×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
آداب معاشرت در سیره پیامبر اکرم

قرآن کریم پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را به عنوان اسوه و الگویی مناسب و عالی برای بشریت معرفی می‌کند و می‌فرماید: ««لَقَدْ کانَ لَکُمْ فِی رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَهٌ حَسَنَهٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثِیراً [احزاب/۲۱] براى شما در زندگى رسول خدا سرمشق نیکویى بود، براى آن‌ها که امید به رحمت خدا و روز رستاخیز دارند، و خدا را بسیار یاد مى‏‌کنند». پس کل بشریت باید حضرت را به عنوان الگو و اسوه زندگی خود انتخاب کند.

برای الگوپذیری از حضرت، باید ابتدا رفتار و کردار ایشان را درست بشناسیم تا بتوانیم به آن‌ها عمل کنیم، ما در این‌جا مقداری از خصوصیات و نحوه برخورد حضرت با مردم را بیان خواهیم کرد تا بتوان از روش برخورد ایشان درس گرفت:

در کتب تاریخی ثبت شده: هر گاه طفلی را برای دعا یا نام‌گذاری نزد حضرت می‌آوردند، حضرت طفل را به دامن می‌گرفت و گاهی اوقات پیش می‌آمد که طفل ادرار می‌کرد، دیگران بر سر کودک داد می‌زدند؛ ولی حضرت می‌فرمود با تندی کردن مانع ادرار کودک نشوید، ایشان نیز طفل را آزاد می‌گذاشت تا ادرار کند، زمانی‌که می‌رفتند، حضرت لباس خود را تطهیر می‌کرد و هیچ آثار ناراحتی در او دیده نمی‌شد.(کجای عالم می‌توان چنین شخصیتی را پیدا کرد؟)

هیچ‌گاه برای خود انتقام نمی‌گرفت و آزار دهندگان را می‌بخشید، از مریضان عیادت می‌کرد، اگر کسی را سه روز نمی‌دید از او جویا می‌شد و اگر در مسافرت بود برای او دعا می‌کرد و اگر مریض بود به عیادتش می‌رفت.
انس بن مالک می‌گوید: من نه سال به پیامبراکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) خدمت کردم، به یاد ندارم که ایشان به من بگوید چرا فلان کار را نکردی و هیچ‌گاه در کارها از من ایراد نگرفت؛ همه اصحاب را با کنیه صدا می‌کرد و اگر کنیه نداشتند برای آنان کنیه قرار می‌داد.

هر وقت وارد مجلسی می‌شد، در پایین‌ترین مکان آن مجلس و در کنار محل ورودی می‌نشست، حضرت کراهت داشت جلوی پای ایشان بلند شوند، با همه مردم شوخی می‌کرد، هر گاه یکی از مومنین را ناراحت می‌دید، پیش او رفته و او را مسرور می‌نمود.

هرگز با چشم‌های خود اشاره نمی‌کرد(برای رعایت احترام دیگران اشاره نمی‌کرد). ابوذر گفت: پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بدون هیچ امتیازی بین ما می‌نشست به طوری که اگر شخص غریبی می‌آمد او را نمی‌شناخت.

حضرت در حدیثی فرمودند: از چیزهایی که خداوند متعال اول از همه من‌را از آن نهی فرمود منازعه با مردم بود.

حضرت خادمش که از آسیاب خسته می‌شد کمک می‌کرد، آب وضوی شب خود را خودش تهیه می‌کرد، در راه رفتن از کسی جلو نمی‌زد، در کارهای خانه کمک می‌کرد، برخی اوقات از گرسنگی سنگ به شکم می‌بست، به عیادت مریضان حتی در نقاط دور شهر می‌رفت، خوراک و پوشاک او مانند بردگانش بود، هر کسی که برای کاری پیش او می‌رفت، جلوی آن شخص برمی‌خواست، جواب بدی را با بدی نمی‌داد، اول از همه سلام می‌کرد.

هر گاه لشکری را برای جنگ می‌فرستاد به آن‌ها امر می‌کرد که خیانت نکنید، مرده‌های‌شان را تکه تکه نکنید، کودکان و کسانی‌که در کوه‌ها مشغول عبادتند را نکشید، نخل‌ها و درختان را آتش نزنید.[۱]

———————————————-
پی‌نوشت
[۱]. علامه طباطبایی، سنن النبی، ص ۱۴۱-۱۲۰.
برای مطالعه بیشتر راجع به سیره حضرت به این مطلب نیز مراجعه کنید.

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true