×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
هدف خلیفه دوم از تعیین شورای شش نفره چه بود؟

ارجانیوز – حجت الاسلام محمد فرضی پور : یکی از مواردی که اهل سنت برای حجیت اجماع اهل حل و عقد به آن استناد می‌کنند، عمل‌کرد خلیفه دوم، در تعیین شورای شش نفره بود. او در این باره می‌گوید: «این‌که من مردم را به حال خودشان مى‌‏گذارم، از آن جهت است که آن کس که بهتر از من بود، مردم را به حال خودشان رها کرد».[۱] مقصود عمر از این سخن، این است که از آن روى که پیامبر(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) مردم را در مورد خلیفه بعد از خود به حال خود واگذاشت، من نیز به سنت پیامبر(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) عمل مى‏‌کنم و مردم را به حال خود وا مى‏‌گذارم.

در این‌جا این سؤال مطرح است که اگر انتخاب نکردن، سنت پیامبر(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) بود و سنّت پیامبر(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله)  لازم‌الاتباع است، چرا در انتخاب شدن خود از جانب خلیفه اوّل، هیچ‌گونه اعتراضى نکرد و یا حداقل به عنوان پیشنهاد، این نظر را آن زمان مطرح نکرد؟

حال از این اشکال گذشته و به بررسی ماهیت این شورای می‌پردازیم؛ ما معتقدیم که خلیفه دوم، عثمان را به عنوان خلیفه انتخاب کرده بود و برای فرار از این اقدام، شورایی قرار داد تا از میان آن شورای عثمان بیرون بیاید، بنابراین قرار دادن شورای شش نفره کاملا سوری بود؛ چون عمر گفته بود اگر این شش نفر بر یک نفر اجماع کردند، خوب او خلیفه می‌شود، اما اگر اختلاف کردند، هر کس رای بیشتری داشت و اگر مساوی شدند، هر گروهی که «عبدالرحمن بن عوف» در آن باشد برنده است و خلیفه آن کسی است که عبد الرحمن با او بیعت کند. و چون عبد الرحمن هیچ‌گاه با عثمان مخالفت نمی‌کرد، پس مطمئنا نتیجه این شورا خلافت عثمان می‌شد.

امیرالمومنین(علیه‌السلام) خود به این نکته اشاره کرده و به عمویش عباس شکایت کرد و فرمود: «به خدا قسم که خلافت به ما نمى‏‌رسد! عباس پرسید: برادرزاده عزیزم! این را از کجا مى‌‏گویى؟ امام پاسخ داد: از آن‌جا که «سعد بن ابى وقاص» با پسر عمویش «عبد الرحمن بن عوف» مخالفت نمى‏‌کند، عبد الرحمن نیز داماد و هوادار «عثمان» است و سرانجام، هر سه با هم مى‌‏باشند. حالا اگر طلحه و زبیر هم با من باشند، رأیشان براى من هیچ فایده‌‏اى ندارد؛ زیرا عبد الرحمن بن عوف در دسته سه‌‏تایى دیگر است!».[۲]

بنابراین آن زمان که «عمر بن خطاب» شوراى شش نفره را با آن ترکیب و با آن شرایط و حق «وتو» براى عبد الرحمن بن عوف مطرح کرد، پیش‌‏بینى کرده بود که نتیجه این انتخاب، چه خواهد بود. مولى امیرالمومنین(علیه‌السلام) نیز به نیکى دریافته بود که هدف از این شورا چیست و نتیجه رایزنى اعضا چه خواهد بود؟

در نتیجه: تدبیر «عمر بن خطاب» بر این بود که عثمان به خلافت برسد، لذا شورا را طوری چینش کرده بود و حق وتو را به کسی داده بود که بدون شک از آن مجلس عثمان بیرون می‌آمد. لذا می‌توان گفت آن شورا سوری بود و هدفی جز بستن دهان مردم نداشت.

_________________________________
پی‌نوشت
[۱]. ابن اثیر، الکامل فى التاریخ، ج ۳، ص ۶۵٫
[۲]. بلاذرى، انساب الاشراف، ج ۵، ص ۱۱۴٫

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true