلام نیست، بلکه شیعیان یک جماعتى هستند که تمام اعمال و عقاید و اخلاق و روحیّات خود را بر اساس تعلیمات اسلام قرار داده و از دستورات پیغمبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) اطاعت کرده‌اند.

اگر به کتب روایی اهل‌سنت نظر کنیم خواهیم دید روایاتی را نقل کرده‌اند که نشان می‌دهد، اولین بار خود پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) کلمه شیعه را بر پیروان علی بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) اطلاق می‌کند؛ ما برای نمونه یک مورد را ذکر می‌کنیم:

سیوطی از علمای بزرگ اهل سنت در تفسیر خود چند روایات را نقل می‌کند که آیه شریفه «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ أُولئِکَ هُمْ خَیْرُ الْبَرِیَّه[بینه/۷]» در شان امیرالمومنین(علیه‌السلام) است، از جمله این‌که حضرت رسول(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) فرمودند: «على، بهترین خلق عالم است». هم‌چنین «ابن عباس» می‎گوید: چون این آیه نازل شد، پیامبر اکرم(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) به على فرمودند: «خیر البریّه» تو هستی و شیعیان تو که در روز قیامت، همه از خداى خود خشنود و خدا از همه شما خشنود خواهد بود». هم‌چنین خود امیرالمومنین(علیه‌السلام) فرمود: «رسول خدا(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) به من فرمود: آیا این آیه را نشنیده‏‌اى؟ «خیر البریه» در این آیه تو هستى و شیعیانت، وعده من و شما کنار حوض کوثر خواهد بود، در وقتى که من براى حساب مى‏‌آیم در برابر امّت‏‌ها و شما در آن هنگام با نام سفید رویان و پاکیزگان خوانده مى‏‌شوید».[۱]

طبق این روایات پیامبر اکرم (صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) در زمان حیات خویش، به پیروان و محبان امیرالمومنین(علیه‌السلام) لفظ «شیعه» را بکار می‌برد و از آن زمان کسانی‌که به امیرالمومنین(علیه‌السلام) محبت بیش از حد داشتند، شیعه گفته می‌شد و بعد از رحلت پیامبر نیز به عنوان یک مکتب فکری و مستقل مطرح شدند.

«ابن‌خلدون» در این رابطه می‌گوید: در قضیه شوراى بعد از عمر، بسیارى از صحابه رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تشیّع على بن ابی‌طالب[علیه‌السلام] را اظهار کردند و معتقد بودند که فقط و فقط او استحقاق خلافت را دارد نه غیر او، و چون در شورا خلافت به غیر او سپرده شد، آن صحابه تأسّف خوردند، این افراد زبیر، عمّار بن یاسر، مقداد بن اسود و غیر آن‌ها بودند، لکن چون در دین راسخ و استوار بودند و نمى‏‌خواستند الفت اسلامى از بین برود،  از تاسف خوردن بیشتر تجاوز نکردند.[۲]

«عبد اللّه عنان محامى» از علمای اهل سنت در کتاب خود می‌نویسد: «براى على بن ابی‌طالب[علیه‌السلام] جماعت و حزبى بود که قائل به خلافت او پس از رسول اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بدون فاصله بودند، این جماعت، او و فرزندان او را سزاوارترین مردم براى خلافت مى‏‌دانستند. تا آن‌جا که می‌گوید: بسیار اشتباه است که گفته شود بدو پیدایش شیعه هنگام جدا شدن خوارج از صف اصحاب على[علیه‌السلام] بوده است، و آن جماعتى که باقى ماندند، آن‎ها را شیعه نامیدند به جهت باقى ماندن در صف یاران و حمایت‌کنندگان على[علیه‌السلام]. سپس می‌گوید: این حرف خطا و غلط است، چون همان‌طور که گفته شد اوّل پیدایش شیعه بعد از رحلت پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بلافاصله بوده که خلافت را حقّ على[علیه‌السلام] مى‏‌دانستند».

—————————————
پی‌نوشت:
[۱]. تفسیر الدر المنثور، ج ۶، ص ۳۷۹.
[۲]. تاریخ ابن خلدون، ج ۳، ص ۱۷۱.
[۳]. تاریخ الجمعیّات السرّیّه و الحرکات الهدّامه، ص ۲۶.

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true