×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
فرق نبی و امام در چیست؟

علمای شیعه معتقدند بین «نبوت» و «امامت» فرق است، امامت مقامی بالاتر از نبوت است، و رابطه بین آن‌ها عموم خصوص من وجه است، گاهی ممکن است شخصی نبی بوده، ولی امام نباشد، برعکس آن هم امکان دارد، یعنی ممکن است فرستاده الهی امام باشد، ولی نبی نباشد. ممکن است هر دو هم در یک نفر جمع شوند و آن شخص هم نبی باشد و هم امام، مانند پیامبران اولوالعزم که بدون شک هم مقام امامت را داشته‌اند و هم نبوت را.[۱]

در این نوشتار ما به بیان فرق‌های میان نبی و امام می‌پردازیم:
«نبى» به کسی گفته می‌شود که بدون واسطه از جانب خداوند متعال خبر می‌دهد. اما در معناى امام، دو جهت نهفته است:
۱٫ امام یعنى مقتدا و پیشوا در افعال و اقوال؛ زیرا امام در لغت به همین معناست و امام جماعت، از همین باب است.
۲٫ امام یعنى کسى که عهده‌‏دار امور سیاسى و اجتماعى امت است: از قبیل اجراى حدود، عزل و نصب امرا، قضات، دفاع از امت، تأدیب جانیان و… .

در معناى اوّل، نبى با امام، مشترک است؛ زیرا هر نبیى مقتداست و پذیرفتن قول و فعل او، لازم است؛ اما در معناى دوم، اختلاف دارند؛ زیرا صرف نبی بودن به معنای تشکیل حکومت نیست، بلکه ممکن است مصلحت اقتضا کند که پیامبرى مبعوث گردد و فقط مامور به ابلاغ مصالح خلق باشد؛ نه بیشتر.[۲] چنان‌که گفته‏‌اند: کار انبیا، صرف آدرس دادن است، برعکس امام‏، که هدایت او، دست خلق گرفتن و به حق رساندن است؛ زیرا امام با امرى ملکوتى که در اختیار دارد، هدایت مى‌‏کند.[۳]

دلایل انفکاک نبوت از امامت‏ از منظر قرآن کریم
قرآن کریم در موارد متعددی پیامبری و حکومت سیاسی را از هم جدا کرده و پیامبر و امام امت که عهده‌دار مسائل سیاسی بوده را جدای از هم معرفی کرده است؛ در این‌جا به چند مورد اشاره می‌کنیم:
۱٫ در جریان طالوت و جالوت، قرآن می‌فرماید: قومی از بنی اسرائیل به پیامبر خود گفتند: «أَ لَمْ تَرَ إِلَى الْمَلَإِ مِنْ بَنِی إِسْرائِیلَ مِنْ بَعْدِ مُوسى‏ إِذْ قالُوا لِنَبِیٍّ لَهُمُ ابْعَثْ لَنا مَلِکاً نُقاتِلْ فِی سَبِیلِ اللَّه [بقره/۲۴۶] آیا مشاهده نکردى جمعى از بنى اسرائیل که بعد از موسى، که به پیامبر خود گفتند: زمام‌دار(و فرماندهى) براى ما انتخاب کن! تا (زیر فرمان او) در راه خدا پیکار کنیم». سپس پیامبر آن‌ها گفت: «إِنَّ اللَّهَ قَدْ بَعَثَ لَکُمْ طالُوتَ مَلِکا [بقره/۲۴۷] خداوند (طالوت) را براى زمام‌دارى شما مبعوث (و انتخاب) کرده است». حال باید گفت: بدون شک پیامبر آنان، امام و رهبر سیاسی و فرمانده آن قوم نبوده است، چرا که اگر رهبر آن‌ها می‌بود، دیگر این سوال جایی نداشت؛ بنابراین از این‌که قرآن می‌فرماید آن‌ها آمدند و از پیامبر خود رهبر و فرمانده‌ای را درخواست کردند، می‌توان نتیجه گرفت پس پیامبر آنان امام و رهبر سیاسی آن‌ها نبوده است.

۲٫ تردیدى نیست که حضرت هارون(علیه‌السلام) پیامبر بود، لکن عهده‌‏دار امور امت نشد، و الّا نیازى به جانشین نمودن و استخلاف حضرت موسى(علیه‌السلام) نداشت.

۳٫ بین اهل سیره و تاریخ، اختلافى در این نیست که در میان بنى اسرائیل، نبوت در قومى بود و ملک و سلطنت در قومی دیگر؛ و هر دو امر نیز در انبیایی چون حضرت داوود و سلیمان(علیهماالسلام) وجود داشته‏ است. این واضح‌ترین وجه انفکاک امامت از نبوت است؛ یعنى بعضى از اولیاى الهی، تنها پیغمبر بوده‌اند و برخی تنها امام و بعضى دیگر داراى هر دو مقام.[۳]

۴٫ قرآن درباره حضرت ابراهیم(علیه‌السلام) می‌فرماید: «وَ إِذِ ابْتَلى‏ إِبْراهِیمَ رَبُّهُ بِکَلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُکَ لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیَّتِی قالَ لا یَنالُ عَهْدِی الظَّالِمِین[بقره/۱۲۴] (به خاطر بیاورید) هنگامى که خداوند ابراهیم را با وسائل گوناگونى آزمود، و او به خوبى از عهده آزمایش برآمد، سپس خداوند به او فرمود: من تو را امام و رهبر مردم قرار دادم، ابراهیم عرض کرد: از دودمان من (نیز امامانى قرار بده) خداوند فرمود: پیمان من به ستم‌کاران نمى‏‌رسد».
در این آیه قرآن می‌فرماید حضرت ابراهیم(علیه‌السلام) با آن‌که پیامبر بود و امتحانات زیادی را پشت سر نهاد، به مقام امامت رسید، پس امامت غیر از نبوت او بود؛ زیرا اگر نبوت از امامت جدا نبود، این آیه معنى نداشت؛ چون او نبى بود، بعدا مقام امامت را عهده‏‌دار شد.

چنان‌که «فخر رازى» از مفسرین اهل سنت نیز می‌گوید: «در ائمه، دو نظر است: اول این که به معناى نبوت است و دوم این که به معناى امامتى است که مردم را به دین خدا و خیرات مى‏‌خواند … نظر دوم، بهتر است؛ چون اگر ائمه در آیه، به معناى نبوت باشد، تکرار لازم مى‌‏آید.[۴]

از مطالب بالا می‌توان نتیجه گرفت: اولا: امامت غیر از نبوت است و دو مقام کاملا متفاوت هستند که گاه در یک نفر جمع می‌شوند؛ ثانیا: نبوت صرف خبر دادن از پروردگار عالم و ارائه طریق است، اما امامت مقام سیاسی دین و اداره امور و رساندن مردم به مقصد است. امام کسی است که علاوه بر هدایت و ارائه طریق، وظیفه‌ی اداره جامعه و اجرای حدود الهی را بر عهده داشته و مردم را با هدایت باطنی به مقصد می‌رساند.

_____________________________________
پی‌نوشت
[۱]. شیخ طوسى، الرسائل العشر، رساله «الفرق بین النبى و الإمام» ص ۱۱۱- ۱۱۲٫
[۲]. همان.
[۳]. علامه طباطبایى، المیزان، ج ۱، ص ۲۷۲ و ج ۱۴، ص ۳۰۴٫
[۴]. امامت پژوهى(بررسى دیدگاههاى امامیه، معتزله واشاعره)، ص ۲۴۷٫
[۵]. فخر رازى، التفسیر الکبیر، ج ۲۲، ص ۱۹۱٫

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true