×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
بستاییم به مقدار…

ارجانیوز – محمد آزادبخت :  ناگفته پیداست که تعریف و تمجید بی مورد و نابجا از هر جریان، شخص، یا هر مقوله ایی به هیچ نتیجه ایی جز خشکاندن روح تعالی در آن مقوله منجر نمیشود به ویژه اگر این اتفاق ناگوار در خصوص مقوله ای ظریف، حساس و تاثیر گذار یعنی “هنر” رخ دهد. جایگاه هنر هم از بعد زیبایی شناسی و هم از بعد رسالت اخلاق آنچنان جایگاه متعالی و والایست که به هیچ عنوان تیکه پاره کردن تعارف و هورا کشیدنهای از سر حفظ ارادت را بر نمی تابد.

چندی پیش سایت میرملاس نیوز مطلبی را در ستایش آقای ایرج رحمانپور از یکی از دوستان درج کرده بود که جای بسی تامل داشت اگرچه قبل از ایشان عزیزان دیگری بسیار آتشی تر و بی اعتنا به هنر اصیل موسیقی با عباراتی همچون”دورود بر فرهنگ لرستان” یا “صدای آسمانی دیار لرستان” ابراز ارادت خود را به آقای رحمانپور اعلام داشته بودند……

چنین تعارفاتی آنچنان از عمق تعصب بر میآید که سیستم انتقاد را مختل کرده و از هر سو راه را بر نقد کارشناسانه و هنرمندانه می بندد. با کمی تامل در می یابیم که موسیقی محلی این دیار هنوز از همان قالب نخ نما شده و تکراری خود فراتر نرفته و هر از گاهی با سبک های تقلیدی و غیر خلاقانه(که توضیح آن در حوصله ی این مطلب نیست) در جهت ارائه ی سبکی نو دست وپا میزند که صد البته تا به امروز هم ناموفق بوده است.

با رعایت احترام به تمام هنرمندان موسیقی این دیار که به دنبال تحقق رسالت این هنر ملکوتی هستند اما با تاسف باید اذعان داشت که جان کلام و روح پیام اکثر آهنگهای محلی لری ترغیب به جنگ های طایفه ایی، اسطوره سازی از گرز و چماق و تفنگ است که با آماری سر انگشتی از گذشته ی نه چندان دور تا به امروز مردم این دیار، تاثیر فرهنگی و اجتماعی این موسیقی چیزی جز قتل یا خودکشی در آماری بالا نسبت به تمام استانهای کشور نبوده است نکته ی مشهود و ملموس دیگر این نوع آهنگها دمیدن روح یاس، پوچی و ناامیدی در جان مخاطب است(براور رنجیا بی ور/دیار پشت سر حالی) یا(ترم روژ ار کول…….) تابلویی که این عزیزان هنرمند از این دیار میسازند چنین است که گویی جغدی شوم بر کنگره ی قلعه ی فلک افلاک نشسته و نظاره گر بر اضمحلال و خرابیهای این دیار با ساز ناکوک زمانه نغمه ی تیره بختی را سر میدهد.

لازم است کمی به خود آییم وبه بستایی به مقدار و همچون مراقبتی که از طعام جسم میکنیم که ضعیف و مسموم نشویم بر منفذ های روح نیز فیلتری از جنس درک زیبایی شناسی و اصول اخلاقی حاکم بر هنر قرار دهیم.

محمد آزادبخت

false
false
false
false
  1. به کجا چنین شتابان...

    سلام جناب آزادبخت
    عجبا از برداشت غریب شما از مضمون موسیقی محلی خودمان!!!!
    به نظر شما واقعا موسیقی غنی لرستان فقط در ستایش نزاع و چماق بوده است و خودکشی ها و قتل های رخداده در استان عوامل اقتصادی و اجتماعی و….دیگری نداشته و در اثر گوش سپردن به موسیقی محلی بوده است؟؟؟
    و باز هم عجبا!!!
    برادر عزیز مفاهیم و مضامین زیبای عاشقانه خفته در موسیقی لری را چگونه فراموش کردید و یا آیا ترانه های علیدوستی مفاهیم جنگ طلبانه دارد؟آخر از کجای “سیت بیارم” میتوان خشونت را درک کرد؟؟؟
    وقتی که موسیقی لری نوای “دایه دایه” را به وقت “جنگ” برای دفاع از مردم و ناموس ات سر میدهد تو چگونه قتل های شخصی که برخاسته از جهل عده قلیلی است را میتوانی به آن نسبت دهی؟؟؟
    وقتی “لاوه لاوه” از دلتنگی قوم ات میسراید تو چگونه از آثار منفی ان حرف میزنی؟
    وقتی موسقی لری “همدنگ” با تو “آیینه اشک” هایت میشود،چگونه میتوانی دنیا را با یک “تال” از سر موسیقی سرزمین مادری ات عوض کنی؟
    برادرم مطلق نگر نباش،موسیقی لری بی اشکال نیست ولی نه بدانسان که تو گفته ای….اول “سیفا” کن که چه میگویی بعد زیان بگشا و حرف بزن

  2. پرويز گراوند

    جناب آزادبخت!
    با عرض احترام؛
    من از نگاهِ یک مخاطبِ موسیقی و تاکید می کنم صرفاً از جایگاه یک مخاطب موسیقی نه کسی که تخصص یا نگاه فنی به موسیقی دارد چند انتقاد بر نوشتار شما نه بر شخص شما بلکه بر نوشتارِ شما دارم:
    الف: شما در این نوشتار، در نقدِ قالب های به قول خودتان نخ نمایِ قبلی در حوزه موسیقی لرستان، غیرمستقیم تقصیر را به گردن کسی انداخته اید که به تایید اغلب مخاطبان و دانندگان موسیقی(در عرصه زاگرس)، در پی شکستن همان به قول شما قالبهای نخ نما بوده و در پی در انداختنِ طرحی دیگر است!
    ب: من تا حالا خدمت شما نرسیده ام. نمیدانم مثل من یک مخاطبِ عام هستید یا در موسیقی تخصص دارید. اما در نوشتارتان، آنچنان ردِ پایی از دانش موسیقی نبود که حتی منِ مخاطبِ عام متوجه شدم. توجه بفرمایید، نمیگویم شما دانش موسیقی ندارید میگویم در نوشتارتان نبود. بحثم این نیست که اگر شما دانش موسیقی ندارید، تقصیری متوجه شماست زیرا اگر ندانستنِ دانش موسیقی گناه است، من هم گناهکارم. اما من چنین فکر میکنم: کسی که قرار است هنرمندی با چهار دهه سابقه ی هنری (آن هم با مخاطبِ وسیع) را نقد و موسیقی عرصه ی پهناوری (مثل لرستان) را بررسی کند، باید این کار را در بیش از چند پاراگراف و با حداقلی از نگاهِ فنی و تخصصی به موسیقی و حداقلی از تلاشِ پژوهشی و کنکاشگرانه و آوردنِ مستندات به خواننده ارائه دهد.
    یا اگر منظورتان نقد کسانی است که به قول شما در باره آقای رحمانپور غلو میکنند، نقد آن رویه با نقد هنرمندی که به قول شما در موردش غلو میشود دو حوزه جداگانه اند. اگر هم هدف تان نقد موسیقیِ لرستان بوده که آن هم خود موضوع دگری است. لذا در هم آمیختنِ چند سوگیری با هم، کمکی به تعمیقِ هیچکدام شان نمیکند.
    ج: موسیقیِ لرستان همه اش گُرز نیست. عشق و حماسه هم هست. واگویه های دلتنگی هم هست. غیرت و پایداری هم هست. البته گُرز هم هست. لذا همه اش را به گرز تعبیر کردن می تواند ناشی از عدم توجه یا بی اطلاعی باشد.
    ج: به دو بیت زیر از شعرِ موسیقی اشاره کرده اید و نتیجه گرفته اید این موسیقی به سوی یاس میرود:
    یک: بِراوَر رَنجیا بی وَر ـ دیار پُشتِ سَر حالی
    دو: تَرمِ روژ اَر کولِ…….
    بیت اول مربوط به کاستِ «ستین اشکسه» است که حال و روز زنی که زندگی را در قمارِ اعتیادِ امیدِ آینده اش (شوهر) باخته به تصویر میکشد. زنی که در این روزهای درماندگی، آرزوهای دوره ی جوانی و انتظاراتش از حماسه ی همسرگزینی از خیالش میگذرند که در آن آرزوها قرار بود سواری کج کلاه و چابک که بر بالای ابرها تاخت می زند او را با خود به آسمانهای خوشبختی ببرد اما حالا آن سوار جنازه ای شده و زن نه راه باگشت به دوره ی جوانی را دارد و آینده ای در پیش رو.
    گفته اند هنرمند باید آینه ی تمام نمای روزگار خویش باشد. اگر این گفته صحیح است، این کرده نیز لاجرم باید صحیح باشد.
    بیت دوم نیز تعبیرِ زیبایی از غروب و پایان یافتنِ روز و انتقال روز به شفق و نهان شدن و چال شدنش در افق و تشبیهِ پایان یافتنِ روز به پایان یافتنِ یک زندگی است که به گفته ی شاعران بومی، از تکانه های درخشان در شعر لکی است.

  3. ناشناس

    سلام آقای آزادبخت.من نیز با نظر شما موافقم و خدمت این دو عزیز که در نقد شما جبهه گرفته اند باید عرض کنم همانطور که جناب ازادبخت گفته داند چنان کور کور انه و با تعصب به این خوانندگان لر برخورد کرده ایم که اگر نقد شوند گویا به مقدسی توهین شده آقای……….. برای درگیری عبدولی ها در جنگ با اندیمشکی ها با اهنگهای مثلا حماسی به دنبال دامن زدن به اتش این دعواهای محلی ست واقعا این به دور از منطق است که بعضی ها از این خواننده بتی ساخته اند که در پای این بت هم به سجده افتاده اند این دیار ما همیشه چوب این افراط ها را خورده کمی به خودمان بیاییم و بدانیم این هنرمندان بزرگوار خواسته یا نخواسته چه ضربه ایی به فرهنگ این مردم وارد اورده اند…………مینا جعفری

  4. علی م

    باسلام خدمت شما آقای آزادبخت وهمشهریان گرامی…همون طور که جناب ازادبخت فرمودند موسیقی الان لرستان درگیری شدیدی پیداکرده با تعصب وقوم گرایی..بدون اینکه هنرموسیقی یا هر هنر دیگه ایی روبشناسیم چون صرفا این هنردر شهرماو توسط همشهری ما به نمایش داده شده از اون طرف داری میکنیم..البته آقا رحمان پور صدای خوبی دارند..ولی در شعرها وسبک شعری ایشون ناگفته های زیادی وجود داره شناختن هر هنری برای ما ضروریه که بتونیم حرفی براگفتن داشته باشیم وتعصب نکشیم..باتشکر از سایت خوب ارجا نیوز برای مطالب تازه وبکرش…

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true