×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
آقای حنان : کدام تدبیر…؟ کدام امید…؟

به گزارش ارجانیوز ، در هنگامه ای که تمام روزنه های گفتگو با مدیریت فرهنگ و هنر لرستان با دیواری از غرور و کینه ورزی مسدود شده و راه پرپیچ و خم قلعه مدیریت بی راه گردیده و داد هنر و هنرمند بیداد گشته و از آن جا که مدیریت معزز به شهادت سخنرانی های پرشورشان، مومن به تساهل و تسامح و تحمل منتقد و شنوای نظرهای مختلف در عرصه فرهنگ و هنر هستند و نیز  تمام تقدیر اکنون هنر استان در ید پرکفایت ایشان است، پس با طیب خاطر خطاب به ایشان و از طرف برادران کوچکش، این مطلب را عرضه می داریم و به امید مرهمی بر زخم ناسور احوالات عرصه هنر و فرهنگ، دستی به یاری می طلبیم.

 

بگذارید ما همان کودکانی باشیم که در برابر مداحی مدیحه سرایان منفعت طلب لباس نامریی پادشاه، حقیقتی عریان و  تلخ را فریاد می زنند.

 

دوستان  فرهنگ و هنر در طول تاریخ این استان، مظلوم و مهجور و مغفول اما سربلند و پرافتخار، به همت و جهد نجیبانه هنرمندانش رو به سوی تعالی و بالندگی گام برداشته و  محدودیت ها و بی مهری ها خللی در عزم راسخ هنرمندانش ایجاد نکرده است.

 

اکنون اما شوربختانه با مدیریت بی تدبیری در رأس اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی لرستان مواجه هستیم که کمر به قتل تمام رویاهای هنرمندانش بسته است.

 

مدیریتی که در قلعه امن خویش، بی اعتنا به خون جگر خوردن های هنرمندان و فرزندان این استان در حال داد و ستد سیاسی و تاخت زدن بالندگی هنر و فرهنگ با میز قدرت خویش است.

 

مدیریت ترش رویی که شمشیر  انکار و تهدید و حذف هنر و هنرمندان راستین را از نیام قدرت برکشیده و حال کار را به جایی رسانده که زبان به تهدید هنرمندان باز کرده است.

 

مدیریتی که به نام تدبیر و امید و با جعل عنوان شریف اعتدال، تمامیت خواهی و سرهنگی را در خانه فرهنگ و هنر_ که ملجا و سنگر امید جامعه است_ رسم و آیین خویش کرده به راستی نوبر است.

 

هنرمندان سنگ محک عیار حقیقی این ادعاها را بهتر از هر کسی در میدان عمل می بینند جناب مدیر!

 

زعمای لرستان سربلند  فرهنگ و هنر گروگان سیاسی کاری مدیریتی شده است که تکریم هنرمند را دون شأن خود می داند و از هنرمند جماعت، تصور جماعتی بله قربان گو و سرافکنده و مجیزگو می طلبد.

 

جناب اقای مدیر  سکوت جامعه هنری لرستان از سر رضایت نیست و هر کس فردای تاریخ در پیشگاه وجدانش جوابگوی سکوت و  بی حسی و خاموشی خویش است.

 

این سکوت دهشتناک، صدای بی صدای ناامیدی و واهمه از بریده شدن تمام مجراهای تنفس است.

 

این سکوت مرگ آور و بی نشاط، دستاورد مدیریتی است که با حاشیه سازی و جنجال آفرینی های زرگری درصدد سرپوش گذاردن بر چنته خالی و کارنامه بی ثمر مدیریتی خویش است.

 

جناب آقای مدیر!  دوران مدیریت غیرپاسخگو و زمانه ایجاد فضای امنیتی برای فرهنگ و هنر به سر آمده و  دریغا که حال زار فرهنگ و هنر لرستان، قربانی ماضی بعید سابقه فرهنگی شماست.

 

گمان برده اید با بی اعتنایی و توهین و تهدید به ممنوع الکاری منتقدان، می توانید هر آن چه هنر و هنرمند است را خاموش کنید!؟

 

گمان برده اید با پای گذاردن بر مجرای نان هنرمند،نامش را هم می توانید لگد مال کنید!؟

 

گمان برده اید هنر و هنرمندی را می توان چون مدرکی جعل کرد و سیاهی لشگر های صحنه پر کن و جارچی های بدل فروش فرهنگ و کاسبان مقرب ژتون بگیر هنر را، تحت عنوان شریف هنرمند به هواخواهی و یقه چاکی مدیریت خویش برای روز مبادا به میدان هنر و فرهنگ اورد!؟

 

اگر تفرعن گذاشت به عبرت سری به تاریخ بزنید،درس های خوبی برایتان خواهد داشت.

 

دوستان  ما با پدیده ای غریب مواجه ایم. مدیریتی که تنها یک واژه و نگاه می شناسد…هیچ..یک هیچ بزرگ و نگاهی از موضع بالا…

 

بودجه ای که همیشه نیست اما برای کباب خوران هفته مثلاً فرهنگی لرستان در تهران همیشه هست. اگر توان جذب بودجه فرهنگ و هنر و بالاتر از آن، تخصیص درست آن را ندارید پس چه می کنید!؟

 

بودجه که همیشه نبوده جناب مدیر، اما عدم مدیریت درست منابع انسانی و بی احترامی و هنرستیزی را چه کنیم!؟

 

به راستی چه کردید جز آزار و تحقیر کنشگران حقیقی فرهنگ وجوانان پویا و تحصیلکرده و نخبه های هنرمند که غریبانه به سوی سرنوشت نامعلوم شان کوچ کردند و می کنند؟

 

چه کردید جز زخمه بر گام های پرشورشان!؟ چه کردید جز به منصب رساندن عده ای بی هنر بی نام و نشان که عقده بی هنریشان را با انکار دستاوردهای درخشان فرزندان راستین هنر لرستان خالی میکنند!؟

 

چه کردید جز مضایقه حق و حقوق هنرمندان و جز صله به بادمجان دور قاب چین هایی که به عنوان کارشناس، آبروی علم و هنر را به راستی به یغما برده اند!؟

 

چه کردید جز حذف عامدانه هنرمندانی که تمام بیلان سالانه شما به اعتبار دستاوردهای فردی آنان است!؟

 

چه کردید برای آموزش هنرجوهایی که به هزاران امید به آن ساختمان پناه می آورند!؟

 

چه کردید برای نظارت بر بودجه نهادهایی که نیت مبارک فعالیت فرهنگی و هنری دارند، اما همیشه در دست قلیلی رانت خوار و دلال بی کارنامه است!؟

 

چه کردید برای بیمه هنرمندانی که از کمترین حقشان هم محرومند!؟

 

چه کردید برای پیشکسوتان غریب و نجیب!؟ چه کردید جز ۵میلیون!!!_جهت ثبت رقم واقعی در اسناد مالی_که بعد از دوماه و در کشاکشی سراسر آزار و اذیت به نماینده های استانتان از همیان سخاوت بیرون آوردید!؟

 

خرج بنرهای میتینگ های شهر آشوبتان کمی بیشتر نیست!!؟ می دانید که آن ها از حق زن و فرزندانشان برای به بار نشستن تلاششان گذشتند!؟

 

۴ماه تلاش شبانه روزی و گروهی ۲۰نفره را درک میکنید؟

 

به خیالتان با پرداخت پول کرایه اتوبوس، صاحب فکر و اندیشه  و عزت نفس هنرمند هم می شوید؟!

 

چه کردید جز کینه ورزی با اصیل مردانی که در دیار خویش غریبند اما چون نگینی بر تارک هنر ایران می درخشند!؟

 

شما و اصلاح طلبی!؟

 

چه همنشینی غریبانه ای!!

 

گناهتان نابخشودنی ست جناب مدیر…

 

شما با علم به وجود افراد تحصیلکرده ای با سوابق درخشان هنری، بی ربط ترین ها را بر مسند ریاست گماردید و تنش و تفرقه و کینه  آفریدید تا منتقدان خود را در کشمکشی فرسایشی عزلت نشین کنید.

 

جناب اقای مدیر!  سعدی سینمای ایران، مرحوم حاتمی بزرگ از زبان کمال الملک می گوید:”هنر مزرعه بلال نیست،که محصولش هی بهتر شود، از ستاره های،آسمان هم یکی می شود کوکب، الباقی سوسو میزنند”…

 

شما کوکبان درخشان هنر لرستان را ندیده اید!؟ اینان عمر و جوانی و زندگی شان را بهای هنرشان کردند و  شما به حکم کدامین وجدان چنین بی رحمانه تبر بر قامت خسته شان میزنید!؟

 

حقا که ندیدن و انکار این همه روشنایی و درخشش فرزندان لرستان در رشته های مختلف هنری در سطح کشور و بین الملل، تنها از وجود ذی وجود مدیریت بیخیالی چون شما برمی آید!

 

سوابق علمی و هنری مدیرانتان که مدرک از دانشگاه های مستأجر نشین طبقات فوقانی اداره تان می گیرند چیست!؟ اینان جامه خدمت بر قامتشان گشاد و  باده ریاست به مزاجشان ناسازگار بود و خصمانه به ساحت هنر و هنرمند هتاکی ها کردند.

 

اینان مقلد روش شما شدند و دفتر و دستک راه انداختند و به سرمشق از شما، غیرپاسخگویی و انکار و حسد را انشا کردند و چنان بلبشوی مضحکی آفریدند که در روز انتصابشان، لوح خدمت و فدایت شوم  با یکدیگر مبادله می کنند.

 

مردانی برای تمام شغول که پس از قیلوله ای چند ساله، شوق خدمت امان شان را بریده بود و با مهندسی مدیریت شما و در یک خیمه شب بازی غم انگیز بر مسند تصمیم گیری نشستند و دوغ و دوشاب قاطی کردند و  حریصانه بر رانت ریاست نشستند و بر هنر و هنرمند قهقهه خرامان انکار زدند و می زنند.

 

این است آنچه می خواهید!؟ به کدامین گناه جناب آقای مدیر!؟ اگر دلخوش به بیلان های جعلی همین منصوبانتان هستید، بدانید که آنچه دستاورد و فعالیت هنری می خوانید، از دستاورد فعالیت های شرافتمندانه هر مهدکودکی در هر شهری از لرستان هم ناچیزتر است، البته اگر همچون چندی قبل، فعالیت هر هنرمندی در کشور را  که از لرستان عبور کرده است را به نام بیلان مدیریتی خود به شمار نیاورید!!

 

به راستی آیا تا به حال شاهد سختی های گروهی تئاتری بوده اید؟

 

قدم در گام های اهالی موسیقی گذاشته اید!؟

 

دستان معجزه گر اهالی،تجسمی و نقاشی و خوشنویسی را دیده اید!؟

 

متفکران اهل سینما و… چطور؟

 

از مظلومیت قشر خبرنگار باخبرید!؟

 

شما کجایید ؟! دقیقا کجایید!؟

 

برادر بزرگتر!  کاش دل به شور و شعور و نجابت هنرمندان دلسوز دیارتان گره میزدین و نه دلخوش به ملیجک های درباری، که اینان تنها تا زمانی که بر سفره خزانه تان نشسته اند اولیا خوان شما هستند و فردای تعزیت، اشقیاخوان مدیریت شما خواهند شد.

 

هر روز و روزگاری، هرچقدر تلخ، هر چه قدرسیاه و سخت، روزی و روزگاری می گذرد و بهار سرنوشت محتوم زمستان است.

 

شما امروز یا فردا، همچون دیگران به سوی میز و مسندی تازه می روید اما چیزی که از خود بر جای می گذارید، بی اعتمادی و تفرقه و نا امیدی و دیوانسالاری قاجاری و رویاهایی  همه سوخته است.

 

این سال ها که مشق ریاست کردید، عمر و جوانی و زندگی ما هم  ضمیمه تباه شده آن بود. به راست فردای پایانتان، از شما به کدامین خاطره ی آغاز یاد خواهد شد!؟

 

سقایی ها، رحمانپور ها، شیدایی ها، ایزد پناه ها و…  این سیاهه  تا کی ادامه خواهد داشت جناب اقای مدیر!؟

 

امروز از آن شماست، ولی بدانید که فردا از آن ماست.

 

پس زهرتان را بریزید که سقراط ها دیگر شوکران نخواهند نوشید…

 

گیرم که در باورتان به خاک نشسته ام …

 

و ساقه های جوانم از ضربه های…

 

تبرهاتان زخم دار است …

 

با ریشه چه می کنید…

 

احسان ملکی،امین ابراهیمی، روح اله امامی

 

امین ابراهیمی کارشناس ارشد نمایش  

روح …امامی طراح صحنه  

احسان ملکی کارشناسی ارشد نمایش

 

 برگزیدگان جشنواره بین المللی تئاتر فجر

 

منبع: سفیر افلاک

false
false
false
false
  1. هنرمند

    خداییش جا داره حنان لنگان لنگان پست مدیریت فرهنگ و هنر استان را رها کند و بیشتر از این مایه فضاحت و رسوایی خودش رو فراهم نکنه، آقای مدیر کل تف بر این میز ریاست که اینقدر بخواهی براش اینهمه تحقیر و رسوایی را به جان بخری!!! آقای محترم اینکاره نیستی بذار و برو. با فحاشی به چهره های موجه این مملکت و بازی سیاسی با این الفاظ که همیشه خوشایند اربابان سیاسی ات نمیتونی باشی؛ بالاخره تا جایی این خوشخوانی برات فایده داره،اما به محض اینکه ببینند که پای شمع تاریکه چه کسی بهتر از جنابتان برای بز قربانی!!! پس بیدار شو قبل از آنکه …..

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true