×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
امیرالمومنین بدون شک معصوم بود

یکی از اعتقادات مهم شیعه در باب امامت این است که شیعه امام خود را که جانشین پیامبر گرامی اسلام(صلی‌الله‌علیه‌وآله) است، معصوم می‌داند و معتقد است چون امام باید معصوم باشد، امامت انتصابی است و این کار باید توسط خداوند متعال صورت گیرد.[۱] ما بر این مدعا هم دلیل عقلی داریم و هم دلیل نقلی که به طور مفصل در کتب مربوطه بحث شده است.[۲]

دشمنان این آیین به جای نقد ادله عقلی یا نقلی شیعه، به برخی جملات خود معصومین(علیهم‌السلام) روی آورده و به مخاطب القا می‌کنند که این سخنان با عصمت منافات دارد، پس سخن شیعه باطل است و خود امامان شیعه(علیهم‌السلام) گفته‌اند که معصوم نیستند. یکی از جملاتی که امروزه توسط برخی سایت‌ها و گروه‌های مخالف تشیع، مورد توجه قرار گرفته و آن را دلیلی بر ضد عصمت تلقی می‌کنند این جمله از امیرالمومنین(علیه‌السلام) است که در نهج البلاغه وجود دارد و می‌فرماید: «یا ابْنَ عَبَّاسٍ مَا یُرِیدُ عُثْمَانُ إِلَّا أَنْ یَجْعَلَنِی جَمَلًا نَاضِحاً بِالْغَرْبِ أَقْبِلْ وَ أَدْبِرْ بَعَثَ إِلَیَّ أَنْ أَخْرُجَ ثُمَّ بَعَثَ إِلَیَّ أَنْ أَقْدَمَ ثُمَّ هُوَ الآْنَ یَبْعَثُ إِلَیَّ أَنْ أَخْرُجَ وَ اللَّهِ لَقَدْ دَفَعْتُ عَنْهُ حَتَّى خَشِیتُ أَنْ أَکُونَ آثِما: اى پسر عبّاس! عثمان جز این نمی‌خواهد که من‌را سرگردان نگه‌دارد، گاهى بروم و گاهى برگردم، یک‌بار پیغام فرستاد از مدینه خارج شوم، دوباره خبر داد که باز گردم، هم‌اکنون تو را فرستاده که از شهر خارج شوم. به خدا سوگند، آن‌قدر از او دفاع کردم که ترسیدم گناه‌کار باشم».[۳] آن‌ها می‌گویند: این جمله پایانی با عصمت منافات دارد و بیان می‌کند که دفاع حضرت از عثمان اشتباه بوده است که حضرت ترس این را دارد که نکند مرتکب گناه شده باشد.

پاسخ:
معمولا دشمنان شیعه سخنان بزرگان ما یا مطالب تاریخی را تقطیع کرده و طوری جلوه می‌‎دهند که به مخاطب خود القا کنند سخن آنان درست است، در این مورد هم همین رویه را در پیش گرفته‌اند و با تقطیع مطلب می‌خواهند سخن خود را درست جلوه دهند. اما اگر به اصل داستان بپردازیم و همه مطلب و فضای آن زمان را در نظر بگیریم، هرگز چنین برداشتی از کلام حضرت نمی‌شود.

داستان از این قرار است: زمانی‌که شورشیان به مدینه آمده و دور خانه عثمان حلقه زده‌اند؛ امیرالمومنین(علیه‌السلام) مورد سوء ظن عثمان قرار گرفت، عثمان وجود حضرت در مدینه را مضر به حال خود می‌دید، چرا که ایشان تکیه‌گاه و مایه امیدی برای آینده انقلابیون به شمار می‌رفت، خصوصا این‎که گاهی انقلابیون به نام حضرت شعار می‌دادند و رسما عزل عثمان و زمام‌داری حضرت را عنوان می‌کردند. لذا عثمان مایل بود حضرت در مدینه نباشد، تا چشم انقلابیون کمتر به او بیافتد؛ از این رو از امیرالمومنین(علیه‌السلام) خواست از مدینه خارج شود و موقتا به مزرعه خود در «ینبع» که حدود ده فرسنگ با مدینه فاصله داشت برود.

از طرف دیگر می‌دید حضرت خیرخواهانه میان او و انقلابیون وساطت می‌کند و وجودش مایه آرامش است؛ لذا طولی نکشید که از خلاء ناشی از نبود حضرت، احساس ناراحتی کرد و به حضرت پیام داد که به مدینه برگردد. طبعا وقتی که حضرت به مدینه برگشت، شعارها به نامش داغ‌تر شد، به همین خاطر بار دیگر عثمان از ایشان خواست مدینه را ترک کند. ابن عباس پیغام عثمان را آورد که تقاضا کرده بود بار دیگر مدینه را ترک کند و به همان مزرعه برود. حضرت نیز از این رفتار توهین‌آمیز عثمان ناراحت شد و فرمود: «ای پسر عباس! عثمان جز این نمی‌خواهد که حالت من حالت شتر آب‌کش باشد، که کارش این است در یک مسیر معین هی برود و برگردد. عثمان گفت از مدینه خارج شوم، سپس پیغام فرستاد که برگردم؛ اکنون بار دیگر تو را فرستاده که از مدینه خارج شوم. به خدا قسم آن‌قدر از عثمان دفاع کردم که می‌ترسم گنه‌کار باشم».[۳]

امیرالمومنین(علیه‌السلام) در این فضا به ابن عباس می‌فرماید: «من آن‌قدر از عثمان دفاع کردم که می‌ترسم گناه‌کار باشم». این جمله حضرت در واقع پاسخ به رفتار عثمان است که می‌خواهد او از مدینه خارج شود، حضرت با این بیان می‌خواهد بفرماید من تمام تلاش خود را برای دفاع از عثمان انجام دادم، آن وقت عثمان از من می‌خواهد بیرون بروم، این اوج بی‌انصافی است؛ لذا این جمله حضرت دال بر مبالغه و تلاش بیش از حد حضرت برای نجات عثمان است.
حضرت نمی‌خواهد بگوید من اشتباه کردم که از عثمان دفاع می‌کنم، بلکه می‌خواهد به بگوید من بیش از حد معمول برای رفع مشکل تلاش کردم، لذا کنایه است و انسان نباید فقط ظاهر عبارت را ببیند.

«ابن ابی‌الحدید معتزلی» نیز در شرح این عبارت می‌گوید: این عبارت را دو جور می‌توان تفسیر کرد، اول این‌که بگوییم این عبارت دال بر مبالغه و زیادی تلاش حضرت برای نجات عثمان است، لذا کنایه است. دوم این‌که بگوییم این جمله یعنی من آن‌قدر تلاش کردم عثمان را نجات دهم که برای جان خود می‌ترسم و ممکن است انقلابیون حتی من را هم متهم کنند و به من هم تعرض کنند؛ پس در نزد انقلابیون من نیز گناه‌کار بوده و ممکن است به من هم حمله کنند».[۴] البته بنا بر هر دو تفسیر وی، هیچ اشکالی بر عصمت حضرت نیست، لذا کار حضرت درست بوده و وظیفه حضرت دفاع از عثمان بود تا خلیفه کشی در بین مسلمین باب نشود.

البته این احتمال هم وجود دارد که حضرت در این جمله منظورشان این باشد من آن‌قدر از عثمان دفاع کردم که می‌ترسم دیگران من‌را به گناه و معصیت متهم کنند، یعنی در نظر آنان نزدیک بود متهم به گناه و فسق شوم. شاهد این سخن نیز این است که حضرت در نامه‌ای به معاویه که از حضرت قاتلان عثمان را خواسته بود نوشت: «راستى کدام‌یک از ما دشمنی‌اش با عثمان بیشتر بود؟ و راه را براى قاتلان او هموار کرد؟ آن‌کس که او را یارى کرد و از او خواست در جایش بنشیند و به کار مردم برسد؟ یا آن‌کسی که عثمان از او یارى خواست و دریغ کرد؟ و به انتظار نشست تا مرگش فرا رسد؟ به خدا سوگند: … من ادّعا ندارم که در مورد  بدعت‌هاى عثمان، بر او عیب نمی‌گرفتم، نکوهش می‌کردم و از آن عذرخواه نیستم؛ اگر گناه من ارشاد و هدایت اوست، بسیارند کسانى که ملامت شوند و بی‌گناه‌اند. و بسیارند ناصحانى که در پند و اندرز دادن مورد تهمت قرار می‌گیرند. من قصدى جز اصلاح تا نهایت توانایى خود ندارم و موفّقیت من تنها به لطف خداست و توفیقات را جز از خدا نمی‌خواهم، بر او توکّل می‌کنم و به سوى او باز می‌گردم».[۵]

این‌جا حضرت بیان می‌کنند که من عثمان را سفارش کردم که این کارها را ترک کند و بسیار هم او را نصیحت کردم؛ اما در این نصیحت کردن و خیرخواهی مورد تهمت قرار گرفتم و برخی من را خطا کار و گناه‌کار نامیدند. این بیان حضرت یعنی من وظیفه خود را انجام دادم و کار درست همان بود که من انجام دادم، اما ممکن است برخی من را گناه‌کار بدانند. لذا در این‌جا نیز این جمله را همین‌جور معنا می‌کنیم و می‌گوییم ترس حضرت از این بوده که دیگران او را گناه‌کار بخوانند.

در نتیجه: این سخن حضرت با عصمت ایشان هیچ منافاتی ندارد؛ زیرا یا کنایه است و منظور حضرت این بوده که من برای دفاع از عثمان بسیار تلاش کردم؛ یا منظور این بوده که این‌قدر تلاش کردم که ترسیدم دیگران من را گناه‌کار بدانند؛ که در هر دو صورت هیچ منافاتی با عصمت حضرت ندارد.
____________________________________
پی‌نوشت
[۱]. العقائد الجعفریه، شیخ طوسى‏، مکتبه النشر الإسلامی‏، قم‏، ۱۴۱۱ ق‏، چاپ اول‏، ص ۲۴۹٫
[۲]. برای مطالعه به کتاب امامت در بینش اسلامی نوشته علی ربانی گلپایگانی مراجعه فرمایید.
[۳]. نهج البلاغه، خطبه ۲۴۰٫
[۴]. شرح ‏نهج ‏البلاغه، ابن ابى الحدید، مکتبه آیه الله المرعشی‏، قم‏، ۱۳۷۸- ۱۳۸۳ ش‏، ج ۱۳، ص ۲۹۷٫
[۵]. نهج البلاغه، نامه ۲۸٫

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true