×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
پیامبر اکرم، معصوم از خطا و گناه است

یکی از بحث‌های مهم علم کلام که در همه کتب کلامی بحث شده است، بحث «عصمت انبیاء» است؛ شیعه بالاتفاق معتقد است پیامبران الهی و در راس آن‌ها نبی گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از زمان کودکی تا پایان عمر مبارکشان معصوم بوده‌اند و هرگز گناه یا خطا و اشتباهی از آنان سر نزده است.[۱]

یکی از آیات قرآن کریم که توسط مخالفین عصمت انبیاء مطرح شده و گفته‌اند با توجه به آن، پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) هم عصمت ندارد، آیه ۴۳ سوره توبه است، خداوند متعال در این آیه می‌فرماید: «عَفَا اللَّهُ عَنْکَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَکَ الَّذِینَ صَدَقُوا وَ تَعْلَمَ الْکاذِبِین: خداوند تو را بخشید، چرا به آن‌ها اجازه دادى پیش از آن‌که کسانى‌که راست گفتند براى تو روشن شوند و دروغ‌گویان را بشناسید».

آن‌ها می‌گویند این عفو و گذشت نشانه این است که قبلا گناه یا حداقل اشتباهی از حضرت سر زده است، و خداوند متعال در این آیه از آن گذشت کرده و پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را عفو کرده است. هم‌چنین این آیه حالت عتاب دارد و خدوند متعال با عتاب به پیامبر خود(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌فرماید چرا به آنان اذن دادی و این عبارت یعنی اذن دادن حضرت به آن افراد، در این لحظه اشتباه بوده است، پس حضرت مرتکب اشتباه شده و لذا معصوم نیست.

در پاسخ به آن‌ها باید گفت:

اگر ماقبل آیه و مابعد آیه را در نظر بگیریم، روشن می‌شود که این تفسیر نادرست است و این آیه بر عکس، دال بر اوج رحمت و مغفرت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌باشد. اگر به چند آیه بعد دقت کنیم، خداوند متعال می‌فرماید: «لَوْ خَرَجُوا فِیکُمْ ما زادُوکُمْ إِلَّا خَبالًا: اگر آن‌ها با شما حرکت مى‏‌کردند، جز شر و فساد و سخن‏‌چینى و ایجاد نفاق کار دیگرى انجام نمى‏‌دادند». لذا اگر آن منافقان به جنگ می‌آمدند، هرگز به نفع سپاه اسلام نبود، بلکه تصمیم درست همین بود که حضرت به آنان اذن دهد تا آن‌ها در سپاه حضور نداشته باشند و این مفاسد هم به وجود نیاید. بنابراین هیچ‌گونه مصلحتى از مسلمانان با اذن پیامبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به آن‌ها فوت نشد، و تصمیم درست همین بود، پس هیچ ترک اولی و گناهی صورت نگرفته است.

تنها چیزى که در این میان وجود داشت این بود که اگر حضرت به آن‌ها اجازه نمى‏‌داد، مشت آن‌ها زودتر باز مى‏‌شد و مردم زودتر با ماهیت پلید آن‌ها آشنا مى‏‌شدند؛ لذا عتاب و خطاب مزبور جنبه کنایى داشته و حتى ترک اولى هم نیست، بلکه منظور بیان روح منافق‌گرى منافقان، با یک بیانی لطیف و کنایه‌آمیز بوده است. به این معنا که خداوند متعال می‌فرماید: من می‌خواستم آن‌ها را رسوا کنم، اما با اذنی که تو(پیامبر) به آن‌ها دادی، دیرتر رسوا می‌شوند، که گویای آن رحمت و سعه صدر بی‌پایان نبی اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌باشد، که هنوز از آنان ناامید نشده و یک فرصت دیگر به آن‌ها می‌دهد، شاید توبه کرده باز گردند. لذا خداوند متعال برای بیان بزرگی گناهان آنان و خطاب غیر مستقیم آن‌ها، خطاب را متوجه پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) کرده و می‌فرماید چرا به آن‌ها اذن دادی، یعنی گناه شما آن‌قدر زیاد است که من حبیب خود را مورد عتاب قرار می‌دهم.

این موضوع را با ذکر مثالى مى‏‌توان روشن ساخت، فرض کنید، ستم‌گرى مى‏‌خواهد به صورت فرزند شما سیلى بزند، یکى از دوستان شما دست او را مى‏‌گیرد، شما نه تنها از این کار ناراحت نمى‏‌شوید، بلکه خوش‌حال نیز خواهید شد، اما براى اثبات زشتى باطن طرف، به صورت عتاب‌آمیز به دوستتان مى‏‌گویید: «چرا نگذاشتى سیلى بزند تا همه مردم، این مرد سنگ‌دل و منافق را بشناسند؟». در واقع هدف شما از بیان این جمله تنها اثبات سنگ‌دلى و نفاق اوست که در لباس عتاب و سرزنش دوست مدافع ظاهر شده است.[۲]

در نتیجه: انصاف این است که در این آیه هیچ‌گونه دلیلى بر صدور گناه یا اشتباه از پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) وجود ندارد، حتى در ظاهر آیه، زیرا همه قرائن نشان مى‏‌دهد چه پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به آن‌ها اجازه مى‏‌داد و چه اجازه نمى‏‌داد، این گروه منافق در میدان «تبوک» شرکت نمى‏‌کردند.

————————————–
پی‌نوشت
[۱]. شیخ طوسی، العقائد الجعفریه، ص ۲۴۸.
[۲]. تفسیر نمونه، ج‏۷، ص ۴۲۹.

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true