×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
«غدیر» بهترین دلیل بر امامت آقا امیرالمومنین

اختصاصی ارجانیوز
نویسنده: حجه الاسلام محمد فرضی پور

یکی از ادلّه محکم شیعه برای اثبات ولایت و امامت بلافصل آقا امیرالمومنین(علیه‌السلام) قضیه «غدیر» است؛ شیعه معتقد است پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در روز غدیر، امیرالمومنین(علیه‌السلام) را به عنوان امام و خلیفه و جانشین خود، منصوب کرد و به تمام مسلمانان حاضر دستور داد که با حضرت بیعت کنند.

داستان «غدیر» از مسلمات تاریخ است و جزو تاریخ مسلم و قطعی شیعه و اهل سنت بوده و از متواتر ترین احادیث موجود در کتب حدیثی است، که شاید بتوان گفت هیچ حدیثی مثل آن نیست. به همین خاطر است که علمای اهل سنت در سند حدیث غدیر نتوانستند اشکال کنند و به توجیه و تاویل مفاد حدیث پرداختند.

این جمله از پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در روز «غدیر» نیز بسیار معروف و قطعی است «من کنت مولاه فهذا علی مولاه». لذا قطعا نبی مکرم اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرموده‌اند: «هر کس من مولا و سرپرست او هستم، بعد از من علی مولا و سرپرست اوست». حال اگر کسی این سخن پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را قبول کند و عمل کند، اولا: باید امیرالمومنین(علیه السلام) را به عنوان امام و پیشوا بپذیرد؛ ثانیا: این پذیرش، به معنای پذیرش امر خدا و اطاعت از خداوند متعال است؛ پس اطاعت از امام، همان اطاعت از خداوند متعال است و عدم پذیرش امام و عمل نکردن به سخن او، نافرمانی و قبول نکردن سخن خداوند متعال است.

علمای اهل سنت برای فرار از پذیرش امامت امیرالمومنین(علیه‌السلام) سعی در توجیه و تاویل روایت دارند، چرا که از حیث سندی هرگز نمی‌توانند آن را انکار کنند، لذا گفته‌اند: در این‌جا منظور از «ولی» تنها «نصرت» و یاری و مهربانی است؛ یعنی هر کس من را دوست دارد و یاری می‌کند، بعد از من علی(علیه‌السلام) را هم دوست داشته باشد و کمک کند.

اما این‌جا قرائن متعددی وجود دارد که با این تفسیر و تاویل اهل سنت سازگاری ندارد و مؤید نظر شیعه و امامت آقا امیرالمومنین(علیه‌السلام) است. یکی از این قرائن تبریک گفتن اصحاب و همسران رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به امیرالمومنین(علیه السّلام) است.

روایات بسیاری در منابع اهل سنت وجود دارد که بعد از سخنرانی پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و بالا رفتن دست امیرالمومنین(علیه‌السلام) تمام کسانی‌که آن‌جا بودند، به حضرت به عنوان امام و پیشوا تبریک گفتن و ایشان را به عنوان «مولای تمام مسلمین» پذیرفتند. از جمله این‌که «زید بن ارقم» می‌گوید: «در این حال مردم به گفتن «سمعنا و أطعنا على أمر الله و رسوله بقلوبنا: ما گوش مى‏‌دهیم و امر خدا و رسول خدا را با جان و دل مى‏‌پذیریم» مبادرت ورزیدند. سپس رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) در خیمه مختصّ خود نشستند، و امر کردند: امیرالمومنین(علیه‌السلام) در خیمه دیگرى بنشینند، و  طبقات مختلف مردم، به آن خیمه بروند و به على بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) تبریک بگویند.

و چون تمام مردم از تهنیت به امیرالمومنین(علیه‌السلام) فارغ شدند، رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) امر کرد تا أمّهات المومنین و زن‌هاى خودش براى تهنیت به خیمه على بروند، و تهنیت گویند، زن‏‌ها رفتند، و تهنیت گفتند.

هم‌چنین از جمله صحابه که تهنیت گفت «عمر بن خطّاب» بود که گفت: «هنیئا لک یابن أبى طالب! أصبحت مولاى و مولى جمیع المؤمنین و المؤمنات». مردم نیز فوج فوج مى‌‏آمدند و با على بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) به عنوان امیر مومنان بیعت مى‏‌کردند، و با لفظ «السلام علیک یا أمیر المؤمنین» تهنیت مى‏‌گفتند، و دست بیعت مى‏‌دادند به طورى که کف دست راست آن‌ها بر کف دست راست آن حضرت قرار مى‏‌گرفت».[۱]

در کتاب «مناقب علىّ بن ابی‌طالب» خلیلى طبرى آورده است که اوّلین کسانی‌که بیعت و مصافقه کردند «ابوبکر» ، «عمر» ، «طلحه» ، «زبیر» بودند، سپس‏ بقیّه مهاجرین و بقیّه أصناف مردم بر حسب طبقات و مقدار منزلت آن‌ها، تا آن‌که نماز ظهر و عصر را در وقت واحد خواندند، و همین‌طور بیعت مردم ادامه داشت تا نماز مغرب و عشاء را نیز در وقت واحد خواندند، و باز همین طور فوج فوج از مردم براى بیعت مى‏‌آمدند، و تا ثلث از شب گذشته بیعت و تهنیت مردم ادامه داشت.

و هر وقت جماعتى مى‌‏آمد و با رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بر ولایت على(علیه‌السلام) بیعت مى‏‌کردند و دست مى‏‌دادند رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) مى‏‌فرمود: «الحمد للّه الّذى فضّلنا على جمیع العالمین». و از این‌جا مصافحه و مصافقه سنت شد، و رسم شد، و حتى این سنت را کسانی‌که اهلیّت ولایت و بیعت و مصافحه را نداشتند، نیز اعمال کردند.[۲]

حال سوال ما از برادران اهل سنت این است که آیا این تبریک گفتن‌ها و این توقف چند روزه و بیعت‌کردن و دست در دست آقا امیرالمومنین(علیه‌السلام) گذاشتن تنها برای بیان یاری و نصرت و دوست‌داشتن بود و دال بر جانشینی نبوده است؟ کدام عقل سلیمی می‌پذیرد که جمعیتی با آن وسعت، مدت زیادی توقف کند و تنها به امیرالمومنین(علیه‌السلام) بگویند: بله، ما تنها شما را دوست داریم؟

ما قضاوت را به عقل‌های بیدار و بدون تعصب و بدون لجاجت می‌سپاریم که خود در این مورد قضاوت کنند و نیک بیاندیشند که آیا انسانی حکیم و فزرانه هم‌چون پیامبر عظیم الشان اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌توان همه مردم را در آن گرمای سوزان نگه دارد و چند روز بمانند و دست در دست امیرالمومنین(علیه‌السلام) بگذارند و تنها از مردم بخواهد که بعد از من علی بن ابی‌طالب(علیه‌السلام) را دوست داشته باشد؟ مردم نیز دست در دست او بگذارند و با حالت تبریک و بیعت تنها بگویند ما تو را دوست داریم؟

—————————————
پی‌نوشت:
[۱]. الغدیر، ج ۱، ص ۲۷۰ از محمّد بن جریر طبرى در کتاب «الولایه». و از أحمد بن محمّد طبرى خلیلى در کتاب «مناقب علىّ بن ابیطالب» تألیف سنه ۴۱۱ در قاهره؛ روضه الصّفا، طبع سنگى جلد دوّم، واقعه حجّه الوداع؛ «حبیب السیر» ج ۱، جزء سوّم ص ۴۱۱.
[۲]. «الغدیر» ج ۱، ص ۲۷۰ و ص ۲۷۱.

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true