×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
خلیفه اول، از نقل احادیث پیامبر جلوگیری کرد!

در مبحث گذشته[۱] برخی از موارد اجتهاد در مقابل نص خلیفه اول را بیان کردیم؛ در این نوشتار نیز یکی دیگر از موارد اجتهاد وی در مقابل نص را نوشته و قضاوت در این باره را به مخاطبین عزیز می‌سپاریم. اولین کسی که با کتابت حدیث نبوی مخالفت کرد و دستور داد هیچ‌کس حق ندارد حدیثی را از پیامبر(صلى‌الله‌علیه‌وآله) بنویسد، خلیفه اول بود.

جالب است که علمای اهل سنت از خود او نقل کرده‌اند که او گفته است: «پیامبر اکرم(صلى‌الله‌علیه‌وآله) به صحابه فرمود احادیث من را بنویسید و با این کار حدیث را حفظ کنید». حاکم نیشابورى در تاریخ خود با سلسله سند روایت کرده است که ابوبکر گفت: «پیغمبر(صلى‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «هر کس دانشى یا حدیثى از من یادداشت کند، تا آن علم و حدیث باقى است، هم‌چنان براى او ثواب نوشته می‌‏شود».

محدثین اهل سنت، جمعا ۱۴۲ حدیث بنوی(صلى‌الله‌علیه‌وآله) را از ابوبکر روایت کرده‌‏اند. سیوطى آن را در فصل مخصوصى از «تاریخ الخلفا» در شرح حال ابو بکر آورده است. حدیث فوق، روایت ۸۹ آن است.

مضمون این حدیث از امیرالمومنین(علیه‌السلام)، ابن عباس، عبد اللّه عمر، ابن مسعود، ابو سعید خدرى، ابو الدرداء، انس بن مالک، معاذ بن جبل و ابو هریره با سندهای مختلف و متنوع نقل شده است، هم‌چنین نقل شده پیامبراکرم(صلى‌الله‌علیه‌وآله) فرمود: «هر کس چهل حدیث به امت من یاد بدهد- یا براى آن‌ها نگاه دارد- خداوند در روز قیامت او را در شمار علما و فقیهان در آورد». و در روایتى آمده است: «خداوند او را فقیهى دانشمند برانگیخته کند». و در روایت ابو الدرداء است: «من در روز قیامت گواه و شفیع او خواهم بود». در روایت ابن مسعود چنین آمده است: «به وى می‌‏گویند: از هر در بهشت که می‌‏خواهى وارد بهشت شو». و در روایتی عبد اللّه بن عمر می‌‏گوید: «نامش در شمار دانشمندان نوشته می‌‏شود، و در ردیف شهیدان، محشور می‌‏گردد».

با توجه به این روایات که برخی از آن‌ها را خود ابوبکر نقل کرده است؛ جا داشت خلفا که خود را جانشین پیامبر(صلى‌الله‌علیه‌وآله) می‌دانستند، بدین امر مهم و خطیر اهتمام ورزیده و سخنان حضرت را به خوبی جمع‌آوری کرده و به عنوان میراث گذشتگان به آینده و نسل بعدی بسپاردند. اما با کمال تاسف، تاریخ شاهد است که در عصر خلافت ابو بکر و عمر، احادیث پیغمبر(صلى‌الله‌علیه‌وآله) جمع‏‌آورى نشد؛ بلکه این دو خلیفه با امر کتابت و نقل حدیث پیامبر(صلى‌الله‌علیه‌وآله) مخالفت کردند و اجازه ندادند که صحابه حدیث نقل کنند.

در منابع اهل سنت آمده ابو بکر در ایّام خلافتش دستور داد پانصد حدیث از پیغمبر را جمع‏ کنند؛ سپس شبى خوابیده بود، سخت منقلب شد. عایشه می‌‏گوید: حالت انقلاب وى، من‌را ناراحت کرد. صبح آن روز گفت: دخترم! احادیثى که نزد توست بیاور! چون آن‌ها را نزد او بردم، همه را آتش زد».

در رابطه با خلیفه دوم هم نقل شده: «زهرى» از «عروه بن مسعود» نقل می‌کند که چون «عمر بن خطاب» خواست احادیث را جمع‌‏آورى کند، از صحابه پیغمبر(صلى‌الله‌علیه‌وآله) سوال کرد، آن‌ها نظر دادند که این کار را انجام دهد. عمر یک ماه درباره آن فکر کرد، سپس یک روز بر منبر رفت و گفت: «من خواستم احادیث را جمع‏ کنم، ولى بعد قومى را به یاد آوردم که پیش از شما کتاب‌هایى نوشتند و چنان اوقات خود را صرف آن کردند که کتاب خدا را رها ساختند. من هم به خدا قسم! هیچ‏‌گاه کتاب خدا را به چیزى آلوده نمی‌‏سازم».
هم‌چنین یحیى بن جعده روایت نموده که عمر خواست «سنت» را بنویسند، ولى بعد به نظرش رسید که نباید آن را نوشت. سپس به شهرها نوشت، اگر کسى حدیثى را نوشته است باید آن را از میان ببرد.[۲]

همان‌طور که ملاحظه کردید خلیفه اول و دوم با سخن و دستور پیامبر اکرم(صلى‌الله‌علیه‌وآله) نسبت به مکتوب کردن روایات او، مخالفت کردند و با بهانه‌های واهی این کار ارزشمند را کنار گذاشتند و حتی نقل شده که با کسانی‌که حدیث نقل می‌کردند، مبارزه کردند و برخی از صحابه را به خاطر همین نقل حدیث نبوی زندان کردند. ما در این مطلب، این مساله را با جزئیات آن نقل کرده و انگیزه خلفا برای منع کتابت حدیث را نیز ذکر کرده‌ایم.

حال سوال ما از مخاطبین عزیز و برادران اهل سنت این است که چرا خلفای شما با این‌که می‌دانستند و خود هم نقل کرده بودند که پیامبر اکرم(صلى‌الله‌علیه‌وآله) خواسته است سخنان ایشان ثبت و نقل شود، با این‌کار مخالفت کردند؟ آیا این مخالفت با سنت نبوی و سیره حضرت نبود؟ آیا این رفتار خلفای اهل سنت منطبق با قرآن و اسلام بود؟ به راستی چرا آنان این سخن پیامبر(صلى‌الله‌علیه‌وآله) را زیر پا گذاشته و نظر خود را ترجیح دادند؟ آیا آنان بهتر از پیامبر(صلى‌الله‌علیه‌وآله) می‌فهمیدند؟ آیا پیامبر(صلى‌الله‌علیه‌وآله) تشخیص نداد که نوشتن حدیث کار خوبی نیست و ممکن است با قرآن مخلوط شود و دستور به نوشتن حدیث داد، ولی خلفای سه‌گانه اهل سنت تشخیص دادند که این کار بد است؟

واقعا آیا پیامبر به اندازه آنان درک و شعور نداشت؟! این چه معامله ایست که با پیامبر خود انجام می‌دهید؟ شان پیامبر(صلى‌الله‌علیه‌وآله) را تا کجا پایین می‌آورید؟

قضاوت در این باره را به عقل‌های بیدار و جویای حق می‌سپاریم.

___________________________________________________
پی‌نوشت
[۱]. در این مطلب و این مطلب و این مطلب.
[۲]. سید عبد الحسین شرف الدین، اجتهاد در مقابل نص‏، ترجمه على دوانى‏، دفتر انتشارات اسلامى‏، قم‏، ۱۳۸۳ ش‏، چاپ نهم‏، ص ۲۰۵٫

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true