×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
موضع امیرالمومنین در مورد انتخاب خلیفه سوم!

یکی از مباحثی که از قدیم الایام تا کنون همیشه با بیان ها مختلف از سوی علمای اهل سنت مطرح شده و همیشه هم توسط علمای شیعه پاسخ داده شده است، این است که آنان می‌گویند: اگر امیرالمومنین(علیه‌السلام) به خلافت خلفای سه‌گانه راضی نبود و آن‌ها را خلیفه نمی‌دانست، هرگز با آنان رفتار حسنه‌ای نداشت و به خلافت آنان اعتراض می‌کرد؛ درحالی‌که چنین نیست خود حضرت با آن‌ها بیعت کرده و با آنان رفتار حسنه‌ای داشته است.

در پاسخ همیشه گفته شده که امیرالمومنین(علیه‌السلام) بارها به خلافت آن‌ها اعتراض کرد و با آنان به مخالفت پرداخت و خلافت را حق خود دانست؛ حتی مواردی که بیان شده از کتب معتبر اهل سنت است؛ اما باز آنان با بیانی دیگر همین شبهه را بیان می‌کنند.

ما در این نوشتار موضع امیرالمومنین(علیه‌السلام) در انتخاب عثمان‏ را از کتب خود اهل سنت بازگو خواهیم کرد تا روشن شود، حضرت رفتاری مسالمت‌آمیز با آن‌ها داشه است یا خیر؟
«طبرى» و «ابن اثیر» در ضمن حوادث و رویدادهاى سال ۲۳ هجرى مى‏‌نویسند: «چون «عبد الرحمن» در سومین روز با «عثمان» بیعت کرد، على(علیه‌السلام) به عبد الرحمن گفت: «دنیا را به کامش کردى! این نخستین روزى نیست که علیه ما به پشت‌‏گرمى یکدیگر برخاسته‌‏اید! «فصبر جمیل و اللّه المستعان على ما تصفون». به خدا قسم که تو عثمان را به خلافت نرساندى، مگر این که امید آن دارى که او پس از خودش تو را به خلافت برساند، اما خداى را هر روز تقدیر دیگر است».[۱]

هم‌چنین در کتب تاریخی نقل شده بعد از بیعت عبد الرحمن با عثمان و خلیفه شدن او، امیرالمومنین(علیه‌السلام) خشمگین از محل شورا بیرون آمد، ولى اعضاى شورا خود را به او رسانیده و گفتند: موافقت کن، وگرنه با تو مى‏‌جنگیم! در نتیجه، حضرت با آن‌ها بازگشت و با عثمان بیعت کرد.[۲]

با دقت در این بیان مولى و نیز توجه به این امر که بعد از انتخاب عثمان، حضرت خشمگین از محل شورا بیرون آمد، در مى‏‌یابیم که حضرت با این اعمال، در صدد اعتراض به تصمیم اعضاى شورا بود؛ اگر چه ایشان از ابتدا خود را امام بر حق و وصى پیامبر(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) مى‏‌دانست، اما در چنین شورایى شرکت مى‏‌کند تا همان‌گونه که خود فرموده است، بر همگان روشن و آشکار شود که حضرت به صورت فعّال در جریانات مختلف جامعه حضور دارد تا چهره حقش بر تارک جامعه اسلامى جلوه‏گر و نقش والاى آن امام علیه السّلام براى اثبات حقیقت، همچنان محفوظ باشد.

ممکن بود در آینده و یا در زمان کنونی بر حضرت اشکال شود که چرا ایشان در شورا شرکت نکرد، اگر شرکت می‌کرد بهتر بود و او انتخاب می‌شد؟ چرا حضرت به فکر جامعه اسلامی نبود؟ چرا حضرت مردم را رها کرد و سوالاتی از این قبیل. بنابراین حضرت با شرکت در شورا این اتهامات احتمالی در آینده را از خود دور کرد.

در نتیجه: با توجه به نقل‌های موجود در کتب تاریخی اهل سنت، هرگز حضرت از انتخاب خلفای سه‌گانه اهل سنت راضی نبود و عدم رضایت خود را با رفتار و گفتار خود اعلام می‌کرد، اما برای حفظ جامعه اسلامی و این‌که تفرقه‌ای به وجود نیاید، صبر کرد و دست به شمشیر نبرد.

_________________________
پی‌نوشت
[۱]. تاریخ طبرى، ج ۳، ص ۲۹۷؛ ابن اثیر، الکامل فى التاریخ، ج ۳، ص ۳۷؛ ابن عبد ربه، عقد الفرید، ج ۳، ص ۶۷٫
[۲]. بلاذرى، انساب الاشراف، ج ۵، ص ۱۱۹؛ مسعودى، مروج الذهب، ج ۱، ص ۱۶۲٫

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true