×

منوی بالا

منوی اصلی

دسترسی سریع

اخبار سایت

اخبار ویژه

امروز : شنبه, ۸ آذر , ۱۳۹۹  .::.   برابر با : Saturday, 28 November , 2020  .::.  اخبار منتشر شده : 0 خبر
انتخابات ریاست جمهوری امریکا و مسأله ی دموکراسی

(۱۲/۸/۱۳۹۹-زهره خوشنام وند دکتری علوم سیاسی و روابط بین الملل )

شیوه ی انتخابات ریاست جمهوری امریکا به دلیل سازو کارهای پیچیده و قوانین خاصی که دارد همیشه مورد بحث و جدل بوده است که آیا این شیوه ی انتخاباتی (الکترال کالج یا مجمع برگزیدگان )دموکراتیک است یا خیر؟آیا ریس جمهور اقلیت می تواند مظهر دموکراسی باشد یا خیر ؟ آیا افرادی که شهروند امریکاهستند و به دلیل جابه جایی در خود خاک امریکا دیگر نمی تواند رای خود را به صندوق بیندازند بر نتیجه ی انتخابات تاثیرگذار هست یا نه؟و یا اینکه سرزمین هایی که تحت حاکمیت سیاسی امریکا هستندو شهروند امریکا محسوب می شوندو اما حق شرکت در انتخابات ریاست جمهوری امریکا را ندارند مانعی بر اجرای دموکراسی در این کشور می باشد یا خیر؟

 در مقاله ی پیش رو ، ابتدا توضیحی کوتاه از دموکراسی ارایه شده ودر ادامه به بررسی سوالات بالا خواهیم پرداخت .

دموکراسی یا همان مردم سالاری به معنای وجود حق طبیعی افراد برای شرکت در تصمیم گیری هایی است که امور همگانی جامعه محسوب می شود ،و نه به معنای لیبرالیسم و آزادی فرد ،که این امر بر بسیاری از افراد مشتبه شده است و در تعریف لیبرالیسم مفاهیمی را ارایه می دهند که اساسا با جداسازی گزاره های اصلی، ماهیت این دو با یکدیگر هیچ تفاوتی ندارد.

لیبرالیسم ،فلسفه و مبانی فکری است که هستی شناسی ،انسان شناسی و معرفت شناسی خاص خود را نسبت به جهان بیان می کند اما در واقع آنچه که به دموکراسی ارتباط پیدا می کند حق تصمیم گیری افراد نسبت به امور جامعه است به این معنا که هر شخص می تواند در مورد امور جامعه نظر دهد و تصمیم بگیرد اما واقعیت امر این است که افراد جامعه نمی توانند برای هر امری به گفت و گو با یکدیگر بپردازند و تصمیم بگیرند لذا تجربه ی تاریخی ملت ها وتاثیرگذاری  نظریات افرادی چون هابز، لاک و روسو که به اصحاب قرار داد اجتماعی شهرت دارند این را مطرح می کند که برای اجرای دموکراسی راهی جز انتخاب نمایندگانی که اکثریت مردم آنها را برمیگزینند وجود ندارد . اینگونه بود که دموکراسی های غیر مستقیم یا نمایندگی پا به عرصه ی وجود گذاشتند و دموکراسی مساوی شد با انتخابات و رای اکثریت مردم و حکومتی دموکرات است که رای اکثریت مردم در تصمیم گیری ها بر هرچیز دیگر مقدم باشد خواه این اکثریت دموکرات باشد خواه کمونیست و خواه سوسیال . به این معنا که هر از گاهی ممکن است دموکراسی، لیبرالیسم را کنار بزند .به مانند  تجربه ی آلمان ها در جمهوری وایمار که یک حکوت لیبرال  بود و با رای اکثریت و یا همان دموکراسی ، پرده ی لیبرالیسم را دریدند و حکومت فاشیستی را جایگزین کردند .اساسا وجود گروههای موسوم به آنتی فا در امریکا با توجه به اینکه امریکا تجربه ی حکومت فاشیستی را نداشته به دلیل ترس از این خاصیت دموکراسی و تجربه ی آلمان است . با این مقدمه به بررسی دموکراسی در انتخابات ریاست جهوری امریکا خواهیم پرداخت .

بررسی انتخابات ریاست جمهوری امریکا از زوایای مختلف ،از آن جهت دارای اهمیت است که ایالات متحده به عنوان تاثیرگذار ترین بازیگر در نظام بین الملل نه تنها شرایط داخلی و خارجی خود را تحت تاثیر قرار  می دهد بلکه ممکن است تاثیرات بیشتری را بر امور داخلی و چرخش کامل سیاست خارجی دیگر دول داشته باشد .

در امریکا ریس جمهور ، مستقیما توسط مردم انتخاب نمی شود بلکه توسط الکترال کالج یا مجمع نمایندگان انتخاب می شود .مجمع نمایندگان ۵۳۸ نفر هستند که ریس جمهور را تعیین می کنند .که این تعداد معادل  تعداد ۱۰۰ نفر سناتور و ۴۳۸ نفر نمایندگان مردم هستند .

این ۵۳۸رای مستقیما به شهروندان اعطا نمی شود بلکه میان ایالت ها تقسیم می شود اما رای مجمع نمایندگان بر چه اساسی میان ایالت ها تقسیم می شود ؟هر ایالت فارغ از کم یا زیاد بودن جمعیتش ۲ رای دارد بقیه آرا  تقریبا براساس جمعیت ایالت ها تقسیم می شوند هرچه جمعیت ایالت بیشتر باشد ارای بیشتری هم دریافت می کند به این ترتیب ایالت های کوچک کمی بیش از جمعیتشان رای دریافت می کنند چرا که ۲ رای فارغ از میزان جمعیت به آنها داده شده . اوایل نوامبر وقتی مردم پای دستگاههای رای می روند مستقیما به ریس جمهور رای نمی دهند بلکه به ایالتشان می گویند که دوست دارند ایالتشان سهمش از آرای مجمع برگزیدگان را به کدام نامزد بدهند از پنجاه ایالت امریکا ۴۸ ایالت ، همه ی آرای مجمع نمایندگان خود را به نامزدی می دهند که اکثریت آرای مردمی را در آن ایالت به دست آورده است مثلا فلوریدا را در نظر بگیرید که ۲۹ رای مجمع انتخاب کنندگان دارد اگر نامزدی اکثریت آرای مردمی را در فلوریدا کسب کند حتی اگر اکثریت نصف به علاوه یک نفر باشد باز هم تمام آرای مجمع انتخاب کنندگان را می برد . برای مثال اگر چهار ایالت را در نظر بگیریم که جمعیت رای دهنده ی ایالت اول ۳۰ میلیون نفر، ایالت دوم ۱۰ میلیون نفر ، ایالت سوم ۱۰ میلیون نفر و ایالت چهارم ۵ میلیون نفر باشد و نامزد حزب اول در ایالت اول ۱۶ میلیون رای و در ایالت چهارم ۳ میلیون رای کسب کند مجموعا ۱۹ میلیون آرای مردمی کسب کرده است .و اگر بقیه آرای باقی مانده به طور کامل به نامزد دوم اختصاص داده شود ۳۶ میلیون رای دریافت کرده است . اما طبق قانون الکترال کالج امریکا نامزدی که ۱۹ میلیون رای دریافت کرده ،برنده انتخابات خواهد شد چرا که طبق قوانین انتخابات ریاست جمهوری امریکا اگر شخص در هر ایالت اکثریت آرا را کسب کند کل آرای آن ایالت، یعنی آرای آنانی هم که به نامزد مخالف رای داده اند به نامزدی که اکثریت آرا را کسب کرده  داده می شود . پس براساس این قانون نامزدی که ۱۶ میلیون رای در ایالت اول کسب کرده صاحب کل آرای آن ایالت  می شود و ۳۰ میلیون رای به نام او ثبت خواهد شد و ۱۴ میلیون رای نامزد دوم باطل می شود و همچنین در ایالت چهارم نیز پنج میلیون رای به نام نامزد اول ثبت خواهد شد که مجموعا نامزد اولی که رای مردمی او ۱۹ میلیون بود ۳۵ میلیون رای با نام او ثبت می شود و نامزد دوم که ۳۶ میلیون آرای مردمی را دریافت کرده بود مجموعا ۲۰ میلیون رای برای او ثبت خواهد شد .البته این اعداد فقط جنبه ی مثالی دارد که خواننده متوجه چگونگی محاسبه این آرا شود به این معنا که چنین چیزی مطابق با قوانین امریکا امکان پذیر خواهد بود. در واقعیت نیز چنین اتفاقی افتاده است اما نه با این اختلاف فاحش. جرج دابیلو بوش در سال ۲۰۰۰  در مقابل رقیب انتخاباتی خود ال گور به پیروزی رسید در حالی که آرای مردمی ال گور به میزان ۵۴۳۸۹۵رای بیش از بوش بود . ودر سال ۲۰۱۶ دونالد ترامپ در مقابل رقیب انتخاباتی خود هیلاری کلینتون به پیروزی رسید در حالی که آرای مردمی کلینتون به میزان ۲۸۶۵۰۷۵ رای بیش از ترامپ بود در نتیجه ایالت های کوچکی که تعداد نمایندگانشان بیش از جمعیت هست مطابق با قانون۲ رای  الکترال ثابت و ایالتهای بزرگ مطابق با قانون ابطال آرای نامزد اقلیت در ایالت، بر جنبه های غیر دموکرات انتخابات امریکا می افزاید.منتقدین این را خلاف دموکراسی می دانند چرا که معتقدند دموکراسی یعنی حکومت اکثریت مردم اما رای الکترال کالج صراحتا این اجازه را می دهد افرادی ریس جمهور شوند که مطابق با دموکراسی انتخاب نشده اند و ریس جمهور اکثریت مردم نیستندو شخص می تواند بدون توجه به دیگر ایالت ها تمام تلاش خود را برای کسب رضایت ایالت های بزرگ به کارگیرد و این عملا به معنای بی ارزش بودن آرای دیگر ایالت هاست . و این امکان وجود دارد که ایالت های بزرگی  که به طور سنتی طرفدار حزب خاصی بوده اند در بحبوحه ی تبلیغات انتخاباتی با وعده هایی بیش از پیش نسبت به سایر ایالات همچنان جمهوری خواه و یا دموکرات باقی بمانندو تلاش نامزد حزب رقیب نتواند برآنها اثرگذار باشد و آرای انها آرای عقلانی نباشد . در مقابل موافقین رای الکترال کالج معتقدند که وجود ریس جمهور اقلیت دقیقا مطابق با دموکراسی است چرا که به رای تمامی مردم اهمیت داده می شود اینکه همیشه اکثریت حاکم باشد یک نوع دیکتاتوری اکثریت است هر از گاهی ریس جمهور باید ریس جمهور اقلیت باشد اما منقدین در پاسخ به این اظهار نظر، بیان می کنند که چگونه تضمین می شود رای دهندگان اقلیت همان رای دهندگان اکثریت در دور قبل نباشند که در دورگذشته نامزد خود را با اکثریت آرا به کرسی نشاندن و این بار با آرای اقلیت این کار را کردند و در نهایت معتقدند که این شیوه ی انتخاباتی نه تنها دموکرات نیست بلکه ضد دموکراسی است و بیان می کنند که امریکا باید این شیوه را تغییر داده چرا که این روش بسیار قدیمی بوده و مبنای دموکراسی ندارد و تنها به دلیل اینکه در گذشته جمع  آوری آرای مردم به وسیله ی چاپار بسیار مشکل بوده و پروسه ی  انتخاب ریس جمهور بسیار طولانی می شده استف هر ایالت به ناچار یک نفر را به عنوان نماینده خود انتخاب کرده و او قول میداد که نظر اکثریت مردم را به سمع و نظر دیگر نمایندگان برساند . اما امروزه با گسترش و سهولت ارتباطات دیگر نیازی نیست شخصی به نمایندگی از طرف مردم بگوید که مردم فلان ایالت دوست دارند فلان کاندیدا ریس جمهور آنها شود چه بسا که این شیوه ،مساله ای دیگر را به وجود می آورد و آن هم مساله ( نماینده خاین) است که ممکن است بر خلاف نظر اکثریت مردم ایالتش رای دهد و حدودا ۸۷ بار در طول تاریخ امریکا این اتفاق افتاده که نماینده بر خلاف خواسته ی مردم ایالت به نامزدی دیگر رای داده است و این یعنی بی اعتبار بودن رای اکثریت مردم آن ایالت . اما بحث مجمع نمایندگان که حق انتخاب ریس جمهور را دارند تنها به ایالت ها مربوط می شود. حال تکلیف ۱۱ میلیون امریکایی که در ایالات زندگی نمی کنند چه می شود و این امریکایی ها که در واقع شهروند امریکا محسوب می شوند کجایند ؟

حدود ۶۰۰ هزار نفر در منطقه ی کلمبیا هستند که عمدا از ایالت ها جدا شده تا پایتخت کشور، تحت تاثیر سیاستهای ایالتی قرار نگیرد در بیشتر طول تاریخ امریکا، ساکنان این منطقه نمی توانستند برای انتخابات ریاست جمهوری رای دهند . در سال ۱۹۶۴قانون اساسی اصلاح شد تا معادل کم جمعیت ترین ایالت یعنی وایومینگ رای مجمع نمایندگان به منطقه ی کلمبیا داده شود . اما مناظقی دیگر در امریکا هستند که هنوز هیچ حق رایی برای انتخاب ریس جمهور ندارند مناطقی چون پرتوریکو، گوام ،جزایر ویرجین امریکا و جزایر ماریانای شمالی که از قلم افتاده اند چون نه ایالت هستند و نه اصلاحیه ای در قانون اساسی دارند که حق رای آنها را به رسمیت بشناسند در حالی که اینان شهروند امریکا بوده و تحت حاکمیت سیاسی امریکا هستند و ریس جمهور امریکا ریس جمهور این مناطق نیز محسوب می شود . یعنی این مناطق از همه نظر شبیه منطقه ی کلمبیا هستند و ۴/۴ میلیون نفر جمعیت دارند شاید رقم زیادی به نظر نیاید اما بیشتر از مجموع جمعیت ایالت های وایومینگ ، ورمانت ، داکوتای شمالی  داکاتوی جنوبی ، آلاسکا و دلاور است . اگر این مناطق دست کم چهار ایالت محسوب می شدند هر ایالت  می تواند ۲ نماینده ی ثابت و در مجموع ۸ نماینده و دست کم هر ایالت ۱ نماینده به تناسب جمعیت و مجموعا می توانستند ۱۲ نماینده از مجمع برگزیدگان داشته باشند .وضعیت این مناطق وقتی عجیب به نظر می رسد که آن را با امریکایی های دیگری مقایسه می کنید که کلا ساکن ایالات متحده امریکا نیستند یعنی ۳/۶ میلیون امریکایی که ساکن دیگر کشورها هستند .شهروندان امریکایی که به دیگر کشورها می روند معمولا می توانند رای خود را به ایالتی پست کنند که ساکن آن بوده اند اما اگر در درون خود امریکا جابه جا شوند و به یکی دیگر از مناطق متعلق به امریکا بروند تا وقتی که  آنجا زندگی می کنند حق رای دادن برای انتخاب ریس جمهور را ندارند یعنی اینها تنها نقاطی در سراسر کره ی زمین هستند که امریکایی ها نمی توانند به ریس جمهور خود رای دهند حتی فضا نوردان هم که خارج از کره ی زمین هستند می توانند رای دهند اما افرادی در خاک خود امریکا هستند نه. اما طرفداران این دیدگاه معتقدند که اگر چنین قانونی وجود نداشته باشد افراد زیادی به هنگام برگزاری انتخابات به ایالت های بزرگ سفر کرده و ممکن است نتیجه ی انتخابات با توجه به تاثیر گذاری شهرهای بزرگ تغییرکند. در پاسخ به اینان منقدین بیان میکنند که این پاسخ موافقین ،خود مهر تاییدی است بر نادرستی انتخابات به روش الکترال کالج و در ضمن فرض موافقین که می گویند امکان مهاجرت در زمان انتخابات به شهرهای بزرگ برای تغییر در نتیجه ی انتخابات بسیار بعید است و ما نمی توانیم به خاطر این فرض بعید حق رای را از بسیاری از امریکایی هایی که به دلایلی از مکانی به مکان دیگر در خاک ایالات متحده جابه جا می شوند را بگیریم .

با توجه به این سازو کارهای پیچیده تا چه حد می توان استدلال تحلیل گران حامی سیستم انتخابات الکترال کالج را پذیرفت و انتخابات ریاست جمهوری آمریکا را تا چه میزان میتوان منطبق بر استانداردهای دموکراسی دانست.

 

 

  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.
  •