×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
مهم‌ترین دستوری که پیامبر اکرم ابلاغ کرد!

یکی از آیاتی که شیعه برای اثبات ولایت آقا امیرالمومنین(علیه‌السلام) بدان استناد می‌کند، آیه ۶۷ سوره مائده است؛ خداوند متعال در این آیه می‌فرماید: «یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَ اللَّهُ یَعْصِمُکَ مِنَ النَّاسِ إِنَّ اللَّهَ لا یَهْدِی الْقَوْمَ الْکافِرِین [مائده/۶۷] اى پیامبر، آن‌چه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است کاملا (به مردم) برسان و اگر این کار را نکنى، رسالت او را انجام نداده‌‏اى و خداوند تو را از (خطرات احتمالى) مردم نگاه مى‏‌دارد، و خداوند جمعیت کافران (لجوج) را هدایت نمى‌‏کند». در این آیه، دو مطلب، در خور دقت است: یکی فرمان خداوند به پیامبر(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) براى ابلاغ «ما أنزل». و دیگری وعده مصونیت پیامبر(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله)  از خطرات احتمالی است.

در آغاز باید دید که مقصود از «ما أنزل» چیست که ابلاغ آن خطر دارد، و عدم ابلاغ آن، به منزله انجام ندادن تمام رسالت است؟
درباره «ما أنزل» سه احتمال وجود دارد:
۱٫ «ما أنزل» پیام تازه‌‏اى براى یهودیان بود که خطر جانى براى پیامبر(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) داشت.[۱]
۲٫ مقصود، مجموعه دین و یا اصل دین است.[۲]
۳٫ مراد از «ما أنزل» حکمى از احکام دین و بخشى از آن است.[۳]

احتمال اول، صحیح نیست؛ زیرا آیه در زمان اقتدار پیامبر(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) و افول یهودیان نازل شد و آن‌ها قدرت تهدید حضرت را نداشتند. احتمال دوم نیز اشکال دارد؛ زیرا در این صورت معنا خراب شده و لغو خواهد شد، چرا که معنا این‌گونه می‌شود: اى پیامبر! مجموعه دین را که از پروردگارت به سوى تو نازل شده، ابلاغ کن که اگر ابلاغ نکردى، رسالتت را انجام نداده‏‌اى. خوب معلوم است که اگر پیامبر(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) مجموعه دین را ابلاغ نکرده باشد، رسالتش را انجام نداده؛ بنابراین جمله لغو خواهد بود و از ساحت قرآن به دور است.

بدین ترتیب، احتمال سوم باقى مى‏‌ماند که مراد از «ما أنزل» حکمى از احکام دین است و مقصود از رسالت، مجموع دین مى‏‌باشد و آن حکم، به اندازه‌‏اى اهمیت دارد که اگر ابلاغ نشود، گویا هیچ حکم و دستورى از دستورات دینى ابلاغ نشده است. یعنى آن حکم، محور همه احکام و قوانین دینى است و با نبود آن، دین هم‎‌چون جسدى بى‌‏روح است که نه دوامى دارد و نه خصوصیتى، اما به راستی این حکم کدام یک از دستورات الهی است که ۲۳ سال تلاش بی وقفه پیامبر عظیم الشان اسلام(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) متوقف بر ابلاغ آن شده است و اگر پیامبر(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) در بیان آن کوتاهی کند تمام ۲۳ سال زحمت خود را خراب کرده است؟

علاوه بر آن، این موضوع مخالفان سرسختى داشته که پیامبر(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) از مخالفت آن‌ها که ممکن بوده است مشکلاتى براى اسلام و مسلمین داشته باشد، نگران بوده و به همین جهت خداوند به او تامین می‌دهد.

اکنون این سؤال پیش مى‌‏آید که با توجه به تاریخ نزول سوره که مسلما در اواخر عمر حضرت نازل شده است، چه مطلب مهمى بوده که خداوند پیامبرش را با این تاکید مامور ابلاغ آن مى‏‌کند.
آیا مسائل مربوط به توحید و شرک و بت‌‏شکنى بوده که از سال‌ها قبل براى پیامبر(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) و مسلمانان حل شده بود؟
آیا مربوط به احکام و قوانین اسلامى بوده با این‌که مهم‌ترین آن‌ها تا آن زمان بیان شده بود؟
آیا مربوط به مبارزه با اهل کتاب و یهود و نصارى بوده با این‌که مى‌‏دانیم مساله اهل کتاب بعد از ماجراى بنى النضیر و بنى قریظه و بنى قینقاع و خیبر و فدک و نجران مشکلى براى مسلمانان محسوب نمى‌‏شد.
آیا مربوط به منافقان بوده در حالى که مى‏‌دانیم پس از فتح مکه و سیطره و نفوذ اسلام در سراسر جزیره عربستان منافقان از صحنه اجتماع طرد شدند، و نیروهاى آن‌ها در هم شکسته شد، و هر چه داشتند در باطن بود.

به راستى چه مساله مهمى در این آخرین ماه‌هاى عمر مبارک پیامبر(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) مطرح بوده که آیه فوق این‌چنین درباره آن تاکید مى‏‌کند؟! این نیز جاى تردید نیست که وحشت و نگرانى پیامبر(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) براى شخص خود و جان خود نبوده است، بلکه براى کارشکنی‌ها و مخالفت‌هاى احتمالى منافقان بوده که نتیجه آن براى مسلمانان خطرات یا زیان‌هایى به بار مى‌‏آورد.[۴]

آیا مساله‏‌اى جز تعیین جانشین براى پیامبر و سرنوشت آینده اسلام و مسلمین مى‌‏تواند واجد این صفات بوده باشد.

اگر به روایات مختلفى که در کتاب‌هاى متعدد اهل سنت و شیعه در زمینه این آیه وارد شده نیز توجه کنیم، همین مطلب را به روشنی می‌یابیم. البته تعصب‏ بی‌جای علمای اهل سنت، مانع از بیان تمام حقایق در مورد این آیه گردیده است؛ اما در عین حال، در کتب مختلف اهل سنت نیز روایات زیادى وجود دارد که گفته‌اند این آیه در روز غدیر و در شان امیرالمومنین(علیه‌السلام) نازل شده است.

جمع زیادى از صحابه نقل کرده‌‏اند که این آیه درباره امیرالمومنین(علیه‌السلام) نازل شده است؛ افرادى چون «زید بن ارقم» ، «ابن عباس» ، «ابو سعید خدرى» ، «جابر بن عبد اللّه انصارى» ، «ابو هریره» ، «براء بن عازب» ، «حذیفه» ، «عامر بن لیلى» و «ابن مسعود».[۵]

«فخر رازى» از مفسرین طراز اول اهل سنت در این باره چنین گفته است: «آیه در فضل على(علیه‌السلام) نازل شده. چون این آیه نازل شد، پیامبر(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) دست على را گرفت و فرمود: «من کنت مولاه فعلى مولاه اللّهم وال من والاه و عاد من عاداه» آن‌گاه عمر به دیدار على شتافت و گفت: گوارایت باد اى‏ پسر ابو طالب که مولاى من و تمام مؤمنین شدی». او پس از این اعتراف، مى‌‏گوید: «اگر چه این‌گونه روایات، زیاد است، لکن بهتر است آیه را بر این حمل کنیم که خداوند، پیامبر را از مکر یهود، ایمنى بخشید».[۶] بسى جاى تعجّب است که فخر رازى بعد از اعتراف به کثرت روایات، توجیه دیگرى براى آیه مى‌‏تراشد.

پس از بیان نظرات شیعه و اهل سنت، قضاوت در این باره را به عقل‌های بیدار و جویای حقیقت می‌سپاریم که نیک اندیشه کنند و تصمیم درست را اتخاذ کنند، به راستی چه مطلبی می‌تواند به این اهمیت باشد که تمام رسالت پیامبر(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) متوقف بر آن بوده و حضرت از بیان آن ترس داشته باشد؟ تمام مواردی که توسط علمای اهل سنت بیان شده، قبل از این آیه بارها در قرآن و سنت بیان شده بود، لذا به هیچ وجه با سیاق آیه جور در نمی‌آید.
بنابراین به نظر می‌رسد تلاش آن‌ها برای فرار کردن از حقیقت و نپذیرفتن نظر شیعه و تعصب بر مذهب خود است.

_________________________________________________________________
پی‌نوشت
[۱]. فخر رازى، التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص ۴۹٫
[۲] .جلال الدین سیوطى و جلال الدین محلّى، تفسیر جلالین، ص ۱۵۶؛ زمخشرى، الکشاف، ج ۱، ص ۶۵۸٫
[۳]. علامه طباطبایى، المیزان، ج ۶، ص ۴۳٫
[۴]. تفسیر نمونه، ج‏۵، ص ۴٫
[۵]. همان.
[۶]. فخر رازى، التفسیر الکبیر، ج ۱۲، ص ۴۹٫

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true