×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
محدوده علم امام تا کجاست؟

یکی از مسائل مهم مبحث امامت، بحث «علم امام» است. این بحث از دو لحاظ قابل بررسی است: یکی این‌که آیا لازم است امام اعلم زمان خود باشد یا خیر؟ و دیگری این‌که محدوده علم امام تا کجاست؟

برای پاسخ به سوال اول باید گفت: بدون شک امام باید حداقل در مسائلی که به نحوی مربوط به دین می‌باشند، اعلم روزگار خود باشد. چرا که اعلم بودن امام، از صفات معتبر در افضلیت است. و ما در این مطلب اثبات کردیم که امام باید افضل امت باشد؛ حال که باید افضل امت باشد، پس باید در علم نیز سرآمد همه بوده و هیچ کسی در میان امت، علمش در مباحث دینی از امام بیشتر نباشد، زیرا در غیر این‌صورت بسیار قبیح است که انسان عالم از جاهل و پایین از خود تبعیت کند.

در نتیجه در پاسخ به سوال اول باید گفت: بدون شک امام یک امت، باید عالم‌ترین فرد آن جامعه، نسبت به مسائل شرعی و تمام مباحثی که به دین مربوط می‌شوند، باشد.

اما در پاسخ به سوال دوم که سوال از محدوده علم امام است، باید گفت: در رابطه با علم امام، گاهی عقلی بحث می‌شود و گاهی نقلی؛ یعنی گاهی می‌گوییم از حیث عقل، علم کسی که رهبری و امامت جامعه را بر عهده دارد چه مقدار است و گاهی از حیث روایات این مساله بررسی می‌شود که خود معصومین(علیهم‌السلام) علم خود را چگونه توصیف کرده و دایره آن‌را چه مقدار وسعت داده‌اند.

بدون شک عقل بشری حکم می‌کند که امام لازم است در تمامی علومی که مربوط به شریعت است و به نحوی به دین ربط دارند و هدایت افراد جامعه بر آن متوقف است، به نحو تام و کامل اشراف داشته باشد تا هیچ‌گاه به خطا نرود و جامعه را با خود به بیراهه نبرد. این جامعیت، اختصاص به علوم شرعى ندارد، بلکه علوم غیر شرعى را هم در بر مى‏گیرد؛ یعنى امام باید در امور غیر شرعى هم اعلم باشد؛ مثل سحر و شعبده، تا در صورت مواجهه با ساحران و شعبده‏بازان، بتواند سحر آنان را خنثى کرده و حیله‏هاى آنان را برای مردم روشن و از گمراه شدن مردم، جلوگیرى کند.

هم‌چنین امام باید علم مناظره با دیگران را بداند تا در برخورد با آنان که ایجاد تشکیک مى‏‌کنند و مى‌‏خواهند عقاید مردم را سست کنند، پیروز شود و دین را از نابودی، حفظ کند.
اما در مورد این‌که امام باید تمام صنایع و فنون مختلفى که در اعصار و ازمنه به وجود مى‌‏آید را بداند یا نه؟ اختلاف است؛ بعضى آن را واجب مى‌‏دانند؛ به این علت که اگر امام، این صنایع و فنون را نداند، آنان که عالم به این‌ها هستند، از امام تبعیت نمى‌‏کنند؛ زیرا خود را در این علوم، از امام بالاتر مى‌‏دانند و اگر امام، این فنون را بداند، آنان به انقیاد و تبعیت، نزدیک‌تر خواهند شد. بعضى دیگر عقیده دارند که آگاهى از این علوم، عقلا بر امام واجب نیست؛ در عین حال که ممتنع هم نمى‌‏باشد. شیخ مفید نظر دوم را پذیرفته است.[۱]

به عقیده برخى از متکلمان شیعه علم غیب داشتن، از صفات واجب امام و شرط امامت نیست و عقل، به وجوب چنین شرطى، حکم نمى‏‌کند و اگر خداوند، امام را به این صفت متصف کند، از باب اکرام و لطف به امام است. اگر اخبارى در این باره رسیده باشد که ائمه اطهار(علیهم‌السلام) چنین علمى داشتند، واجب است بپذیریم و مانعى هم در تحقق چنین علمى براى امام، وجود ندارد. اشکالاتى که بر امکان چنین علمى براى امام وارد شده است نیز درست نیست؛ زیرا امام به تأیید الهى و به اذن او، و در صورت وجود مصلحت، از غیب، اطلاع مى‌‏یابد.[۲]

بنابراین از حیث عقلی لازم و واجب نیست که امام، به کلیه امور، عالم باشد و براى اثبات علم امام به این نحو، راه عقلى وجود ندارد. هم‌چنین عالم به ضمایر بودن هم از شرایط امام و از صفات واجب امام نیست، علم به سایر لغات نیز در امام شرط نیست. ولى اگر اخبار بر وجود چنین علومی در نزد امام دلالت کند، از آن جهت که از صادق مصدق وارد شده، مورد قبول واقع مى‏‌گردد.

اما اگر علم امام را از حیث نقلی بررسی کنیم خواهیم دید اخبارى در زمینه تسلط امام بر همه صنایع، وارد شده است، هم‌چنین اخباری رسیده که بیان کرده‌اند امام عالم به ضمایر و سایر لغات است؛ روایات زیادی هم داریم که علم غیب را برای امام اثبات کرده است. بنابراین از آن‌جا که خداوند متعال مى‏‌تواند چنین تفضلاتى را شامل حال آن‌ها بگرداند و از طرف دیگر، مانع عقلى از وجود چنین علومى براى ائمه(علیهم‌السلام) نمى‌‏باشد، ما وجود چنین علومى را براى آن ذوات مقدسه مى‏‌پذیریم؛ گر چه وجود چنین علومى در امام، واجب‏ نمى‌‏باشد، ولى ممتنع هم نیست و دلایلى بر وجود چنین علومى داریم.[۲]

حتی در برخی روایات از علم «ما کان و مایکون» که علمی تام و کامل به تمام اشیا و اتفاقات گذشته و حال و آینده است برای معصومین(علیهم‌السلام) خبر داده شده است، به طور مثال امام صادق(علیه‌السلام) فرمود: «همانا من آن‌چه در آسمان است و آن‌چه در زمین است می‌دانم؛ آن‌چه در بهشت است و آن‌چه در جهنم است می‌دانم؛ آن‌چه در گذشته بوده و آن‌چه در آینده اتفاق خواهد افتاد را می‌دانم؛ سپس مقداری مکث کرد و چون دید که این سخن برای کسانی‌که این سخن را شنیدند سنگین و غیر قابل هضم است؛ فرمود این موارد را از کتاب خدا می‌دانم، چرا که خداوند متعال در آن فرموده است: «فِیهِ تِبْیَانُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ».[۳]

بنابراین بر طبق ادله نقلی امام دارای علمی تام و کامل به گذشته و آینده و حتی عالم بزرخ و روز قیامت و بهشت و جهنم است، علم «ماکان و مایکون» در سینه امام وجود دارد.

از مباحث بالا می‌توان نتیجه گرفت: اگر علم امام را از حیث عقلی بررسی کنیم محدوده کمتری را در بر گرفته و فقط مربوط به حوزه دین و شریعت می‌شود، یعنی امام لازم است تنها به تمام دین و آن‌چه به دین مردم مربوط می‌شود، عالم باشد و علم به سایر موارد که به دین ربطی ندارد، یا مربوط به گذشته و آینده و عالمی دیگر است، شرط نیست.
اما اگر از حیث نقلی بررسی شود، در روایات متعددی که انسان را مجاب می‌کند، وارد شده است که ائمه اطهار(علیهم‌السلام) دارای علم «ماکان و مایکون» هستند، یعنی علمی کامل به ضمایر انسان‌ها، به گذشته و آینده و حتی عالم بزرخ و روز قیامت و بهشت و جهنم.

_______________________________________
پی‌نوشت
[۱]. شیخ مفید، اوائل المقالات، ص ۳۷٫
[۲]. امامت پژوهى(بررسى دیدگاههاى امامیه، معتزله واشاعره)، ص ۱۶۹٫
[۳]. « إِنِّی لَأَعْلَمُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْضِ وَ أَعْلَمُ مَا فِی الْجَنَّهِ وَ أَعْلَمُ مَا فِی النَّارِ وَ أَعْلَمُ مَا کَانَ وَ مَا یَکُونُ قَالَ ثُمَّ مَکَثَ هُنَیْئَهً فَرَأَى أَنَّ ذَلِکَ کَبُرَ عَلَى مَنْ سَمِعَهُ مِنْهُ فَقَالَ عَلِمْتُ ذَلِکَ مِنْ کِتَابِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَقُولُ فِیهِ تِبْیَانُ کُلِّ شَیْ‏ءٍ»(الکافی، ج ۱، ص ۲۶۱).

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true