×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
جریان کشتن «ذو الثدیه» و مخالفت خلیفه اول و دوم با امر پیامبر!

ما در مباحث گذشته[۱] به بحث مخالفت‌های خلیفه اول با دستور مستقیم پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و یا آیات قرآن پرداختیم. در این نوشتار نیز به یکی دیگر از این مخالفت‌های او پرداخته و بیان خواهیم کرد که چگونه او و خلیه دوم دستور مستقیم و موکد پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را زیر پا گذاشته و به نظر خود در آن زمینه عمل کردند.

این قضیه که به جریان «ذوالثدیه» معروف است، از این قرار است که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) به ابوبکر و عمر دستور می‌دهد، بروند و شخصی که به «ذوالثدیه» معروف است را بکشند؛ ولی آن‌ها حالت نمازخواندن او را مشاهده کرده و از اجرای فرمان حضرت امتناع ورزیدند و نظر خود را بر نظر پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) ترجیح دادند.

«ابن اثیر» در «اسد الغابه» از «ابو سعید خدرى» نقل کرده است که او گفت: «در یکى از روزها که پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) مشغول تقسیم اموال بود، ذو الخویصره(همان ذوالثدیه معروف) مردى از بنى تمیم گفت: «یا رسول اللّه، با عدالت تقسیم کن» حضرت فرمود: واى بر تو! اگر من عدالت نداشته باشم، پس چه کسى به عدالت رفتار مى‌‏کند؟». (این حدیث در صحیح مسلم نیز آمده است)

«ابن حجر» در «صواعق» از «ابویعلى» به پیروى از گروهى از بزرگان اصحاب سنن و مسانید، در شرح حال «ذو الثدیه» روایت کرده است که «انس بن مالک» گفت: «مردى در عصر پیامبر(صلى‌اللّه‌علیه‌وآله) بود که تلاش او در عبادت، ما را به شگفتى وا داشته بود. ما نام او را نزد پیغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) بردیم، حضرت او را نشناخت. در همان موقع او سر رسید.
ما گفتیم: یا رسول اللّه! همین مرد است. حضرت فرمود: «شما از مردى به من خبر مى‏‌دهید که نشانه‌‏اى از شیطان در صورت دارد». ذو الثدیه نزدیک پیغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و اصحاب آمد، سلام نکرد و ایستاد!
حضرت فرمود: تو را به خدا قسم مى‌‏دهم! آیا اینک که در مقابل ما ایستادى، در دلت نگفتى کسى در میان این جمع، بهتر از من نیست؟
ذو الثدیه گفت: چرا، به خدا قسم! این را گفتم. سپس وارد مسجد شد و به نماز ایستاد.
حضرت فرمود: چه کسى این مرد را مى‏‌کشد؟
ابو بکر گفت: من! آن‌گاه به سوى او رفت تا او را بکشد، اما دید نماز مى‏‌خواند. ابو بکر گفت: سبحان اللّه! کسى را که نماز مى‌‏خواند به قتل برسانم. با این‌که پیغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) از کشتن نمازگزاران نهى کرده است؟!
وقتى بیرون آمد، حضرت فرمود: او را نکشتى؟!
ابو بکر گفت: دوست نداشتم او را که مشغول نماز است بکشم، شما هم که از قتل نمازگزاران منع کرده‌‏اید!
حضرت مجددا از حضار پرسید: چه کسى این مرد را به قتل مى‌‏رساند؟
عمر گفت: من! او نیز وقتى به سراغ ذو الثدیه آمد، دید سر به سجده نهاده است. عمر نیز گفت: ابو بکر بهتر از من مى‌‏دانست، سپس برگشت.
پیغمبر فرمود: چه کردى؟!
عمر گفت: دیدم صورت به خاک گذارده، نخواستم او را بکشم.
باز حضرت فرمود: چه کسى این مرد را مى‏‌کشد؟
على(علیه‌السلام) گفت: من.
حضرت فرمود: آرى، تو او را مى‏‌کشى، ولى اگر او را ببینى! على(علیه‌السلام) هم به سراغ او رفت، اما او رفته بود.
حضرت فرمود: اگر این مرد کشته مى‌‏شد، حتى دو نفر از امت من با هم اختلاف پیدا نمى‌‏کردند.[۲]

حافظ محمد بن موسى شیرازى، این حدیث را در کتابى که از تفاسیر یعقوب بن سلیمان، مقاتل بن سلیمان، یوسف قطّان، قاسم بن سلام، مقاتل بن حیاد، على بن حرب، سدى، مجاهد، قتاده، وکیع، ابن جریح و دیگران استخراج نموده، نقل کرده است.

برخى از دانشمندان نامى نیز، آن را از احادیث مسلم دانسته‏‌اند؛ مانند ابن عبد ربّه اندلسى در اواخر جزء اوّل عقد الفرید، آن‌جا که به گفتار «اصحاب اهواء» مى‌‏رسد.
سپس در پایان آن مى‌‏گوید: پیغمبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «این اولین شاخى است که در میان امّت پیدا شد. اگر او را مى‏‌کشتید، دو نفر هم با هم اختلاف پیدا نمى‌‏کردند. بنى اسرائیل هفتاد و دو فرقه شدند و این امّت نیز به زودى به هفتاد و سه فرقه مى‏‌رسند، که همه در آتش دوزخند جز یک فرقه».[۳]

با توجه به این مطلب، سوال ما از برادران اهل سنت این است که به راستی چرا خلیفه اول و دوم سخن پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را اطاعت نکردند و به محض این‌که دیدند او در نماز است، دستور پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) را زیر پا گذاشت و به نظر و رای خود عمل کردند و در واقع در مقابل نص و دستور پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) اجتهاد کرده به نظر خود عمل کردند؟

_______________________________________________
پی‌نوشت
[۱]. در این مطلب.
[۲]. همین ذو الثدیه یا حرقوص بن زهیر- که پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) با همه رأفت و مهربان که داشت، دستور قتل او را بدین گونه صادر فرمود. و شیخین بر خلاف دستور حضرت، از اجراى آن امتناع ورزیدند- بعدها رئیس خوارج شد. خوارج بر خلاف عموم مسلمین، رفتار کردند. و پس از جنگ صفّین، بر ضدّ امیر المؤمنین(علیه‌السلام) خروج کردند. امیرالمومنین(علیه‌السلام) نیز در «نهروان»- نزدیک مرز ایران و عراق- آن‌ها را شکست داد. پیغمبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) اطلاع داده بود که ذو الثدیه با هم‌فکران و پیروانش-در جنگ با امیرالمومنین(علیه‌السلام) کشته مى‏‌شوند. و همین‌طور هم شد.
[۲]. سید عبد الحسین شرف الدین، اجتهاد در مقابل نص‏، ترجمه على دوانى‏، دفتر انتشارات اسلامى‏، قم‏، ۱۳۸۳ ش‏، چاپ نهم‏، ص ۱۵۵٫

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true