×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
حدیث «برادری بین امیرالمومنین و پیامبر» و شبهه ابن تیمیه

یکی از احایثی که دال بر برتری و فضیلت آقا امیرالمومنین(علیه‌السلام) بوده و شیعه به آن استناد کرده است و آن‌را دلیلی بر برتری و افضلیت حضرت بر تمام صحابه می‌داند، حدیث معروف به «مواخاه» است که در آن نقل شده پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) آقا امیرالمومنین(علیه‌السلام) را برادر خود خواند و بین خود و امیرالمومنین(علیه‌السلام) عقد اخوت جاری کرد». این فضیلت تنها و تنها مختص به امیرالمومنین(علیه‌السلام) بوده و احدی از صحابه با پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) عقد اخوت نبسته است، لذا دال بر برتری حضرت بر دیگر اصحاب است.

عالم اهل سنت «أبو الحسن على بن محمّد شافعی» معروف به «ابن مغازلی الواسطی» (متوفى ۴۸۳ه.ق) در کتاب «مناقب امیرالمؤمنین» قضیه را این‌چنین نقل می‌کند: «زمانی‌که سال‌روز مباهله رسید، پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بین مهاجرین و انصار عقد اخوت جاری کرد، علی(علیه‌السلام) ایستاده بود و ماجرا را نظاره می‌کرد، اما پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بین او دیگران عقد اخوت جاری نکرد، علی(علیه‌السلام) چشمانش پر از اشک شد و برگشت.
پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «علی(علیه‌السلام) کجاست؟»
عده‌ای گفتند: «با چشمان پر از اشک رفت».
حضرت فرمود: «ای بلال برو و با علی(علیه‌السلام) به سوی من بیا». بلال به سمت علی(علیه‌السلام) رفت و به خانه علی داخل شد، فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) علی(علیه‌السلام) را دید درحالی‌که چشمان او خیس بود، او به علی(علیه‌السلام) گفت: «ای اباالحسن، چرا گریان هستی، خدا چشمان تو را گریان نکند؟»
امیرالمومنین گفت: «پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بین همه مهاجرین و انصار عقد اخوت جاری کرد، ولی برای من برادری قرار نداد».
فاطمه(سلام‌الله‌علیها) گفت: «ناراحت نباش، شاید تو را برای خود نگه داشته است».
بلال گفت: «یا علی، پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) تو را فرا خوانده است». پس امیرالمومنین(علیه‌السلام) خدمت پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله)  آمد.
حضرتبه او فرمود: «چرا گریه کردی؟»
علی(علیه‌السلام) عرضه داشت: «بین همه عقد اخوت جاری کردی و فقط برای من برادری قرار ندادی؟»
حضرت فرمود: «تو را برای خودم گذاشته‌ام، آیا دوست نداری برادر پیامبر باشی؟» پس بین خود و علی عقد اخوت جاری کرد، سپس بالای منبر رفت و فرمود: «علی از من است و من از علی، علی نسبت به من مانند هارون است نسبت به موسی».[۱]

این حدیث به قدری در منابع معتبر شیعه و اهل سنت نقل شده که احدی از علمای اهل سنت تا زمان کنونی به جز «ابن تیمیه» در صحت آن شک نکرده است. «ابن‏ تیمیه» پدر فکری وهابیت که تنها هدف او مقابله و نفی فضائل اهل بیت(علیهم‌السلام) به خصوص امیرالمومنین(علیه‌السلام) است و به هر چیزی چنگ می‌زند تا فضیلتی که برای حضرت بیان شده را نفی کند؛ این‌جا نیز مانند سایر آیات و روایاتی که در شان امیرالمومنین(علیه‌السلام) است، با گستاخی و وقاحت تمام این حدیث را جعلی اعلام کرده و می‌گوید: «احادیث مواخاه و عقد اخوت بین على(علیه‌السلام) و پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) جعلى است. پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) با هیچ‏‌کس پیوند برادرى نبسته، هم‌چنین بین هیچ مهاجرى با مهاجر دیگر و بین ابوبکر و عمر و بین هیچ انصارى با انصارى دیگر عقد اخوت نبسته است».[۲]

پاسخ به ابن تیمیه
برای روشن شدن دروغ ابن تیمیه ما در این نوشتار نام برخی از علما و محدثین اهل سنت که این حدیث را نقل کرده و صحیح دانسته‌اند را ذکر می‌کنیم:
۱٫ «ترمذى» در کتاب الجامع الصحیح، ج ۵، ص ۶۳۸٫
۲٫ «نسایی» در کتاب خصائص امیرالمؤمنین(علیه السلام)، ص ۳٫
۳٫ «احمد بن حنبل» در کتاب مسند احمد، ج ۱، ص ۲۳۰٫
۴٫ «حاکم نیشابوری» در کتاب مستدرک حاکم، ج ۳، ص ۱۴٫
۴٫ «ابن عساکر» در کتاب تاریخ امام على(علیه‌السلام) از تاریخ دمشق، ج ۱، ص ۱۱۷٫
۵٫ «سبط بن جوزی» در کتاب التذکره، ص ۲۶٫
۶٫ «محب الدین طبری» در کتاب الریاض النضره، ج۲، ص۶۹۴ چاپ مصر.
۷٫ «ابن حجر عسقلانی» در کتاب لسان المیزان، ج۴، ص۴۸۱، چاپ حیدرآباد الدکن.
۸٫ «ابن سعد» در کتاب طبقات الکبرى، ج۳، ص ۲۲، چاپ دار الصادر بیروت.
۹٫ «جلال الدین عبد الرحمن السیوطی» در کتاب الجامع الصغیر، ج۲، ص۱۴۰ ح ۵۵۸۹، چاپ مصر.
۱۰٫ «حافظ ابو نعیم» در کتاب حلیه الأولیاء، ج۷، ص۲۵۶، چاپ السعاده مصر.
۱۱٫ «ابن ابى الحدید» در کتاب شرح نهج البلاغه، ج۴، ص۲۲۱، چاپ قاهره.
۱۲٫ «حافظ ابو بکر بغدادی» در کتاب تاریخ بغداد، ج۷، ص۳۸۷، چاپ السعاده مصر.
۱۳٫ «ابو المؤید الموفق بن أحمد أخطب خوارزم» در کتاب المناقب، ص۸۶، چاپ تبریز.
۱۴٫ «نور الدین على بن ابى بکر الهیتمى» در کتاب  مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۱۱، چاپ مکتبه القدسی، قاهره.

چگونه ممکن است این حدیث را دروغ دانست و حال آن‌که بزرگان اهل سنت آن را ثبت کرده‏ و صحیح دانسته‌اند؛ در حالى‏‌که این افراد نزد اهل سنت از جلالت فوق‏‌العاده‌‏اى برخوردارند.
هم‌چنین برخى از بزرگان اهل سنت در مقابل ابن ‏تیمیه ایستاده و تضعیف و ردّ او را جواب داده‌‏اند. مانند «ابن حجر» از علمای طراز اول اهل سنت در کتاب «فتح البارى» مى‌‏گوید: «ابن ‏تیمیه گفته است تشریع مواخاه به جهت ارفاق بر یکدیگر و تألیف قلوب مردم نسبت به هم است و این درباره پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) با هیچ‌‏کس معنا ندارد. این توجیه وى در حقیقت ردّ یک نص با قیاس است». [۳]

حال با توجه به این مطالب آیا کسی می‌تواند در صحت این روایت شک کند و بگوید شیعه آن‌را ساخته است؟ آیا انصاف است که آن‌را جعلی بنامیم؟ چرا ابن تیمیه برای ادعای خود دلیلی ذکر نمی‌کند، چرا از حیث سندی آن را بررسی نکرده و به محض دیدن متن حدیث حکم کرده که جعلی و ساختگی است؟ آیا این مطلب نشان از بغض و کینه او نسبت به امیرالمومنین(علیه‌السلام) ندارد؟ قضاوت در این باره را به عقل‌های بیدار و جویای حقیقت می‌سپاریم.
—————————————————————–
پی‌نوشت
[۱]. «عن أنس قال: لمّا کان یوم المباهله و آخى النبیّ صلّى اللّه علیه و آله و سلم بین‏ المهاجرین و علىّ واقف یراه و یعرف مکانه لم یواخ بینه و بین أحد فانصرف علیّ باکى العینین فافتقده النّبیّ صلّى اللّه علیه و آله و سلم فقال: ما فعل أبو الحسن؟ قالوا انصرف باکى العینین یا رسول اللّه قال: یا بلال اذهب فاتنى به، فمضى بلال إلى علی علیه السّلام و قد دخل منزله باکى العین، و قالت فاطمه: ما یبکیک لا ابکى اللّه عینیک؟ قال: یا فاطمه آخى النّبی بین المهاجرین و الأنصار و أنا واقف یرانی و یعرف مکانی لم یواخ بینی و بین أحد، قالت: لا یحزنک لعلّه إنّما اخرک لنفسه، فقال بلال: یا على أجب النبیّ صلّى اللّه علیه و آله و سلم فأتى علىّ النّبی صلّى اللّه علیه و آله و سلم فقال النّبی: ما یبکیک یا أبا الحسن؟ قال: و آخیت بین المهاجرین و الأنصار یا رسول اللّه و أنا واقف ترانی و تعرف مکانی لم تواخ بینی و بین أحد، قال: إنّما ادّخرتک لنفسی أ لا یسرّک أن تکون أخا نبیّک؟ قال: بلى یا رسول اللّه أنّى لی بذلک؟ فأخذ بیده و أرقاه المنبر فقال: اللّهم هذا منّى و أنا منه، ألا إنه منّى بمنزله هارون من موسى، ألا من کنت مولاه فهذا علىّ مولاه، قال: فانصرف علیّ علیه السّلام قریر العین فاتبعه عمر بن الخطاب فقال: بخ بخ یا أبا الحسن أصبحت مولای و مولى کلّ مسلم».(إحقاق الحق و إزهاق الباطل، ج‏۵، ص ۸۰)
[۲]. منهاج السنه، ج ۷، ص ۳۵۹- ۳۶۱٫
[۳]. فتح البارى فى شرح صحیح بخارى، ج ۷، ص ۲۱۷٫

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true