×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
«عقل» به تنهایی برای شناخت انبیا کافی است

اختصاصی ارجانیوز
نویسنده: حجه الاسلام محمد فرضی پور

دین مجموعه‌ای از رفتار و تفکر بشری است؛ یعنی دو قسمت دارد، یک قسمت مربوط به تفکر و اعتقادات انسان است و یک قسمت مربوط به عمل‌کرد و رفتار فردی و اجتماعی او. این دو قسمت که در اصطلاح دینی به اصول و فروع دین، معروفند هم حوزه تفکر بشری را پوشش می‌دهند و هم حوزه عمل‌کرد او را. خداوند متعال نیز برای هر دو قسمت دستوراتی دارد که توسط انبیای خود آن‌ها را به مردم ابلاغ کرده است.

در اصول دین انسان مختار و آزاد است که هر گونه سوالی را مطرح کرده و به دنبال پاسخ آن باشد، لذا در اصول دین هیچ ممنوعیتی از حیث سوال وجود ندارد، بلکه آدمی باید با تحقیق و پرسش و تفکر، آن‌ها را بپذیرد یا رد کند؛ یعنی اگر بر مطلبی برهانی محکمه‌پسند از حیث عقل ارائه شد، آن‌را بپذیرد و در غیر این‌صورت باید آن‌را کنار گذاشت و الزامی در پذیرفتن آن وجود ندارد. برخلاف حوزه فروع دین، که چون مربوط به عمل آدمی است و بعد از تفکر قرار دارند، باید بدون چون و چرا قبول کرد و به آن‌ها عمل نمود.

یکی از اصول دین «نبوت» است؛ نبوت یعنی کسی از جانب خدا آمده تا انسان را با دستورات الهی آشنا کند. اما سوال این است که آیا برای شناخت این انسان راهی وجود دارد یا خیر؟ یعنی چگونه بفهمیم که او از جانب خداوند متعال آمده و دستورات خداوند متعال را برای ما بیان می‌کند؟ در این‌جا عقل بشری حکم می‌کند که هرگز بدون دلیل کافی نمی‌توان ادعای کسی را در مورد نبوت پذیرفت و او را بدون دلیل به عنوان پیام‌آور الهی تلقی کرد.

در کتب فلسفی و کلامی نیز مفصل به این بحث پرداخته شده است، و گفته شده شخص پیامبر، باید دلیلی کافی بیاورد که صدق دعوای او را مشخص کند؛ یعنی کاری کند تا ما یقین کنیم او پیامبر است؛ لذا گفته‌اند باید معجزه ارائه کند. معجره هم به کاری گفته می‌شود که هیچ کسی نه تنها در آن زمان، بلکه در تمام زمان‌ها نمی‌تواند آن را انجام دهد؛ یعنی بشر از انجام آن عاجز است و این کار، نشانه صدق اوست.

پس عقل با دیدن کاری خارق‌العاده از یک شخص، پی می‌برد که چون این‌کار از توان بشر خارج است، حتما این شخصی که این‌کار را کرد، دارای نیرویی فراتر از یک انسان معمولی بوده و این نیرو از جای دیگری سرچشمه می‌گیرد، و آن نیرو  از جانب خداوند متعال است؛ لذا معجزه می‌تواند دلیلی بر صدق مدعای نبوت باشد.

بنابراین معجره کاری است که شخص پیامبر انجام می‌دهد و بشر عادی از انجام آن عاجز است و این عجز بشریت، دلیلی‌ست بر این‌که این‌کار توسط نیروی بشری انجام نشده است، بلکه نیرویی فراتر از او، به وی توان انجام این‌کار را داده است، و آن شخص خداوند متعال است؛ لذا ما از طریق عقل و استدلال، پیامبر را تشخیص می‌دهیم.

حال اگر کسی بگوید شما برای اثبات نبوت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از قرآن استفاده می‌کنید و برای اثبات قرآن نیز به گفته پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) استناد می‌کنید، پس دور لازم می‌آید و دور هم باطل است، پس اسلام باطل است. می‌گوییم: این گفته کاملا نادرست و باطل است؛ زیرا ما هرگز با استناد به سخن پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) قرآن را اثبات نمی‌کنیم، بلکه ما اولا: خود قرآن را معجزه می‌دانیم و دلیلی بر صدق دعوای پیامبر اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله).[۱] ثانیا: پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) معجزات فراوانی داشته است که در کتب معتبر روایی نقل شده‌اند و بالغ بر ۴۰۰۰ معجزه از ایشان نقل شده است.[۲]

بنابراین هرگز دوری لازم نمی‌آید، ما اول با استناد به معجزات، نبوت پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را اثبات می‌کنیم، سپس می‌گوییم که او پیامبر است و باید از او اطاعت کرد.

————————–
پی‌نوشت
[۱]. برای اثبات معجزه بودن قرآن به این مطلب مراجعه فرمایید.
[۲]. برای مطالعه آنها به کتاب «منتهی الآمال» شیخ عباس قمی ج۱؛ و «المناقب» ابن شهر آشوب  مراجعه فرمایید.

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true