×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
مگر خدا عادل نیست، چرا بعضی‌ها را فقیر و بعضی‌ها را پول‌دار آفرید؟

خداوند متعال با قدرت بی‌نهایت خویش انسان را آفرید و او را گرامی داشت و فرمود: «وَ لَقَدْ کَرَّمْنا بَنی‏ آدَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فِی الْبَرِّ وَ الْبَحْرِ وَ رَزَقْناهُمْ مِنَ الطَّیِّباتِ وَ فَضَّلْناهُمْ عَلى‏ کَثیرٍ مِمَّنْ خَلَقْنا تَفْضیلا [اسراء/۷۰] ما فرزندان آدم را کرامت بخشیدیم و بر دریا و خشکى سوار کردیم و از چیزهاى خوش و پاکیزه روزى دادیم و بر بسیارى از مخلوقات خویش برتری دادیم». او انسان را برای خود و برای زندگی عالی و سرشار از خوبی و مهربانی و لذت آفرید، مطمئنا «وجود» همیشه بهتر از «عدم» است و نیستی است؛ و در نهایت نیز اکثریت قریب به اتفاق انسان‌ها وارد بهشت می‌شوند و عده کمی در جهنم می‌مانند، لذا هدف خدا که رحمت و مهربانی است محقق می‌شود.

حال اگر کسی بگوید: چرا خداوند متعال از ما سوال نکرد که آیا می‌خواهی به دنیا بیایی یا نه و چرا بدون اختیار ما رو خلق کرد؟
در پاسخ می‌گوییم: علتش این است که بدون شک همه در پاسخ می‌گفتیم: بله؛ زیرا چه کسی از وجود و حیات و زندگی در بهشت برین که به صورت عالی توصیف شده متنفر است؟ این درست مثل این می‌ماند که به شخصی بدون سوال از او ۱۰۰ میلیون تومان پول بدهند، آیا کسی پیدا می‌شود که بگوید چرا از من سوال نکردید که این پول را می‌خواهی یا نه؟ مطمئنا او نیز از این کار خوش‌حال است و هرگز ناراحت نمی‌شود.
دنیا نیز این‌چنین است اگر بدانیم خداوند متعال چه چیزی را برای ما آماده کرده است، نه تنها از خلقت خود ناراحت نیستیم، بلکه بسیار خوش‌حال شده و از خدا تشکر هم خواهیم کرد، زیرا وجود همیشه از نیستی و عدم بهتر است. پس این سوال در واقع ریشه‌اش به این برمی‌گردد که ما خداوند متعال و نعمت‌های او را خوب نشناخته‌ایم.

ممکن است شخصی بگوید: حال که خدا من را دوست دارد، چرا من را در خانواده‌ای فقیر به دنیا آورد تا از بسیاری از نعمت‌های دنیا محروم بمانم و فقط حسرت بخورم، این چه عدالتی است که برخی را فقیر و برخی را پول‌دار قرار داده و برخی بچه‌ها چون در خانواده‌ای ثروتمند به دنیا می‌آیند از همان کودکی در ناز و نعمت بوده و در رفاه هستند، ولی برخی دیگر در فقر و نداری و در خانواده‌ای بسیار فقیر متولد می‌شوند که از همان کودکی حسرت بسیاری از چیزها به دل آن‌ها می‌ماند، این چه عدالتی است و این چه خدای مهربانی است.

در پاسخ می‌گوییم: اولا: اگر این تبعیض‌ها نبود که دنیا، دنیا نمی‌شد، می‌شد بهشت. ثانیا: این درست است که انتخاب پدر و مادر و شهر و روستا و تیپ و قیافه و … دست ما نیست و اجباری است، اما باید بدانیم که تمام کارهای خدا از روی حکمت است و بدون شک همین چیزها که به ظاهر بی‌دلیل بوده نیز دلیل خاصی داشته است، لذا خداوند متعال از روی حکمت خود چنین کارهایی انجام داده است.

اما این‌که گفته شده این‌ها خلاف عدالت خداست، نه این سخن، سخن درستی نیست؛ زیرا لازمه عدال الهی این نیست که به همه افراد  بشر مساوی نعمت دهد و شرایط همه را مساوی قرار داد، او به صلاح‌دید خود نعمت می‌دهد، به برخی کم و به برخی بیشتر می‌دهد، البته نه بدون دلیل، بلکه بنا بر مصالحی که خود می‌داند. بلکه عدالت خدا به این معناست که از هر کس به اندازه آن‌چه به او داده بازخواست کند، یعنی مثلا از کسی که پول ندارد، خمس و زکات و کمک به فقرا و … را نمی‌خواهد، ولی از کسی که پول دارد این موارد را می‌خواهد، این یعنی عدالت، پس عدالت یعنی بازخواست بر اساس توانایی‌هایی که شخص دارد، نه مساوی قرار دادن همه انسان‌ها.

نکته دوم این‌که: قرآن کریم می‌فرماید ما همه شما را امتحان می‌کنیم تا ایمان شما محک بخورد و مومنین حقیقی از مومنین ظاهری مشخص شوند؛ قرآن در سوره عنکبوت می‌فرماید: «أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ یُتْرَکُوا أَنْ یَقُولُوا آمَنَّا وَ هُمْ لا یُفْتَنُون [عنکبوت/۲] آیا مردم چنین پنداشتند که به صرف این‌که گفتند ما ایمان (به خدا) آورده‌‏ایم، رهایشان کنند و هیچ امتحان‌شان نکنند؟». مومنان ظاهری کسانی هستند که ایمان قوی ندارند و با کوچک‌ترین سختی و یا زمینه گناه، عنان از کف داده و دامن خود را به گناه آلوده می‌کنند، اما مومنان حقیقی چنان به خدا و وعده‌های او دل بسته‌اند که هرگز دامن خود را به لجن‌زار گناه و معصیت الهی آلوده نکرده و حاضر نیستند تحت هیچ شرایطی ایمان خود را از دست دهند.

بنا بر این آیه، تمام انسان‌ها امتحان می‌شوند، اما این امتحانات الهی با هم متفاوت است، خداوند متعال یکی را با زیبایی امتحان می‌کند، یکی را با زشتی، یکی را با قدی بلند و تیپی عالی امتحان می‌کند، و دیگری را با قد کوتاه؛ یکی را با ثروت امتحان می‌کند و دیگری را با فقر و … این‌ها همه امتحانات الهی است، حال چرا من را با فقر امتحان کرده، و دوست من را با ثروت، واقعا نمی‌دانیم، اما می‌دانیم کارهای خداوند متعال بدون حکمت نیست و قطعا دلیل مناسب برای این کار وجود دارد، و لو این‌که ما در دنیا پاسخش را نگیریم.

نکته سوم اینکه: اگر خداوند متعال این فقر در دنیا و محرومیت از بسیاری از نعمت‌های دنیایی و سختی‌هایی که در دنیا برای ما پیش می‌آید را جبران نکند، جای این سوال وجود دارد که آیا این حرکت با عدالت خدا سازگار است یا نه؟ اما اگر او در سرای باقی این محرومیت‌ها را جبران کرده و به ما بگوید این نعمت‌های بهشتی فقط به خاطر همان فقر و نداری‌ای بود که در دنیا تو را به آن مبتلا کردم، دیگر با عدالت خدا منافات ندارد. بنابراین اگر خداوند متعال این کمبودها را برای ما جبران کند و در مقابل آن‌ها به ما نعمت دهد، چه بسا آرزو می‌کردیم، این مقدار ناچیز نعمت‌های دنیایی را هم نداشتیم.

روایات ما موید این سخن هستند؛ به طور مثال امام صادق(علیه‌السلام) فرمودند: «فقرای مسلمان، چهل خریف پیش از ثروت‌مندان وارد بهشت می‌شوند(خریف در روایات، هزار سال است)».[۱] هم‌چنین حضرت در روایت دیگری فرمودند: «خداى(عزوجل) روز قیامت مانند کسی که پوزش بخواهد، به فقرای مؤمن توجه می‌کند و می‌فرماید: به عزت و جلالم سوگند، به خاطر کم‌ارزشی شما در نزد خودم، شما را در دنیا فقیر نکردم، امروز رفتار من‌را با خود مى‌‏بینید، هر کس در دنیا به شما نیکى کرده، دستش را بگیرید و به بهشت ببرید.
مردى از فقرا می‌گوید: پروردگارا؛ اهل دنیا با یک‌دیگر در دنیا مسابقه گذاشتند، با زن‌های زیبا ازدواج کردند، جامه‏‌هاى نازک پوشیدند، خوراک خوردند، در کاخ‌ها نشستند، و مرکب‌هاى معروف سوار شدند، به من هم مثل آن‌چه به آن‌ها دادى، عطا کن. خداى تبارک و تعالى فرماید: براى تو و هر یک از شما، هفتاد برابر آن‌چه به اهل دنیا دادم از آغاز تا انجام دنیا می‌بخشم».[۲]

پس با توجه به این مطالب، فقیر بودن انسان، هیچ منافاتی با مهربانی خدا ندارد، بلکه ممکن است عین رحمت و مهربانی باشد، یعنی خداوند متعال چون ما را دوست دارد، ما را فقیر قرار داده، چون می‌دانسته اگر ما ثروتمند باشیم طغیان کرده و مسیر دیگری را در پیش گرفته و عاصی می‌شویم، لذا این فقر می‌تواند جلوه رحمت الهی باشد، خدا نمی‌خواهد ما به جهنم برویم.

__________________________________________________
پی‌نوشت
[۱]. «إِنَّ فُقَرَاءَ الْمُسْلِمِینَ یَتَقَلَّبُونَ فِی رِیَاضِ الْجَنَّهِ قَبْلَ أَغْنِیَائِهِمْ بِأَرْبَعِینَ خَرِیفاً ثُمَّ قَالَ سَأَضْرِبُ لَکَ مَثَلَ ذَلِکَ إِنَّمَا مَثَلُ ذَلِکَ مَثَلُ سَفِینَتَیْنِ مُرَّ بِهِمَا عَلَى عَاشِرٍ فَنَظَرَ فِی إِحْدَاهُمَا فَلَمْ یَرَ فِیهَا شَیْئاً فَقَالَ أَسْرِبُوهَا وَ نَظَرَ فِی الْأُخْرَى فَإِذَا هِیَ مَوْقُورَهٌ فَقَالَ احْبِسُوهَا»(الکافی، ج ۲، ص ۲۶۰)
[۲]. «إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ یَلْتَفِتُ یَوْمَ الْقِیَامَهِ إِلَى فُقَرَاءِ الْمُؤْمِنِینَ شَبِیهاً بِالْمُعْتَذِرِ إِلَیْهِمْ فَیَقُولُ وَ عِزَّتِی وَ جَلَالِی مَا أَفْقَرْتُکُمْ فِی الدُّنْیَا مِنْ هَوَانٍ بِکُمْ عَلَیَّ وَ لَتَرَوُنَّ مَا أَصْنَعُ بِکُمُ الْیَوْمَ فَمَنْ زَوَّدَ أَحَداً مِنْکُمْ فِی دَارِ الدُّنْیَا مَعْرُوفاً فَخُذُوا بِیَدِهِ فَأَدْخِلُوهُ الْجَنَّهَ قَالَ فَیَقُولُ رَجُلٌ مِنْهُمْ یَا رَبِّ إِنَّ أَهْلَ الدُّنْیَا تَنَافَسُوا فِی دُنْیَاهُمْ فَنَکَحُوا النِّسَاءَ وَ لَبِسُوا الثِّیَابَ اللَّیِّنَهَ وَ أَکَلُوا الطَّعَامَ وَ سَکَنُوا الدُّورَ وَ رَکِبُوا الْمَشْهُورَ مِنَ الدَّوَابِّ فَأَعْطِنِی مِثْلَ مَا أَعْطَیْتَهُمْ فَیَقُولُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى لَکَ وَ لِکُلِّ عَبْدٍ مِنْکُمْ مِثْلُ مَا أَعْطَیْتُ أَهْلَ الدُّنْیَا مُنْذُ کَانَتِ الدُّنْیَا إِلَى أَنِ انْقَضَتِ الدُّنْیَا سَبْعُونَ ضِعْفا».(الکافی ج ۲، ص ۲۶۲).

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true