×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
پیامبر هرگز گم‌راه نبوده است!

اختصاصی ارجانیوز
نویسنده: حجه الاسلام محمد فرضی پور

یکی از بحث‌های مهم علم کلام که در همه کتب کلامی بحث شده است، بحث «عصمت انبیاء» است؛ شیعه بالاتفاق معتقد است پیامبران الهی و در راس آن‌ها نبی گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از زمان کودکی تا پایان عمر مبارکشان معصوم هستند و هرگز گناه یا خطا و اشتباهی از آنان سر نمی‌زند.[۱]

مخالفین این نظر، به آیاتی از قرآن استناد کرده و معتقدند خود قرآن در برخی آیات، گناه و اشتباه را به پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نسبت داده است، و این بهترین دلیل بر رد عصمت ایشان است؛ ما در مطالب گذشته برخی از آیات را بررسی کردیم[۲] در این‌جا نیز به بررسی یکی دیگر از آیات مورد استناد آنان می‌پردازیم.

این دسته با استناد به آیه «وَ وَجَدَکَ ضَالاًّ فَهَدى‏ [ضحی/۷] و تو را گم‌شده یافت و هدایت کرد» می‌گویند: منظور از ضلالت در این آیه گم‌راهی حضرت قبل از بعثت بوده است، پس حضرت قبل از نبوت در گم‌راهی بوده و خداوند متعال او را هدایت کرده است.

اگر به تفاسیر شیعی مراجعه کنیم، کلمه «ضلال» را به نحو دیگری تفسیر کرده‌اند؛ در تفسیر این آیه دو نظر وجود دارد، برخی معتقدند با توجه به قرائنی که در آیات دیگر وجود دارد، منظور از آیه این است که اگر هدایت الهی نبود، گم‌راه می‌شدی؛ لکن همیشه خداوند متعال تو را هدایت کرده، پس هیچ‌گاه در گم‌راهی نبوده‌ای. برخی دیگر از علمای شیعه معتقدند منظور علم و آگاهی خاصّ نوبت است که مختص به مقام نبوت بوده است.

علامه طباطبایی در این مورد می‌نویسد: «مراد از «ضلال» در این‌جا گم‌راهى نیست، بلکه مراد عدم هدایت است، و منظور از هدایت نداشتن رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) حال خود آن جناب است، صرف‌نظر از هدایت الهى؛ آیه مى‏‌خواهد بفرماید اگر هدایت خدا نباشد تو و هیچ انسان دیگری از پیش خود هدایتی ندارید، مگر به وسیله خداى سبحان، پس رسول خدا(صلی‌الله‌علیه‌وآله) هم نفس شریفش با قطع نظر از هدایت خداوتد متعال ضاله و بى‌راه بود، هر چند که هیچ روزى از هدایت الهى جدا نبوده، از لحظه‏‌اى که خلق شده بود ملازم با آن بوده است.
در نتیجه منظور از آیه این است که قطع نظر از هدایت و دست‌گیری الهی تو گم‌راه و بی‌چاره بودی، اما ما از همان روز اول تو را هدایت کرده و مورد تربیت خود قرار دادیم؛ پس هرگز پیامبر عظیم الشان اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) گم‌راه و بدون هدایت نبوده است؛ بنابراین با این تفسیر، آیه دیگر هیچ منافاتی با عصمت حضرت ندارد و نمی‌تواند دلیلی برای مخالفان باشد.[۳]

برخی دیگر از مفسیرین گفته‌اند معنای آیه این است: «تو هرگز از نبوت و رسالت آگاه نبودى، و ما این نور را در قلب تو افکندیم که به وسیله آن، انسان‌ها را هدایت کنى، چنان‌که در جاى دیگر مى‏‌فرماید: «ما کُنْتَ تَدْرِی مَا الْکِتابُ وَ لَا الْإِیمانُ وَ لکِنْ جَعَلْناهُ نُوراً نَهْدِی بِهِ مَنْ نَشاءُ مِنْ عِبادِنا[شوری/۵۲] تو نه کتاب را مى‏‌دانستى و نه ایمان را (از محتواى قرآن و اسلام قبل از نزول وحى آگاه نبودى) ولى ما آن را نورى قرار دادیم که به وسیله آن هر کس از بندگانمان را بخواهیم هدایت مى‏‌کنیم».

روشن است که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) قبل از رسیدن به مقام نبوت و رسالت، فاقد این فیض الهى بوده است، و خداوند متعال دست او را گرفت و هدایت فرمود، و به این مقام رسانید، چنان که در آیه ۳ سوره یوسف مى‏‌خوانیم: «نَحْنُ نَقُصُّ عَلَیْکَ أَحْسَنَ الْقَصَصِ بِما أَوْحَیْنا إِلَیْکَ هذَا الْقُرْآنَ وَ إِنْ کُنْتَ مِنْ قَبْلِهِ لَمِنَ الْغافِلِینَ: ما بهترین داستان‌ها را براى تو از طریق این قرآن بازگو کردیم، هر چند پیش از آن از غافلان بودى». این آیه بیان می‌کند تو نسبت به این داستان‌ها علمی نداشتی و ما به تو تعلیم کردیم. مسلما اگر هدایت الهى و امدادهاى غیبى دست پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را نمى‏‌گرفت، او هرگز به سر منزل مقصود راه نمى‏‌یافت.

بنابراین منظور از «ضلالت» در آیه، نفى ایمان و توحید و پاکى و تقوى نیست، بلکه به قرینه آیاتى که در بالا اشاره شد، منظور نفى آگاهى از اسرار نبوت، قوانین اسلام و عدم آشنایى با این حقایق است، همان‌گونه که بسیارى از مفسران گفته‏‌اند، ولى بعد از بعثت به کمک پروردگار بر همه این امور واقف شد و هدایت یافت.[۴]

————————————
پی‌نوشت:
[۱]. شیخ طوسی، العقائد الجعفریه، ص ۲۴۸.
[۲]. برای مطالعه به این مطلب و این مطلب مراجعه فرمایید.
[۳]. المیزان فی تفسیر القرآن، ج‏۲۰، ص ۳۱۱.
[۴]. تفسیر نمونه، ج‏۲۷، ص ۱۰۳.

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true