×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
بذل و بخشش‌های بی‌حد و حصر خلیفه سوم به اقوام خویش!

ارجانیوز – حجت الاسلام محمد فرضی پور : یکی از مسائل بسیار مهم در مبحث امامت، بررسی عمل‌کرد خلفا در زمان خلافت است؛ اهل سنت آن‌ها را عادل، بلکه تا درجه عصمت بالا می‌برد و آن‌ها را برترین صحابه و شبیه‌ترین افراد به پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌داند؛ در حالی‌که عمل‌کرد آنان در دوران خلافت، هیچ شباهتی به سیره پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) نداشتند، بلکه دقیقا بر خلاف روش پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) عمل کرده‌اند.

 در این نوشتار نیز برخی از بذل و بخشش‌های بی‌حد و حصر خلیفه سوم «عثمان بن عفان» را بیان کرده تا مخاطبین عزیز خود قضاوت کنند که آیا چنین کسی می‌تواند جانشین پیامبر اکرمی باشد که برای عدالت اجتماعی قیام کرد و یکی از مهم‌ترین اهداف او عدالت بود؟ آیا به راستی چنین افرادی لیاقت خلافت بر مسلمین را دارند؟

یکى از مسائلى که بیان‌گر ماهیت حقیقى یک حکومت است، شیوه مصرف و توزیع بیت‌المال و اموال عمومى است. حکومت حق، اموال عمومى را در موارد مشروع مصرف مى‏‌کند و شعارش در امر توزیع، عدالت است.

در دوران خلیفه اول و دوم، خصوصا خلیفه اول، تلاش بر آن بود که حتى‌الامکان اموال عمومى به طور صحیح مصرف شود، امّا در دوران خلیفه سوم، بخشش‌ها از بیت‌المال به نزدیکان و آشنایان، زیاد شد.
نقل شده است زمانى که «مروان بن حکم» خانه‌‏اش را در مدینه ساخت، مردم را به مهمانى دعوت کرد و «مسوّر» نیز در میان مدعوین بود. مروان خطاب به جمع حاضر گفت: «به خدا قسم که من در این خانه‌‏ام چیزى از مال مسلمانان را به کار نبرده‌ام، حتی یک درهم».
مسور به او گفت: «چون غذایت را خورده‌‏ام، اگر ساکت بمانم، برایت بهتر است! تو با ما در آفریقا جنگیدى، در حالى که از نظر ثروت و مال و منال، در سطح بسیار پایینى بودى. عثمان(خلیفه سوم) یک پنجم آفریقا را به تو بخشید و تو را عامل زکات قرار داد و تو اموال مسلمانان را برای خود گرفتى».[۱]
در مورد دیگر، عثمان همه آن‌چه از فى‏ء در فتح آفریقا و مغرب به دست آورد را به «عبد اللّه بن ابى سرح» بخشید که از طرابلس مغرب تا طنجه بود؛ بدون این که کسى در آن‏ با او شریک باشد.[۲]

در جاى دیگر «عبد اللّه بن اسید» از عثمان بخششى خواست و عثمان چهار صد هزار درهم به وى داد! او «حکم بن ابى العاص» را که پیغمبر(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) تبعیدش کرده بود و ابو بکر و عمر هم حاضر نشدند او را برگردانند، به مدینه باز گردانید و صد هزار درهم به وى عطا کرد. هم‌چنین، نبى مکرم اسلام(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) نقطه‌‏اى در بازار مدینه را به نام «نهروز» وقف مسلمانان کرده بود، ولى عثمان آن را به «حارث بن حکم» برادر مروان داد؛ و فدک را بعد از پیامبر اکرم(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) از دست فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) گرفته بودند و جز اموال بیت المال قرار داده بودند، او به مروان بخشید. هم‌چنین مراتع اطراف مدینه را از دسترس مسلمانان خارج ساخت و در اختیار احشام بنى امیه گذاشت که در انحصار آن‌ها باشد.[۳]

آرى، نتیجه این حاتم‏‌بخشی‌ها از بیت‌المال، ثروت‌هاى باد آورده‌‏اى شد که تبدیل به کاخ‌ها و دنیاگرایی‌هاى افراطى شد و نتیجه همه این شد که تلاش برای آخرت و انسانیت و ارزش‌های انسانی و معنوی، جای خود را به تلاش برای کسب دنیا و پول و ثروت داد و حتی برخی از اصحاب پیامبر(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) که روزی در رکاب حضرت برای رشد اسلام و معنویت می‌جنگیدند، چندان دلبسته دنیا و نعمت‌های آن شدند که زمانی‌که امیرالمومنین(علیه‌السلام) به خلافت رسید و عدالت اجتماعی را اجرا و دست آن‌ها از بیت‌المال قطع شد، تاب نیاوردند و در مقابل حضرت شمشیر کشیدند.

_________________________________________________
پی‌نوشت
[۱]. بلاذرى، انساب الاشراف، ج ۵، ص ۱۲۸٫
[۲]. شرف الدین، اجتهاد در مقابل نص، ص ۴۷۱٫
[۳]. همان.

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true