×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

false
true
true
سروش و تجربه دینی

در پست قبلی گفته شد که دکتر سروش در فرضیه‌ای که ارائه می‌کند، قرآن را تجربه و کشف و شهود خود پیامبر اکرم(صلی‌الله‌علیه‌وآله) می‌داند. آقای سروش در برخی از تعبیرهای خود، وحی را از نسخ تجربه دینی دانسته است؛ چنان که گفته است مقوم شخصیت پیامبران همان وحی یا به اصطلاح امروز «تجربه دینی» است. در این تجربه پیامبر چنین می‌بیند که گویی کسی نزد او می‌آید و در گوش و دل او، پیام و فرمان‌هایی را می‌خواند و او را مکلف به ابلاغ آن پیام‌ها می‌کند. تفاوت پیامبر با دیگران در این است که آنان در حیطه و حصار تجربه شخصی باقی نمی‌مانند و با آن دل‌خوش نمی‌دارند، بلکه با حصول این تجربه، ماموریت جدیدی احساس می‌کنند و انسان تازه‌ای می‌شوند.[۱] حال باید دید آیا این سخن وی درست است یا خیر؟

اما برای این‌که بتوانیم به مقایسه وحی با تجربه دینی بپردازیم، لازم است نخست درک روشنی از تجربه دینی داشته باشیم. لذا به صورت خلاصه به بیان تجربه دینی می‌پردازیم، سپس به پرسش بالا پاسخ خواهیم داد.
تجربه دینی از دو عنصر تجربه و دین تشکیل شده است. تجربه در عرف عام عبارتست از فرا گرفتن تدریجی دانش یا هنری در متن زندگی؛ یا نوعی احساس درونی همراه با عواطف که به صورت عکس‌العمل روانی و دفعی در روان و ذهن انسان پدید می‌آید، مانند احساسی که در حالت ترس و بیماری به انسان دست می‌دهد، که آنی‌الوجود و زودگذر است. از کاربردهای این اصطلاح در لسان علمای این فن، فهمیده می‌شود که منظور از تجربه، همین معنای دوم بوده است.[۲]

فیلسوفان دین متعلق این تجربه را در ارتباط با «حقیقت متعالی و غایی» می‌دانند؛ چرا که گفته‌اند: شرط تجربه دینی این است که خداوند یا حقیقت غایی موضوع آن تجربه باشد.[۳] البته گاهی متعلق این تجربه خود خداوند یا حقیقت غایی است و گاهی هم مظاهری از او دیده می‌شود. پس تجربه دینی یعنی دیدن خداوند متعال یا یکی از مظاهر او، حال یا با چشم ظاهری یا با قلب.

بعد معرفتی تجربه دینی
در این‌که تجربه دینی با نوعی از علم حضوری همراه است شکی نیست؛ اما در این‌که آیا علم حصولی نیز به دنبال دارد یا خیر، اختلاف وجود دارد. «شلایرماخر» و پیروان او تجربه دینی را احساس اتکای مطلق و یک‌پارچه به مبدا یا قدرتی متمایز از جهان دانسته است؛ تجربه‌ای شهودی که مستقل از مفاهیم، تصورات و اعتقادات است، لذا قابل توصیف نیست.[۴] ویلیام آلستون تجربه دینی را از نوع احساس حسی می‌داند، چرا که در نظر او تمام ارکان ادراک حسی را دارد.[۵]

ارزیابی
بدون شک تجربه دینی از نوع علم حصولی نیست، بلکه حضوری و شهودی است اگر چه مسبوق به علومی حصولی است که در ذهن ما قرار دارد، اما خود تجربه دینی از سنخ محسوسات نیست؛ زیرا تجربه حسی یا از نوع احساس درونی مانند گرسنگی، تشنگی و … است یا از نوع احساس بیرونی مانند احساس زبری و نرمی؛ سردی و گرمی و … . به این دلیل که حقیقت غایی در بیرون وجود ماست، این تجربه از نوع احساس درونی نیست، و به این دلیل که حیقیت غایی جسم ندارد و جسمانی نیست، از نوع دوم هم نیست، پس نمی‌توان پذیرفت که تجربه دینی از نوع علم حصولی باشد و فرآیندی مادی را بپیماید؛ لذا نظریه آلستون نمی‌تواند صحیح باشد.[۶]

ویژگی های تجربه دینی پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله)
حال به مقایسه تجربه دینی با وحی پیامبران می‌پردازیم. آقای سروش هر دو را از یک سنخ می‌داند و تنها برای تجربه پیامبران دو ویژگی منحصر به فرد ذکر می‌کند: یکی این‌که با درجه بالایی از یقین‌آوری، درخشندگی و شجاعت‌زایی همراه است و دیگری این‌که با احساس وظیفه و ماموریت برای هدایت بشر همراه است.
اما هیچ‌یک از این دو، به گونه‌ای نیست که بتواند ملاکی برای تمایز این تجربه از دیگر تجربه‌های بشری باشد؛ زیرا از حیث عقلی می‌توان تصور کرد که فردی غیر از پیامبران الهی تجربه‌ای داشته باشد که هر دو ویژگی را داشته باشد، یعنی هم برای او یقین‌آور باشد و هم در خود احساس وظیفه برای هدایت مردم کند؛ چنان‌چه در طول تاریخ انسان‌هایی بوده‌اند که در خود احساس کرده‌اند باید برای رشد و هدایت مردم قیام کنند و در جامعه خود تحولی عظیم ایجاد کنند.[۷] در واقع آقای سروش هیچ دلیلی بر مدعای خود که وحی از سنخ تجربه دینی است، ارائه نمی‌کند.

تجربه دینی و تعالیم و احکام دینی
داده‌ها و آموزه‌های وحیانی از نظر کمیت و کیفیت به گونه ایست که از طریق تجربه دینی قابل تبیین و توجیه نیست؛ به عبارت دیگر این همه دستورات دین، در حوزه‌های مختلف اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و… با تجربه دینی قابل توجیه نیست. تجربه دینی از سنخ علم حضوری و بسیط است و محدود، و هرگز نمی‌تواند گزاره‌های دینی را از آن نتیجه گرفت. گویا آقای سروش نیز متوجه این اشکال بوده و برای حل این اشکال می‌گوید تجربه‌های پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) دو گونه بوده است، یکی درونی و دیگری بیرونی؛ وی آموزه‌های دینی در حوزه اعتقادات و عبادات و پیام‌های کلی دین در زمینه احکام و تعالیم اجتماعی را محصول تجربه درونی پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) و قوانین اجتماعی اسلام(سیاسی، اقتصادی، قضایی، جزائی و مدنی) را محصول تجربه بیرونی او می‌داند.
اما اشکال این سخن این است که در این صورت دستورها و احکام اسلامی که در حوزه تجربه‌های بیرونی پیامبر(صلی‌الله‌علیه‌وآله) قرار دارد، از مقوله وحی و الهام نبوده است و این مطلب مخالف نظر خود آقای سروش است زیرا او تمام دستورات پیامبران را وحی و الهام می‌داند.

نتیجه‌گیری:
اگر کسی تجربه دینی را گسترش داده و آن را اعم بداند از دیداری و شنیداری، آن‌گاه اشکال وارد شده پاسخ داده می‌شود و این تجربه می‌تواند تمام دین را توجیه کند، زیرا پیامبر هم معارف الهی را می‌بیند و هم دستورات الهی را می‌شنود. لذا دیگر اشکالی از بابت شمول آن بر تعالیم وحیانی نخواهد داشت. بر این اساس می‌توان گفت: وحی نبوت تجربه‌ای دینی است که به پیامبران اختصاص دارد؛ تجربه‌ای که محتوای آن دین و شریعت الهی است که از طریق ارتباط ویژه‌ای که پیامبر با عالم الوهی دارد، به وی القا می‌شود.
ویژگی دوم تجربه دینی پیامبران این است که با عصمت همراه است و خطاپذیر نیست. این ویژگی از ماهیت خود تجربه دینی ناشی نمی‌شود، بلکه ناشی از عنایت و حکمت خاص خداوند متعال درباره پیامبران و اوصیای آنان است. و گرنه تجربه دینی از این حیث که تجربه است، خطاپذیر است.[۸]

بنابراین سخن آقای سروش در این‌که وحی از مقوله تجربه دینی است، با این تصحیح قابل قبول است، یعنی هم دایره آن را گسترش دهیم و شامل تجربه‌های شنیداری نیز بشود و هم آن‌را معصوم بدانیم. اما آقای سروش سخنانی دارد که قابل قبول نیست، چرا که او هم وحی را خطا پذیر می‌داند و هم فعل خود پیامبر. و بر این اساس تعالیم و احکام دینی در مسائل اجتماعی را ناشی از تجربه‌های بیرونی پیامبر می‌داند که خارج از تجربه دینی به معنای مصطلح است که امری باطنی است. و این سه مورد قابل قبول نیست.

در نتیجه: آقای سروش در فرضیه‌ای که ارائه کرده، وحی را از نوع تجربه دینی دانسته است. اما این سخن نادرست است؛ چرا که تجربه دینی نمی‌تواند کل دین را توجیه کند، هم‌چنین خطاپذیر نیز می‌باشد، در حالی‌که اثبات می‌شود پیامبر حداقل در حوزه دین، معصوم است.

__________________________________
پی‌نوشت
[۱]. سروش، عبدالکریم، بسط تجربه نبوی، تهران، موسسه فرهنگی صراط، ۱۳۷۸، ص۳و۴٫
[۲]. وحی نبوی، علی ربانی گلپایگانی، پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی، تهران، ۱۳۹۱ش، ص۱۴۳٫
[۳]. عقل و اعتقاد دینی، مایکل پترسون و دیگران، ترجمه مهدی نراقی-احمد سلطانی، تهران، طرح نو، ۱۳۷۶ش، ص ۳۸٫
[۴]. همان.
[۵]. همان، ص ۴۴٫
[۶]. وحی نبوی، همان، ص۱۴۷٫
[۷]. همان، ص ۱۴۹٫
[۸]. همان، ص ۱۵۳٫

false
false
false
false

شما هم می توانید دیدگاه خود را ثبت کنید

√ کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است
√ آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد


true